روز یکشنبه به پارلمان اسراییل منتقل شد و دوشنبه با حضور شمار محدودی از مقامات دفن شد.آریل شارون
که به دلیل بی پروایی در دنیای سیاست در اسرائیل به بولدوزر،قصاب،خونخوار
و ... معروف شده بود، در گاوداری مزرعه شخصی خود و در کنار قبر همسرش،
لیلی که سیزده سال پیش درگذشته بود دفن شد.
آزاد شدگان شهدا
چند
سال قبل اتوبوسی از دانشجویان دختر یکی از دانشگاههای بزرگ کشور آمده
بودند جنوب. چشمتان روز بد نبیند... آنقدر عجیب و غریب بودند که هیچ کدام
از راویان، تحمل نیم ساعت نشستن در آن اتوبوس را نداشتند. وضع ظاهرشان
فوقالعاده عجیب بود.
حتی اجازه یک کلمه حرف زدن به راوی را نمیدادند، فقط میخندیدند و مسخره میکردند...
از هر دری خواستم وارد شوم، نشد که نشد؛ یعنی نگذاشتند که بشود...
دیدم
فایدهای ندارد! گوش این جماعت بدهکار خاطره و روایت نیست که نیست! باید
از راه دیگری وارد میشدم... ناگهان فکری به ذهنم رسید... اما... سخت بود و
فقط از شهدا برمیآمد...
سپردم به خودشان و شروع کردم.
گفتم: بیایید با هم شرط ببندیم!
خندیدند و گفتند: اِاِاِ ... حاج آقا و شرط!!! شما هم آره حاج آقا؟؟؟
گفتم: آره!!!
گفتند: حالا چه شرطی؟
گفتم:
من شما را به یکی از مناطق جنگی میبرم و معجزهای نشانتان میدهم، اگر
به معجزه بودنش اطمینان پیدا کردید، قول بدهید راهتان را تغییر دهید و به
دستورات اسلام عمل کنید.
گفتند: اگر نتوانستی،چه؟
گفتم: هرچه شما بگویید.
گفتند:اگر معجزه نشد با همین چفیهای که به گردنت انداختهای، میایی وسط اتوبوس و شروع میکنی به رقصیدن!!!
اول
انگار دچار برقگرفتگی شده باشم، شوکه شدم، اما چند لحظه بعد یاد اعتقادم
به شهدا افتادم و دوباره کار را به آنها سپردم و قبول کردم.دوباره همگی
زدند زیر خنده که چه شود!!! حاج آقا با چفیه بیاد وسط این همه جماعت و...
در
طول مسیر هم از جلفبازیهای این جماعت حرص میخوردم و هم نگران بودم که
نکند شهدا حرفم را زمین بیندازند؟ نکند مجبور شوم...! دائم در ذکر و توسل
بودم و از شهدا کمک میخواستم...
میدانستم در اثر یک حادثه، یادمان شهدای طلائیه سوخته و قبرهای آنها بیحفاظ است...
از طرفی میدانستم آنها اگر بخواهند، قیامت هم برپا میکنند، چه رسد به معجزه!!!
به
طلائیه که رسیدیم، همهشان را جمع کردم و راه افتادیم ... اما آنها که
دستبردار نبودند! حتی یک لحظه هم از شوخیهای جلف و سبک و خواندن اشعار
مبتذل و خندههای بلند دست برنمیداشتند و دائم هم مرا مسخره میکردند.
کنار
قبور مطهر شهدای طلائیه که رسیدیم، یک نفر از بین جمعیت گفت: پس کو این
معجزه حاج آقا! ما که اینجا جز خاک و چند تا سنگ قبر چیز دیگهای
نمیبینیم! به دنبال حرف او بقیه هم شروع کردند: حاج آقا باید برقصه...
برای آخرین بار دل سپردم. یا اباالفضل گفتم و از یکی از بچهها خواستم یک لیوان آب بدهد.
آب را روی قبور مطهر پاشیدم و...
تمام فضای طلائیه پر از شمیم مطهر و
معطر بهشت شد... عطری که هیچ جای دنیا مثل آن پیدا نمیشود! همه اون دخترای
بیحجاب مست شده بودند از شمیم عطری که طلائیه را پر کرده بود.
طلائیه آن روز بوی بهشت میداد...
همهشان
روی خاک افتادند و غرق اشک شدند! سر روی قبرها گذاشته بودند و مثل مادرهای
فرزند از دست داده ضجه میزدند ... شهدا خودی نشان داده بودند و دست
همهشان را گرفته بودند. چشمهاشان رنگ خون گرفته بود و صدای محزونشان به
سختی شنیده میشد. هرچه کردم نتوانستم آنها را از روی قبرها بلند کنم.
قصد کرده بودند آنجا بمانند. بالاخره با کلی اصرار و التماس آنها را از
بهشتیترین خاک دنیا بلند کردم ...
به اتوبوس که رسیدیم، خواستم بگویم:
من به قولم عمل کردم، حالا نوبت شماست، که دیدم روسریها کاملا سر را
پوشاندهاند و چفیهها روی گردنشان خودنمایی میکند.هنوز بیقرار بودند...
چند دقیقهای گذشت... همه دور هم جمع شده بودند و مشورت میکردند...
پرسیدم:
به کجا رسیدید؟ چیزی نگفتند.سال بعد که برای رفتن به اردو با من تماس
گرفتند، فهمیدم دانشگاه را رها کردهاند و به جامعهالزهرای قم رفتهاند
... آری آنان سر قولشان به شهدا مانده بودند ...

وقوع زلزله لحظه تدفين "آريل شارون"
حادثه عجیب در لحظه دفن “شارون” در صحرای نگو!
به گزارش آخرین نیوز به نقل از شبکه خبر، جنازه آریل شارون، جنایتکاری
که از ۱۴ سالگی به گروه “هاگانا” نیروی ویژه کشتار خانواده های فلسطینی
برای بیرون راندن آنها ار منازلشان، پیوست و تا پایان عمر دست از ریختن خون
ساکنان سرزمین فلسطین برنداشت، دیروز در ویلا و مزرعه شخصی اش در صحرای
نگو دفن شد.
در لحظه قراردادن جنازه شارون درون قبر، تمام منطقه با صدای مهیبی شروع به
لرزیدن کرد به طوری که مراحل دفن به علت وحشت حاضرین، برای دقایقی متوقف
شد.
پایگاه های زلزله نگاری جهان، وقوع زمین لرزه ای به قدرت سه و نیم ریشتر
را ثبت کردند و نکته جالب آنکه، مرکز زلزله، منطقه دفن شارون گزارش شده
است.


رسانه های منطقه بلافاصله این خبر را به عنوان حادثه ای عجیب و عبرت آموز گزارش کرده اند.
رسانه های رژیم صهیونیستی نیز وقوع زمین لرزه را در زمان دفن شارون
گزارش کردند و جالب آنکه حتی کاربران یهودی ساکن در سرزمین های اشغالی نیز
در کامنت ها و پیام هایی که برای این خبر گذاشته اند، نوشته اند که حتی
زمین فلسطین نیز حاضر به پذیرفتن جسد این جنایتکار نبود و مقامات، به زور
او را دفن کردند.
|
خبرها حاکی از سفر نماینده ویژه ولادیمیر پوتین به ریاض و رساندن پیام وی به سردمداران عربستان است.
به گزارش LHV؛ طی اعلام برخی منابع
آگاه، پوتین در نامه ای که به "عبدالله" پادشاه عربستان نوشته است، تاکید
کرده که انفجارهای تروریستیِ چند روز پیش در شهر ولوگراد با دخالت عربستان
اتفاق افتاده است.
پوتین به مقامات سعودی تذکر داده است که
با دم شیر بازی نکنند. وی در نامه خود به عربستان هشدار داد و نوشت: "
روسیه فعلی روسیه پوتین است نه روسیه بوریس یلتسین و یا حتی اتحاد شوروی
گور باچف!!!"
گفتنی است پوتین در نامه خود آورده است :
خون هایی که از شهروندان ما جاری شد ، همچون سیل کشور شما را فرا خواهد
گرفت و برای شما هیچ کشتی نجاتی باقی نمانده و بی شک سرنگونی خاندان آل
سعود اولی تر از کناره گیری بشار اسد از قدرت است.
طبق اطلاعات رسیده، دیدار فرستاده ویژه
پوتین با ملک عبد الله که پانزده دقیقه طول کشیده بود ، شاهد تلاش های
مذبوحانه پادشاه آل سعود برای تخفیف شدت خشم روس ها بود، زیرا که آنها تا
به حال اینگونه مورد تهدید جدی و آن هم تا این سطح قرار نگرفته بودند.
شنیده شده است، پیشتر نیز مقامات ایرانی
در خصوص عدم دخالت عربستان در مناطق انبار و فلوجه عراق به مقامات آل سعود
هشدار داده بودند .
لازم به ذکر است دولت عراق دور جدیدی از
حملات را بر علیه مواضع تروریست های مورد حمایت عربستان سعودی در استان
انبار و شهر فلوجه از سر گرفته اند
((میخواهند
روال را به عقب برگردانند.نباید روشنفکران مااین اجازه رابدهند.اینکه
میگویم نباید اجازه بدهند،مقصودم این نیست که حالا بلند شوند دعوا کنند،نه
خیر،میدان روشنفکری میدان مشت وامثال اینها نیست.میدان فرهنگ
وروشنفکری،میدان همان فرهنگ است،ابزارهایش،ابزارهای فرهنگی است...جوانان!
خودتان را بسازید.یک ملت اگر بخواهد راه رشد وکمال وپیشرفت راطی کندباید از
لحاظ ایمان فکری به جای محکمی متکی باشد... .حضرت آقا))
تهیه کنید.مطالعه کنید.هدیه بدهید.
پسر سوری که میان قبر مادر و پدرش خوابیده.
عجبا از این مسلمانی!!!!! تکفیری ها
شایعه: کودک یتیم سوری بین گورهای والدینش خوابیده است.
این
عکس در سایت ها و صفحه های بسیاری با این عنوان پخش شده و احساسات همگان
را بر انگیخته است. بتازگی به صفحات فارسی زبان هم رسیده است و آنها هم
برای جمع کردن لایک عکس را با این تیتر غیر واقعی منتشر می کنند.
-------
اما حقیقت ماجرا.
1- گورهای دسته جمعی واقعی نیستند و فقط تلی از سنگ هستند.
2- کودک یتیم نیست وخواهر زاده ی عکاس است.
3- عکس در عربستان سعودی گرفته شده است نه سوریه.
4- موضوع عکس ربطی به سوریه ندارد.
------
حقیقت این عکس توسط Harald Doornbos و مصاحبه او با عکاس این اثر آقای Abdul Aziz al Otaibi در وبلاگش آشکار شد.
عکاس از اینکه چطور ماجرای عکس اینقدر تحریف شده است شوکه شده بود خصوصا که بسیار مشخص بوده که گورها واقعی نیستند.
وی
متذکر شد که عکس او ربطی به سوریه ندارد و عکس حاصل یک پروژه در ذهن او
جهت نشان دادن عشق کودکان به والدینشان حتی اگر آنها را از دست داده باشند
بوده است.
Independent
ind.pn/1dUAanRbit.ly/1dKmywdHarald Doornbos
bit.ly/1jjrMAj
انتحاری :|

دوسه مثقال خریت زخران چیزی نیست
آدمی هست که الحق دوسه خروار خراست
"یک مبارزِ انتحاری ( ازطایفه القاعده ) که در انفجاری ناموفق دستگیر شده بود، مورد تفتـیش بدنی قرارمیگیرد.
متوجه میشوند که حفاظی آهنی برای مصون ماندن اعضاء تناسلیـش هم همراه دارد
علت راکه می پرسند میگوید دراین مأموریت که قراربود همراه بمب منفجر شوم میخواستم
درآن دنیا هیچ مشکل آمیزشی دربهشت نداشته باشم"

نامه
مشهور چارلی چاپلین به دخترش با عنوان «برهنگی بیماری عصر ماست» را می
توان بزرگترین دروغ در مطبوعات ایران دانست که با گذشت بیش از چهل سال از
انتشار این دروغ، به عنوان یک اثر واقعی نقل و انتشار می شود.
جالب است که این نامه دروغین در مقدمه چند کتاب هم منتشر شده و به آن
استناد می شود. به ویژه بخش مربوط به برهنگی در آن و توصیه اخلاقی چارلی
چاپلین به دختر رقاصه اش جرالدین مورد توجه همگان قرارگرفته است. جالب این
که این نامه به چند زبان زنده دنیا از جمله انگلیسی، آلمانی و ترکی
استانبولی ترجمه شده است.
به گزارش صراط، «فرجالله صبا» روزنامهنگار کهنه کار و نویسنده این مطلب
تاثیرگذار بارها با ابراز ندامت و پشیمانی از مخاطبان نشریه خود به دلیل
این دروغ بزرگ عذرخواهی کرده است اما همچنان این نامه بدون هویت نقل قول و
دست به دست می گردد.
این نامه با چنان تبحری نگاشته شده که جای هیچ شک و شبهه ای را به خواننده
مطلب نمی دهد و این حس را به هر خواننده می دهد که این نامه ساخته و
پرداخته کسی غیر این بازیگر طنزپرداز نیست.
ماجرا به سال های دهه پنجاه در تحریریه مجله روشنفکر برمی گردد. فرج اله
صبا میگوید: «سی و چند سال پیش در مجله روشنفکر تصمیم گرفتیم به تقلید
فرنگی ها ما هم ستونی راه بیندازیم که در آن نوشته های فانتزی به چاپ برسد.
به هر حال میخواستیم طبع آزمایی کنیم. این شد که در ستونی، هر هفته، نامه
هایی فانتزی به چاپ می رسید. آن بالا هم سرکلیشه فانتزی تکلیف همه چیز را
روشن می کرد. بعد از گذشت یک سال دیدم مطالب ستون تکراری شده. یک روز غروب
به بچه ها گفتم مطالب چرا این قدر تکراری اند؟»
گفتند: «اگر زرنگی خودت بنویس! خب، ما هم سردبیر بودیم. به رگ غیرت مان
برخورد و قبول کردیم. رفتم توی اتاق سردبیری و حیران و معطل مانده بودم چه
بنویسم که ناگهان چشمم افتاد به مجله ای که روی میزم بود و در آن عکس چارلی
چاپلین و دخترش چاپ شده بود. همان جا در دم در اتاق را بستم و نامه ای از
قول چاپلین به دخترش نوشتم. از آن طرف صفحه بند هم مدام فشار میآورد که
زود باش باید صفحه ها را ببندیم. آخر سر هم این عجله کار دستش داد و کلمه
“فانتزی” از بالای ستون افتاد. همین شد باعث گرفتاری من طی این همه سال
شد.»
بعد از چاپ این نامه است که مصیبت شروع شد: «آن را نوار کردند، در مراسم
مختلف دکلمه اش می کردند، در رادیو و تلویزیون صد بار آن را خواندند، جلوی
دانشگاه آن را می فروختند، هر چقدر که ما فریاد کشیدیم آقا جان این نامه را
چاپلین ننوشته کسی گوش نکرد. بدتر آنکه به زبان ترکی استانبولی، آلمانی و
انگلیسی هم منتشر شد. حتی در چند جلسه که خودم نیز حضور داشتم باز این نامه
را خواندند و وقتی گفتم این نامه جعلی است و زاییده تخیل من است، ریشخندم
کردند که چه می گویی؟ ما نسخه انگلیسی اش را هم دیده ایم!»
این نامه غیر واقعی علاوه بر دریافت مجوز انتشار در کتاب های متعدد از سوی
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سال گذشته در نمایشگاه عفاف و حجاب مصلای بزرگ
تهران توسط معاونت فرهنگی وزارت کشور به عنوان یکی از مستندات زشتی برهنگی
به نمایش عموم گذاشته شده بود
.
مهرداد / بچه مثبت
در ثواب کار بزرگ این عالم شریک شوید ...
علامه امینی نویسنده کتاب الغدیر می گوید: هر کس
صلواتش را با
وعجل فرجهم بگوید من او را در ثواب نگارش کتاب الغدیر شریک می کنم
tabehesht.parsiblog.com/Posts/20/
"قاشق" تروریست تکفیری برای ملاقات با پیامبر(ص) + عکسبه گفته فعالان رسانهای، دهها نمونه از این مورد در سوریه دیده شده که تکفیریها هنگام جنگیدن در جیب خود
قاشق حمل میکنند تا درصورت کشته شدن و رفتن به بهشت(!) با پیامبر اسلام دیدار کند و
مهمان سفره پیامبر(ص) شود!
(وقتی هدفت از جهاد فی سبیل الله!!! رسیدن به حوری باشه! بایدم برای هم سفره شدن با پیامبر با خودت قاشق حمل کنی!!

)

گفتنی است تروریستهای تکفیری
برای رسیدن به حوریهای بهشتی
خود را میان غیرنظامیان سوری منفجر میکنند که در آخرین نمونه یک تکفیری
فلسطینی که خود را در منطقه شیعه نشین هرمل منفجره کرده بود در نامهای که
پس از جدا شدن برای خانواده خود ارسال کرده هدف از این اقدامات تروریستی و
پیوستن به گروه جبهه النصره را ملاقات با پیامبر(ص) عنوان کرده بود!
www.mashreghnews.ir/fa/news/280480
خاطره ای از سال 88
در
سال 88 و در اواخر فتنه، بنده ( که آن زمان دانشجو بودم) در اتاقم در
دانشگاه (دولتی) نشسته بودم که یکی از دانشجویان با فرمهای نظر خواهی که
برای پایان نامه اش و در بخش علوم انسانی دانشگاه (دولتی) مطرح و تصویب شده
بود وارد اتاق شد و از من خواست که اگر ممکن است یکی از فرمها را پر کنم.
فرم را گرفتم و از ایشان خواستم بیرون بروند تا با حوصله بتوانم نطراتم را
بنویسم. پرسشها را که یکی پس از دیگری می خواندم صورتم از شدت ناراحتی
برافروخته تر می شد. سوالات تماما برنامه ریزی شده و جهت دار بود. سوالات
طوری طراحی شده بود که بیشتر ارکان نظام را زیر سوال می برد و در نهایت
خواننده را ترغیب به خروج از کشور به دلیل عدم وجود فضای مناسب زندگی در
ایران می کرد. با وجود ناراحتی به تمام پرسشها پاسخ منطقی دادم و در نهایت
یک جمله هم اضافه کردم که چرا ما به جای ترغیب جوانان به ماندن در ایران و
کمک به سازندگی کشور آنها را ترغیب به ضدیت با کشور و نظام و خروج از کشور
می کنیم؟ بعد از اتمام، دانشجو را صدا زدم و فرم را به ایشان دادم اما گفتم
من در عین حال که به سوالات پاسخ دادم اصل این سوالات را جهت دار و بر
خلاف مصالح کشور و نظام دیدم. ایشان وقتی عکس العمل بنده را همراه با آرامش
دیدند گفتند من هم فرزند شهیدم و ...(البته متاسفانه به دلیل جو غالب
دانشگاه اعتقاد ایشان هم بر تقلب در انتخابات و ...بود) و شورای آموزشی
سوالات پرسشنامه مرا این چنین خواسته اند و ... گفتم من نه فرزند شهیدم و
نه متاسفانه فرد دیگری از خانواده ام شهید یا جانباز و یا اسیر شده و نه
تاکنون در هیچ ارگان فرهنگی اعم از انجمن اسلامی و بسیج و ... فعالیت کرده
ام و هیچ وابستگی به مقامات کشوری هم ندارم اما یک چیز را می دانم و به آن
معتقدم که در زمان غیبت امام معصوم (ع) تنها راه پایمال نشدن خون شهدا و
راه نجات توجه به رهنمودهای رهبری و اتصال قلبی به ایشان است. ایشان حرف
جالبی زد. گفت من همین فرم را به یکی از دانشجویان (جزء یکی از نهادهای
فرهنگی) در خوابگاه دادم که پر کند. ایشان وقتی سوالات را دید که باب طبعش
نیست پرت کرد جلوی من و شروع کرد به داد زدن سرم. خوب وقتی آدم این حرکات
را می بینه فکر می کنه حق با خودشه! اما امروز واکنش و صحبتهای شما برایم
جالب بود. حتما روی این موضوع فکر می کنم.
زلزله شام اتفاق افتاد..........افتاده است


[img:error]

مجری برنآمه کودک در عربستآن : قدره عمو پورنگ رو بدونید:))))

بسیجیان
پایگاه مقاومت بسیج مسجد امام حسن مجتبی(ع) شیراز با همکاری سپاه ناحیه
حضرت احمدابن موسی(ع)شیراز در طرحی ابتکاری اقدام به تحویل گرفتن تجهیزات
دریافت امواج ماهواره ای از اهالی محل و اهدای گیرنده های دیجیتال شبکه های
سراسری به صورت رایگان نموده است.

اطلاعات سوریه سرکرده داعش را در عراق به هلاکت رساند + عکس
در
این عملیات، اطلاعات سوریه گروهی از تروریستهای دولت اسلامی عراق و شام
را هدف قرار داد که در نهایت «ابو بکر العراقی» یکی از سرکردههای داعش به
هلاکت رسید.
«ابوبکر العراقی» یا "حجی بکر" از افسران ارتش سابق عراق بوده و افراد مسلح "داعش" وعده داده اند که انتقام وی را از قاتلانش میگیرند. وی همچنین
مشاور ابوبکر البغدادی، و پس از وی
نفر دوم گروه داعش به شمار میرفت.
www.mashreghnews.ir/fa/news/280785.
.
.
نوجوان خطرناک داعشیکی
دیگر از امرای استان الرقه «علاء المطرفی» است که برخلاف چهره بچگانه، وی
از خطرناکترین مسئولان امنیتی در گروهک "داعش" به شمار میرود.
این
تروریست که به گفته اطرافیانش مبتلا به بیماری خاص است و با وجود سن زیاد؛
ظاهر او سن کم و نوجوان را نشان میدهد. وی دانشجو است و در جوار مسجد
"البصراوی" زندگی میکند.

المطرفی که در ابتدا از خبرچینهای داعش به شمار میرفت بعدها یکی از خطرناکترین افراد این گروه شد.
www.mashreghnews.ir/fa/news/280929.
.
.
دست دادن علما با "دختر نامحرم" حلال است! +عکس
«شیخ عبدالطیف محمود» از علمای سلفی در صفحه شخصی تویتر خود در توجیه دست دادنش با دختران در هنگام جشن فارغ التحصیلی چنین نوشت: "
پیامبر
(ص) را در خواب دیدم که به من می گفت: برای علمای دین اشکالی ندارد که با
دخترها دست دهند، به همین خاطر با این دختران دست دادم."!!
www.mashreghnews.ir/fa/news/281081 
علی جعفری
علائم آخرالزمان در واتيکان!
اما گروهي ديگر بر اين اعتقاد بودند که اين حادثه نشان مي دهد به قدري
خشونت در جهان وجود دارد که به يک جنگ جهاني که به اصطلاح در آخرالزمان رخ
خواهد داد، نزديک مي شويم.
روز يکشنبه گذشته طي مراسمي رسمي، "پاپ
فرانسيس" رهبر کاتوليک هاي جهان که پاپ واتيکان به شمار مي رود، با کمک دو
کودک در اقدامي نمادين يک کبوتر سفيد رنگ را به نشانه "صلح" آزاد کردند.

اما بر حسب اتفاق لحظاتي بعد يک کلاغ سياه رنگ به اين کبوتر حمله کرده و آن را طعمه خود قرار داد و به اصطلاح کبوتر "صلح" را خورد.

تصاوير اين صحنه فورا در فضاي مجازي منتشر شد و بحث و جنجالي گسترده در سراسر جهان به وجود آورد.
بسياري از کاربران اين حادثه را اتفاقي ندانستند و آن را نشانه نبود صلح در جهان تلقي کردند.
اما
گروهي ديگر بر اين اعتقاد بودند که اين حادثه نشان مي دهد به قدري خشونت
در جهان وجود دارد که به يک جنگ جهاني که به اصطلاح در آخرالزمان رخ خواهد
داد، نزديک مي شويم.
www.shia-online.ir/article.asp?id=32522&cat=1
بيست نكته درباره بودجه 93 و ارتباط آن با توافقنامه ژنو
35
سال پیش یک عنصر اصلاح طلب آمريكايي كه امروز به دليل مشاركت در كودتاي
سال 88 در زندان است به نام بهزاد نبوی با الحاق ده ها سند توافقی که مجلس
وقت از مفاد هیچ کدامشان خبر نداشت، چنان بلایی سر بیانیه الجزایر آورد که
امروز به کلاف سردرگم دو دعوای B61 و MFS در دادگاه لاهه تبدیل شده است.
فکر میکنید گناه این زن چیست؟!

سوزان آنتونی لحظاتی قبل از دستگیری ودر حال کتک خوردن بخاطر تلاش جهت رای دادن در انتخابات در سال 1872.
او بخاطر ثبت نام برای رای دادن در انتخابات 100 دلار جریمه شد.
این تصویر تنها یک برگ از سابقه کشورهای غربی است که این روزها مدعی حقوق
زنان شده و سایر کشورها را بازخواست میکنند!
یوسف-تاریخ و آینده-
سخنان جالب نماینده مردم مشهد اقای کریمی قدوسی:-
پس از انجام این توافقنامه، جلسه ای با حضور سران قوا و تیم مذاکره کننده
نزد رهبر معظم انقلاب تشکیل شد. رهبری در آن جلسه می گویند من فقیه هستم و 3
بار این متن را خوانده ام و از این متن تثبیت حق غنی سازی هسته ای ملت
ایران بدست نمی آید و این توافقنامه ابهامات زیادی دارد و علت این مساله
این هست که تیم مذاکره کننده بر حفظ حقوق هسته ای پافشاری نکرده است. با
نگرانی باید این مسیر را طی کرد و تیم مذاکره باید تقویت شود. پس از این
جلسه ، پرونده از تیم مذاکره در وزارت خارجه گرفته شده و به شورای عالی
امنیت ملی برگردانده شد.
آقایان ولایتی و شمخانی و آقای حسینی در شورای
عالی امنیت ملی و آقای صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی و آقای باقری معاون
آقای جلیلی، نامه های مفصلی در نقد این موافقت نامه خدمت رهبری نوشته اند و
گفته اند که استقلال کشور در معرض خطر قرار گرفته است.
رهبری در آن
جلسه می گویند، یکی از مشکلات این موافقتانه این هست که شما هر گامی را
منوط کرده اید به توافق آمریکا و امریکا با برنامه حساب شده وارد این بحث
شده است.
رهبری خط قرمزها را برای تیم مذاکره اعلام کرده بودند قبل از مذاکرات و رهبری گفتند که به آمریکایی ها نمی شود اعتماد کرد.
اگر رهبری مانع مذاکرات می شدند، متهم شماره یک را رهبری میدانستند...
استفاده داعش از جادوی سیاه
واحدهای نظامی کردهای سوریه در صفحه رسمی فیس بوک خود تصویری را مربوط به منطقه "المناجیر" در حسکه سوریه منتشر نموده است،
در این تصویر کتاب "شمس المعارف الكبرى" نشان داده می شود
که نظامیان پس از بیرون راندن داعش از این منطقه در یکی از تانکها آن را
یافته اند، کتابی که این نظامیان کرد مدعی شده اند از آن برای سحر و جادوی
سیاه استفاده می شود.
شهرک المناجیر حدود یک هفته پیش و پس ازدرگیری
های شدید از وجود داعش پاکسازی شد ، صاحب نظران معتقدند که عناصر داعش از
این کتاب با هدف حمایت خود از بمباران و قتل و منظورهای دیگر استفاده می
کرده اند، اعمالی شیطانی که در اسلام حرام اعلام شده است.
سایت ویکی
پدیا در توضیح جادوی سیاه آورده است: "جادوی سیاه به طور سنتی به استفاده
از قدرتهای مافوق طبیعی برای مقاصد شیطانی و خودخواه نظیر قتل یا سرقت گفته
شده است. "
هدایای رئیس جمهور آمریکا و همسرش حتی یک دلار ارزش نداشتند !

هدایای
رئیس جمهور آمریکا و همسرش حتی یک دلار ارزش نداشتند ! در حالی که من می
دانستم محمدرضا برای خرید جواهرات عتیقه متعلق به ریچارد شیردل صدها هزار
دلار هزینه کرده است . موقعی که به محل اقامت خود برگشتم فرح در حضور
محمدرضا فحش رکیکی به کندی و همسرش داد و گفت : این ... به هر میهمانی
خارجی یک کراوات مستعمل می دهند و ادعا می کنند متعلق به جورج واشنگتن یا
آبراهام لینکلن بوده است.
منبع: کتاب دخترم فرح!
در کنز الفوائد از
امام ششم نقل کرده که فرمود:بی دینان چون خبر ظهور قائم را بشنوند افسانه
میپندارند و هنگامیکه او را ببینند میگویند ما تو را نمی شناسیم و تو از
فرزندان فاطمه علیها السلام نیستی چنانکه مشرکین اینگونه سخنان به پیغمبر
میگفتند
کشتن شیعیان واجب است و از افتخارات ما و پدران است
جنگ کنونی داعش در عراق همانند جنگ بدر با منافقین استعبدالله
المحیسنی یکی از وهابیون متعصبی است که همواره به تکفیر شیعیان پرداخته
است.وی در اظهارات امروز خود بیان کرد که ما از داعش می خواهیم به صورت
منسجم تر و بهتر فعالیت خود را در عراق افزایش دهد و به قتل شیعیان
بپردازد.

وی
در ادامه گفت کشتن شیعیان واجب است و از افتخارات ما و پدران است. وجوب
کشتن شیعیان به حدی است که خلفای بعد از یزید امیرالفاسقین همواره به قتل و
توهین شیعیان پرداخته اند.
قتل شیعیان از افتخارات ما و پدران ماست
این
فرد یاغی خودش را از نوادگان حجاج بن یوسف معرفی کرد و گفت هیچ کس در طول
تاریخ همانند حبیبمان حجاج بن یوسف ما سلفی ها را اینطور سرافراز نکرده
بود، حجاج کسی است که انتقام رسول خدا را از دوستداران علی گرفت!!!
وی
در ادامه ی مزخرفاتش گفت : جنگ کنونی داعش در عراق همانند جنگ بدر با
منافقین است. وی تمامی سربازان داعش را فدایی اسلام دانست و شیعیان را
مجددا تکفیر کرد.
چندی پیش شیخ بشیر نجفی یکی از علمای نجف اشرف
فرموند معمولا در طول تاریخ ،شیعه مظلوم واقع گشته است و قتل و کشتار از آن
دشمنان شیعه است.
امام (ره) چه زیبا فرمودند نزد من ساواکی از آخوند فاسد بهتر است!

این
مجمع روحانیون منافق چه رویی داره! واسه راهپیمایی 22 بهمن در سالگرد
پیروزی انقلاب اسلامی از مردم دعوت کرده که مشارکت کنند! همین مجمع
روحانیون منافق سال 88 در #فتنه درست فردای سخنرانی رهبر انقلاب در 29
خرداد فراخوان تجمع علیه نظام داد...! امام (ره) چه زیبا فرمودند نزد من
ساواکی از آخوند فاسد بهتر است!
مریلا زارعی در تمام روزهای فیلمبرداری روزه بود/ با داستانهای واقعی جبهه بزرگ شدم/ این فیلم فراجناحی، حماسی و ملی است
پدرم
هر وقت از جبهه بر میگشت داستانهای جنگ را برایم تعریف میکرد.در واقع
او داستانگوی خیلی خوبی بود و من با داستانهای او بزرگ شدم. این
داستانها و اتفاقات عجیب، همیشه در...
www.mashreghnews.ir/fa/news/282788.
.
.
همراه تماشاگران شيار143 گريستم/ مسؤولان جشنواره حین بازبینی این فیلم خواب بودهاند/ بسیاری از فیلمها تزریق یأس به جامعه است
خانم
آبیار میتوانست پایانبندی این فیلم را مأیوسانه و سرد تمام کند، اما
دیدیم که مادر شهید فیلم، پس از اطلاع از شهادت فرزندش، فرشی را که سالها
بود ناتمام مانده بود، تمام میکند ...
www.mashreghnews.ir/fa/news/283148.
.
.
حاتمیکیا: «چ» را به «شیار ۱۴۳» تقدیم میکنمابراهیم
حاتمی کیا گفت: من امسال با فیلم «چ» در سی و دومین جشنواره فیلم فجر حضور
دارم که اتفاقا بازیگر نقش زن آن مریلا زارعی است اما من با افتخار این
فیلم را به مریلا زارعی بازیگر نقش الفت در «شیار 143» و نرگس آبیار
کارگردان این فیلم تقدیم میکنم.
www.mashreghnews.ir/fa/news/283116.
.
.
حاتمی کیا: شیار 143 فیلم شیعه استابراهیم
حاتمی کیا با انتقاد از فبلمسازی برای جشنواره های خارجی و نه مردم ایران و
انتقاد از هیات انتخاب جشنواره فجر گفت: هیات انتنخاب باید پاسخگو باشند
که چرا «شیار143» را انتخاب نکردند و این فیلم با لابی در جشنواره حاضر شد.
www.mashreghnews.ir/fa/news/283180"چ" و "شیار 143" ... دو فیلمی که ارزش دیدن دارند...
باز هم تأکید می کنم مستند پایان مدارا رو هر کدوم از دوستان تا حالا ندیدن حتما حتما دانلود و تماشا کنند...

بسیار عبرت آموز و بصیرت بخش است...
دانلود مستند «پایان مدارا» با فرمت wmv و با کیفیت 786kbps و با اندازه 190 مگابایتwww.fetyan.ir/Films/91/01/PayanModara-768kbps%28Fetyan.net%29.wmvدانلود مستند «پایان مدارا» با فرمت wmv و با کیفیت 256kbps و با اندازه 100 مگابایتwww.fetyan.ir/Films/91/01/PayanModara-256kbps%28Fetyan.net%29.wmvدانلود مستند «پایان مدارا» با فرمت wmv و با کیفیت 100kbps و با اندازه 44 مگابایتwww.fetyan.ir/Films/91/01/PayanModara-100kbps%28Fetyan.net%29.wmvدانلود مستند «پایان مدارا» با فرمت wmv و با کیفیت 56kbps و با اندازه 14 مگابایتwww.fetyan.ir/Films/91/01/PayanModara-56kbps%28Fetyan.net%29.wmv
اگر جهان تصادفی باشد، تا حالا جلوبندی آن را عوض کرده بودند.
اگر جهان تصادفی بود، رنگ خوردگی گلها معلوم میشد.
عالم، صفر کیلومتر است.
اگر گل سرخ تصادفی باشد، باید چمن را بیمارستان مجروحین نامگذاری کنیم.
نسان، نخستین موجودی است که وجود را درک میکند؛ باقی اشیا، منگ تجلّیاند.
هیچ کس نمیتواند نرگس را از خواب مستی بیدار کند.
هیچ کس نمیتواند به ذرّه پسگردنی خورشید بزند.
عناصر، همه مبهوتند.
شبنم حیرت، بر تمام پدیدهها نشسته است
.

مقاطع تحصیلی در ایران در دوره روحانی مچکریم ! :
قبول نداشتن توافق ژنو = بی سواد
نقد به توافق ژنو = کم سواد
توافق ژنو خوب است = دیپلم
توافق ژنو عالی است = فوق دیپلم

برگهای
که در عکس میبینید شب گذشته در جریان اکران فیلم شیار 143 به کارگردانی
نرگس آبیار توسط یکی از مسئولان خانه سینما در پردیس تماشا به روی صندوق
نظرسنجی چسبانده شد.
به نظر میرسد مسئولان برگزاری جشنواره فیلم فجر از مطرح شدن فیلم سینمایی
شیار ۱۴۳ به عنوان محبوب ترین فیلم دوره سی و دوم راضی نیستند و تلاشهایی
را برای بازگشت فیلم “قصه ها”ی رخشان بنی اعتماد به صدر جدول نظرسنجی به
کار گرفته اند.
در برخی سینماها برای جلوگیری از ارتقا میزان آرا فیلم شیار ۱۴۳، اقدام به
ممانعت از دریافت نظرات مردمی کرده و صندوق های اخذ رای را مسدود کردند.
به پیامبر گفتند : خدا رو قبول داریم نه تو را ...
به امیرالمومنینــ گفتند : پیامبر را قبول داریم نه تو را ...
به امام خمینی گفتند : امام زمان را قبول داریم نه تو را ...
به امام خامنه ای گفتند : امام خمینی را قبول داریم نه تو را ....
همیشه "بی بصیرت ها" یک گام عقبند ....

یک
دوره کامل کلاسهای قبل از ازدواج با عنوان دوره آموزشی ملاکهای انتخاب
همسر ویژه برادران و خواهران به همراه پخش آنلاین آماده شده است.
خانم ها برای شنیدن یا دانلود به این قسمت برن:
cherik.blog.ir/post/
و آقایون هم به این قسمت :
cherik.blog.ir/post/
در ضمن میتونید بصورت آنلاین گوش بدید!
حاج
آقا قرائتی تعریف می کرد: در ستاد نماز گفتیم، آقازادهها، دخترخانمها،
شیرینترین نمازی که خواندید، برای ما بنویسید. یک دختر یازده ساله یک نامه
نوشت، همه ما بُهتمان زد، دختر یازده ساله، ما ریشسفیدها را به تواضع و
کرنش واداشت.
نوشت که ستاد اقامه نماز! شیرینترین نمازی که خواندم این است که: در
اتوبوس داشتم میرفتم یک مرتبه دیدم خورشید دارد غروب میکند. یادم آمد
نماز نخواندم، به بابایم گفتم: نماز نخواندم، گفت: خوب باید بخوانی، اما
حالا که اینجا توی جاده است و بیابان، گفت: برویم به راننده بگوییم
نگهدار. پدر گفت: راننده که بخاطر یک دختر بچه نگه نمیدارد، گفتم:
التماسش میکنیم. گفت: نگه نمیدارد. گفتم: تو به او بگو. گفت: گفتم که نگه
نمیدارد، بنشین. حالا بعداً قضا میکنی. دختر دید خورشید غروب نکرده است و
گفت بابا خواهش میکنم، پدر عصبانی شد، اما دختر گفت: پدر، امروز اجازه
بده من تصمیم بگیرم. میگفت ساکی داشتیم، زیپ ساک را باز کرد، یک شیشه آب
درآورد. زیرِ صندلی اتوبوس هم یک سطل بود، آن سطل را هم آورد بیرون. دستِ
کوچولو، شیشه کوچولو، سطل کوچولو. شروع کرد وسط اتوبوس وضو گرفت.
قرآن یک آیه دارد میگوید: کسانی که برای خدا حرکت کنند مهرش را در دلها
میگذاریم به شرطی که اخلاص داشته باشد، نخواسته باشد خودنمایی کند،
شیرینکاری کند، واقعا دلش برای نماز بسوزد، پُز نمیخواهد بدهد. «إِنَّ
الَّذِینَ آمَنُوا» مریم/۹۶ یعنی کسی که ایمان دارد، «وَعَمِلُوا
الصَّالِحَاتِ» کارهایش هم صالح است، کسی که ایمان دارد، کارش هم شایسته
است، «سَیَجْعَلُ لَهُمْ الرَّحْمَانُ وُدًّا»، «وُدّ» یعنی مودت، مودتش را
در دلها میگذاریم. لازم نیست امام فقط امام خمینی باشد. منِ، بچه یازده
ساله هم میتوانم در فضای خودم امام باشم.
شاگرد شوفر نگاه کرد و دید که دختربچه وسط اتوبوس نشسته و دارد وضو
میگیرد، پرسید: دختر چه میکنی؟ گفت: آقا من وضو میگیرم، ولی سعی میکنم
آب به کف اتوبوس نچکد. بعدش هم میخواهم روی صندلی، نشسته نماز بخوانم.
شاگرد شوفر یک کمی نگاهش کرد و چیزی به او نگفت. به راننده گفت: عباس آقا،
ببین این دختر بچه دارد وضو میگیرد.
راننده هم همینطور که جاده را میدید، در آینه هم دختر را میدید. مدام
جاده را میدید، آینه را میدید، جاده را میدید، آینه را میدید. مهر دختر
در دل راننده هم نشست. راننده گفت: دختر عزیزم، میخواهی نماز بخوانی؟ صبر
کن، من میایستم. ماشین را کشید کنار جاده و گفت: نمازت را بخوان دخترم،
آفرین.
چه شوفرهای خوبی داریم، البته شوفر بد هم داریم که هرچه میگویی: وایسا،
گوش نمی دهد. او برای یک سیخ کباب میایستد، اما برای نماز جامعه
نمیایستد. در هر قشری همه رقم آدمی هست.
دختر میگفت: وقتی اتوبوس ایستاد، من پیاده شدم و شروع کردم به نماز
خواندن. یک مرتبه اتوبوسیها نگاهش کردند. یکی گفت: من هم نخواندم، دیگری
گفت: من هم نخواندم. شخص دیگری هم گفت: ببینید چه دختر باهمتی است، چه
غیرتی، چه همتی، چه ارادهای، چه صلابتی، آفرین، همین دختر روز قیامت، حجت
است. خواهند گفت: این دختر اراده کرد، ماشین ایستاد. یکی یکی آنهایی هم که
نماز نخوانده بودند، ایستادند به نماز. دختر می گفت: یک مرتبه دیدم پشت
سرم یک عده دارند نماز میخوانند. می گفت: شیرینترین نماز من این بود که
دیدم، لازم نیست امام فقط امام خمینی باشد. منِ، بچه یازده ساله هم
میتوانم در فضای خودم امام باشم.
غریبی وارد قریه ای شد و برای نماز به مسجد رفت. امام جماعت را دید یک دست و
یک پا ویک گوشش بریده بود و یک چشمش از کاسه درآمده از ریش سپیدی، علت
پرسید.
راه خطا رفت، به حکم شرع پایش را قطع کردیم.
دزدی کرد، دستش را بریدیم .
و چشم به نامحرم دوخت، چشمش از کاسه درآوردیم.
آخر، اگر جلوی چشم مان نبود، وقت نماز کفش هامان را می دزدید.
دختــرک بـا آرامشی خاص گفت هیچ .
بـه امـام رضــا گفتـم : می خوای دختــرمو شفا نـدی شفا نــده .
اما بــرگردم قـم بــه خواهرت گلایــه میکنم . . .
تصاویر/قصاب کودکان شتیلا در گاوداری خاک شد
جسد شارون
mashreghnews.ir/.../...YaAli 1392-10-24 13:48
چند سال قبل اتوبوسی از دانشجویان دختر یکی از دانشگاههای بزرگ کشور آمده بودند جنوب. چشمتان روز بد نبیند... آنقدر عجیب و غریب بودند که هیچ کدام از راویان، تحمل نیم ساعت نشستن در آن اتوبوس را نداشتند. وضع ظاهرشان فوقالعاده عجیب بود.
حتی اجازه یک کلمه حرف زدن به راوی را نمیدادند، فقط میخندیدند و مسخره میکردند...
از هر دری خواستم وارد شوم، نشد که نشد؛ یعنی نگذاشتند که بشود...
دیدم فایدهای ندارد! گوش این جماعت بدهکار خاطره و روایت نیست که نیست! باید از راه دیگری وارد میشدم... ناگهان فکری به ذهنم رسید... اما... سخت بود و فقط از شهدا برمیآمد...
سپردم به خودشان و شروع کردم.
گفتم: بیایید با هم شرط ببندیم!
خندیدند و گفتند: اِاِاِ ... حاج آقا و شرط!!! شما هم آره حاج آقا؟؟؟
گفتم: آره!!!
گفتند: حالا چه شرطی؟
گفتم: من شما را به یکی از مناطق جنگی میبرم و معجزهای نشانتان میدهم، اگر به معجزه بودنش اطمینان پیدا کردید، قول بدهید راهتان را تغییر دهید و به دستورات اسلام عمل کنید.
گفتند: اگر نتوانستی،چه؟
گفتم: هرچه شما بگویید.
گفتند:اگر معجزه نشد با همین چفیهای که به گردنت انداختهای، میایی وسط اتوبوس و شروع میکنی به رقصیدن!!!
اول انگار دچار برقگرفتگی شده باشم، شوکه شدم، اما چند لحظه بعد یاد اعتقادم به شهدا افتادم و دوباره کار را به آنها سپردم و قبول کردم.دوباره همگی زدند زیر خنده که چه شود!!! حاج آقا با چفیه بیاد وسط این همه جماعت و...
در طول مسیر هم از جلفبازیهای این جماعت حرص میخوردم و هم نگران بودم که نکند شهدا حرفم را زمین بیندازند؟ نکند مجبور شوم...! دائم در ذکر و توسل بودم و از شهدا کمک میخواستم...
میدانستم در اثر یک حادثه، یادمان شهدای طلائیه سوخته و قبرهای آنها بیحفاظ است...
از طرفی میدانستم آنها اگر بخواهند، قیامت هم برپا میکنند، چه رسد به معجزه!!!
به طلائیه که رسیدیم، همهشان را جمع کردم و راه افتادیم ... اما آنها که دستبردار نبودند! حتی یک لحظه هم از شوخیهای جلف و سبک و خواندن اشعار مبتذل و خندههای بلند دست برنمیداشتند و دائم هم مرا مسخره میکردند.
کنار قبور مطهر شهدای طلائیه که رسیدیم، یک نفر از بین جمعیت گفت: پس کو این معجزه حاج آقا! ما که اینجا جز خاک و چند تا سنگ قبر چیز دیگهای نمیبینیم! به دنبال حرف او بقیه هم شروع کردند: حاج آقا باید برقصه...
برای آخرین بار دل سپردم. یا اباالفضل گفتم و از یکی از بچهها خواستم یک لیوان آب بدهد.
آب را روی قبور مطهر پاشیدم و...
تمام فضای طلائیه پر از شمیم مطهر و معطر بهشت شد... عطری که هیچ جای دنیا مثل آن پیدا نمیشود! همه اون دخترای بیحجاب مست شده بودند از شمیم عطری که طلائیه را پر کرده بود.
طلائیه آن روز بوی بهشت میداد...
همهشان روی خاک افتادند و غرق اشک شدند! سر روی قبرها گذاشته بودند و مثل مادرهای فرزند از دست داده ضجه میزدند ... شهدا خودی نشان داده بودند و دست همهشان را گرفته بودند. چشمهاشان رنگ خون گرفته بود و صدای محزونشان به سختی شنیده میشد. هرچه کردم نتوانستم آنها را از روی قبرها بلند کنم. قصد کرده بودند آنجا بمانند. بالاخره با کلی اصرار و التماس آنها را از بهشتیترین خاک دنیا بلند کردم ...
به اتوبوس که رسیدیم، خواستم بگویم: من به قولم عمل کردم، حالا نوبت شماست، که دیدم روسریها کاملا سر را پوشاندهاند و چفیهها روی گردنشان خودنمایی میکند.هنوز بیقرار بودند... چند دقیقهای گذشت... همه دور هم جمع شده بودند و مشورت میکردند...
پرسیدم: به کجا رسیدید؟ چیزی نگفتند.سال بعد که برای رفتن به اردو با من تماس گرفتند، فهمیدم دانشگاه را رها کردهاند و به جامعهالزهرای قم رفتهاند ... آری آنان سر قولشان به شهدا مانده بودند ...
وقوع زلزله لحظه تدفين "آريل شارون"
حادثه عجیب در لحظه دفن “شارون” در صحرای نگو!
به گزارش آخرین نیوز به نقل از شبکه خبر، جنازه آریل شارون، جنایتکاری که از ۱۴ سالگی به گروه “هاگانا” نیروی ویژه کشتار خانواده های فلسطینی برای بیرون راندن آنها ار منازلشان، پیوست و تا پایان عمر دست از ریختن خون ساکنان سرزمین فلسطین برنداشت، دیروز در ویلا و مزرعه شخصی اش در صحرای نگو دفن شد.
در لحظه قراردادن جنازه شارون درون قبر، تمام منطقه با صدای مهیبی شروع به لرزیدن کرد به طوری که مراحل دفن به علت وحشت حاضرین، برای دقایقی متوقف شد.
پایگاه های زلزله نگاری جهان، وقوع زمین لرزه ای به قدرت سه و نیم ریشتر را ثبت کردند و نکته جالب آنکه، مرکز زلزله، منطقه دفن شارون گزارش شده است.
رسانه های منطقه بلافاصله این خبر را به عنوان حادثه ای عجیب و عبرت آموز گزارش کرده اند.
رسانه های رژیم صهیونیستی نیز وقوع زمین لرزه را در زمان دفن شارون گزارش کردند و جالب آنکه حتی کاربران یهودی ساکن در سرزمین های اشغالی نیز در کامنت ها و پیام هایی که برای این خبر گذاشته اند، نوشته اند که حتی زمین فلسطین نیز حاضر به پذیرفتن جسد این جنایتکار نبود و مقامات، به زور او را دفن کردند.
خبرها حاکی از سفر نماینده ویژه ولادیمیر پوتین به ریاض و رساندن پیام وی به سردمداران عربستان است.
http://www.afsaran.ir/link/489133
علی جعفری 1392-10-28 00:45
بر اثر انفجار یک خودرو بمب گذاری شده در مرکز شهر "هرمل" لبنان که روز پنجشنبه اتفاق افتاد٬ 3 تن شهید و بیش از 45 تن زخمی شدند.
یک خودرو بمبگذاری شده با حدود 50 کیلوگرم تی .ان.تی پنجشنبه گذشته در مرکز شهر شیعه نشین هرمل لبنان و نزدیک فرمانداری این شهر و دو بانک منفجر شد که منجر به شهادت 3 تن و زخمی شدن بیش از 45 تن دیگر شد.
abna.ir/a/uploads//511/3/511348.jpg
براساس این گزارش، این انفجار تروریستی ناشی از یک عملیات انتحاری در زمانی که مردم زیادی در محل حاضر بوده و قصد ورود به فرمانداری هرمل را داشته اند، رخ داده است.
امروز تصویری از عامل انتحاری هرمل لبنان منتشر شد که براساس اطلاعات بهدست آمده وی «حسن غندور» نام داشته که در بیمارستان"ابو ظهر" در صیدا فعالیت میکرده است.
«حسن غندور» که متولد 1994 میلادی و فلسطینی است چندی پیش به عضویت گروهها تروریستی در سوریه ملحق شده و پس از دیدن آموزشهای لازم به لبنان بازگشته و خود را در شهر شیعهنشین هرمل منفجر کرد.
شهر شیعه نشین هرمل در شمال شرق لبنان بیشترین تعداد شهدا را در نبردهای مقاومت لبنان با رژیم صهیونیستی تقدیم کرده است.
این تکفیری فلسطینی در نامهای که پس از جدا شدن برای خانواده خود ارسال کرده هدف از این اقدامات تروریستی و پیوستن به گروه جبهه النصره را ملاقات با پیامبر(ص) عنوان کرده است!
abna.ir/data.asp?lang=1&id=497696
دو سایت خبری ماجرای درگیری محمود کریمی - مداح مشهور - با چند نفر و تیراندازی در بزرگراه بابایی را به دو صورت کاملا متفاوت روایت کردهاند. البته یکی از سایتها هیچ اشارهای به نام این مداح نکرده اما سایت دیگر، مطلب را به نقل از یکی از نزدیکان محمود کریمی و با ذکر نام این مداح منتشر کرده است.
به گزارش ایسنا، انتخاب به نقل از سایت فیلترشده آینده نوشت: «مشاجره لفظی سرنشینان دو خودرو در اتوبان بابایی که یکی از آنها از مشهورترین و گرانترین مداحان تهران است، به تیراندازی انجامیده است.
طبق اطلاعات رسیده، داستان از این قرار است که یکی از مداحان مشهور تهران که صدا و سیما در روزهای عزاداری، نوحهخوانیهای او را مدام پخش میکند، ساعت ۳ بامداد روز ۵ دیماه در اتوبان بابایی با یک خودروی ۲۰۶ تصادف میکند. این تصادف که میتوانست مانند صدها نمونه دیگر مثل آن با کروکی و مراجعه به بیمه حل شود به مشاجره و درگیری لفظی میکشد.
سرنشینان ۲۰۶ زوج جوانی بودند که از شرق به غرب اتوبان حرکت میکردند. گزارش مورد نظر حاکی از این است که ادامه این درگیری به نقاط خطرناکی کشیده میشود چرا که مداح معروف و همراهانش که در خوودروی تویوتا بودند کلت کشیده و ۵ تیر به جلو و گلگیر ۲۰۶ شلیک میکنند.
بعد از تیراندازی، جناب مداح و همراهان از محل دور شده و سرنشینان ۲۰۶ به کلانتری شکایت میبرند و شکایت ثبت و به دادسرا ارسال میشود اما جناب مداح تیرانداز در جلسه دادرسی حضور پیدا نمیکند.»
سایت خبری ندای انقلاب نیز نوشت: «محمود کریمی مداح اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام که بامداد چند روز پیش در یکی از اتوبانهای تهران در حال حرکت بود از سوی سرنشینان چند خودرو مورد تهدید قرار گرفت.
یک منبع نزدیک به محمود کریمی در خصوص جزئیات این اتفاق گفت: در این جریان سرنشینان این خودروها با ویراژ دادن اطراف خودروی حاج محمود کریمی وی را مجبور به توقف در حاشیه اتوبان میکنند.
وی ادامه داد: پس از توقف خودروی کریمی در حاشیه اتوبان، سرنشینان خودروهای مزاحم پیاده شده و به سمت خودروی کریمی میروند و این مداح که به همراه خانواده خود بوده برای دفاع از خانواده و دور کردن اراذل و اوباش اقدام به شلیک هوایی میکند که این کار هم نتیجه نمیدهد و نهایتا کریمی یک گلوله به سمت لاستیک ماشین یکی از این افراد مزاحم شلیک میکند که این گلوله به گلگیر خودرو اصابت میکند و نهایتا اراذل و اوباش از اطراف ماشین کریمی فاصله میگیرند.
بر اساس اظهارات این منبع، محمود کریمی از سوی نهادهای مربوطه دارای مجوز حمل سلاح است.
این منبع آگاه همچنین خاطرنشان کرد: به دلیل اثرگذاری حاج محمود کریمی در سالهای اخیر و جذب جوانان به فرهنگ اهل بیت (ع) و ترویج این فرهنگ از سوی وی ما شاهد عصبانیت ضدانقلاب از این مداح اهل بیت هستیم.
نکته جالب و تاملبرانگیز در حمله اراذل و اوباش به محمود کریمی اینجاست که اولین بار خبر مورد نظر از سوی سایت صهیونیستی بالاترین و یک سایت بدنام وابسته به آقازاده فتنهگر منتشر شده است که نشان از سناریوی از پیش طراحی شده رسانههای معاند برای تخریب چهرههای هیئتی و مذهبی دارد.»
دوستان نظراتتون بگید لطفا.........http://hajmohsennasiri.blogfa.com/post/2
"بایدخواند،با یدزیرخطوطش " خط کشید،باید مدت ها فکرکرد...
تهیه کنید.مطالعه کنید.هدیه بدهید.
محمد حسین 1392-10-28 22:54
پسر سوری که میان قبر مادر و پدرش خوابیده.
عجبا از این مسلمانی!!!!! تکفیری ها
alireza 1392-10-30 08:39
این عکس در سایت ها و صفحه های بسیاری با این عنوان پخش شده و احساسات همگان را بر انگیخته است. بتازگی به صفحات فارسی زبان هم رسیده است و آنها هم برای جمع کردن لایک عکس را با این تیتر غیر واقعی منتشر می کنند.
-------
اما حقیقت ماجرا.
1- گورهای دسته جمعی واقعی نیستند و فقط تلی از سنگ هستند.
2- کودک یتیم نیست وخواهر زاده ی عکاس است.
3- عکس در عربستان سعودی گرفته شده است نه سوریه.
4- موضوع عکس ربطی به سوریه ندارد.
------
حقیقت این عکس توسط Harald Doornbos و مصاحبه او با عکاس این اثر آقای Abdul Aziz al Otaibi در وبلاگش آشکار شد.
عکاس از اینکه چطور ماجرای عکس اینقدر تحریف شده است شوکه شده بود خصوصا که بسیار مشخص بوده که گورها واقعی نیستند.
وی متذکر شد که عکس او ربطی به سوریه ندارد و عکس حاصل یک پروژه در ذهن او جهت نشان دادن عشق کودکان به والدینشان حتی اگر آنها را از دست داده باشند بوده است.
Independent
ind.pn/1dUAanR
bit.ly/1dKmywd
Harald Doornbos
bit.ly/1jjrMAj
انتحاری :|
آدمی هست که الحق دوسه خروار خراست
"یک مبارزِ انتحاری ( ازطایفه القاعده ) که در انفجاری ناموفق دستگیر شده بود، مورد تفتـیش بدنی قرارمیگیرد.
متوجه میشوند که حفاظی آهنی برای مصون ماندن اعضاء تناسلیـش هم همراه دارد
علت راکه می پرسند میگوید دراین مأموریت که قراربود همراه بمب منفجر شوم میخواستم
درآن دنیا هیچ مشکل آمیزشی دربهشت نداشته باشم"
بزرگترین دروغ تاریخ مطبوعات ایران: نامه چارلی چاپلین به دخترش
خطای 404
جالب است که این نامه دروغین در مقدمه چند کتاب هم منتشر شده و به آن استناد می شود. به ویژه بخش مربوط به برهنگی در آن و توصیه اخلاقی چارلی چاپلین به دختر رقاصه اش جرالدین مورد توجه همگان قرارگرفته است. جالب این که این نامه به چند زبان زنده دنیا از جمله انگلیسی، آلمانی و ترکی استانبولی ترجمه شده است.
به گزارش صراط، «فرجالله صبا» روزنامهنگار کهنه کار و نویسنده این مطلب تاثیرگذار بارها با ابراز ندامت و پشیمانی از مخاطبان نشریه خود به دلیل این دروغ بزرگ عذرخواهی کرده است اما همچنان این نامه بدون هویت نقل قول و دست به دست می گردد.
این نامه با چنان تبحری نگاشته شده که جای هیچ شک و شبهه ای را به خواننده مطلب نمی دهد و این حس را به هر خواننده می دهد که این نامه ساخته و پرداخته کسی غیر این بازیگر طنزپرداز نیست.
ماجرا به سال های دهه پنجاه در تحریریه مجله روشنفکر برمی گردد. فرج اله صبا میگوید: «سی و چند سال پیش در مجله روشنفکر تصمیم گرفتیم به تقلید فرنگی ها ما هم ستونی راه بیندازیم که در آن نوشته های فانتزی به چاپ برسد. به هر حال میخواستیم طبع آزمایی کنیم. این شد که در ستونی، هر هفته، نامه هایی فانتزی به چاپ می رسید. آن بالا هم سرکلیشه فانتزی تکلیف همه چیز را روشن می کرد. بعد از گذشت یک سال دیدم مطالب ستون تکراری شده. یک روز غروب به بچه ها گفتم مطالب چرا این قدر تکراری اند؟»
گفتند: «اگر زرنگی خودت بنویس! خب، ما هم سردبیر بودیم. به رگ غیرت مان برخورد و قبول کردیم. رفتم توی اتاق سردبیری و حیران و معطل مانده بودم چه بنویسم که ناگهان چشمم افتاد به مجله ای که روی میزم بود و در آن عکس چارلی چاپلین و دخترش چاپ شده بود. همان جا در دم در اتاق را بستم و نامه ای از قول چاپلین به دخترش نوشتم. از آن طرف صفحه بند هم مدام فشار میآورد که زود باش باید صفحه ها را ببندیم. آخر سر هم این عجله کار دستش داد و کلمه “فانتزی” از بالای ستون افتاد. همین شد باعث گرفتاری من طی این همه سال شد.»
بعد از چاپ این نامه است که مصیبت شروع شد: «آن را نوار کردند، در مراسم مختلف دکلمه اش می کردند، در رادیو و تلویزیون صد بار آن را خواندند، جلوی دانشگاه آن را می فروختند، هر چقدر که ما فریاد کشیدیم آقا جان این نامه را چاپلین ننوشته کسی گوش نکرد. بدتر آنکه به زبان ترکی استانبولی، آلمانی و انگلیسی هم منتشر شد. حتی در چند جلسه که خودم نیز حضور داشتم باز این نامه را خواندند و وقتی گفتم این نامه جعلی است و زاییده تخیل من است، ریشخندم کردند که چه می گویی؟ ما نسخه انگلیسی اش را هم دیده ایم!»
این نامه غیر واقعی علاوه بر دریافت مجوز انتشار در کتاب های متعدد از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سال گذشته در نمایشگاه عفاف و حجاب مصلای بزرگ تهران توسط معاونت فرهنگی وزارت کشور به عنوان یکی از مستندات زشتی برهنگی به نمایش عموم گذاشته شده بود
.مهرداد / بچه مثبت 1392-11-05 00:09
در ثواب کار بزرگ این عالم شریک شوید ...
علامه امینی نویسنده کتاب الغدیر می گوید: هر کس صلواتش را با وعجل فرجهم بگوید من او را در ثواب نگارش کتاب الغدیر شریک می کنم
tabehesht.parsiblog.com/Posts/20/
"قاشق" تروریست تکفیری برای ملاقات با پیامبر(ص) + عکس
به گفته فعالان رسانهای، دهها نمونه از این مورد در سوریه دیده شده که تکفیریها هنگام جنگیدن در جیب خود قاشق حمل میکنند تا درصورت کشته شدن و رفتن به بهشت(!) با پیامبر اسلام دیدار کند و مهمان سفره پیامبر(ص) شود!
(وقتی هدفت از جهاد فی سبیل الله!!! رسیدن به حوری باشه! بایدم برای هم سفره شدن با پیامبر با خودت قاشق حمل کنی!!
گفتنی است تروریستهای تکفیری برای رسیدن به حوریهای بهشتی خود را میان غیرنظامیان سوری منفجر میکنند که در آخرین نمونه یک تکفیری فلسطینی که خود را در منطقه شیعه نشین هرمل منفجره کرده بود در نامهای که پس از جدا شدن برای خانواده خود ارسال کرده هدف از این اقدامات تروریستی و پیوستن به گروه جبهه النصره را ملاقات با پیامبر(ص) عنوان کرده بود!
www.mashreghnews.ir/fa/news/280480
این عمار 1392-11-07 12:36
در سال 88 و در اواخر فتنه، بنده ( که آن زمان دانشجو بودم) در اتاقم در دانشگاه (دولتی) نشسته بودم که یکی از دانشجویان با فرمهای نظر خواهی که برای پایان نامه اش و در بخش علوم انسانی دانشگاه (دولتی) مطرح و تصویب شده بود وارد اتاق شد و از من خواست که اگر ممکن است یکی از فرمها را پر کنم. فرم را گرفتم و از ایشان خواستم بیرون بروند تا با حوصله بتوانم نطراتم را بنویسم. پرسشها را که یکی پس از دیگری می خواندم صورتم از شدت ناراحتی برافروخته تر می شد. سوالات تماما برنامه ریزی شده و جهت دار بود. سوالات طوری طراحی شده بود که بیشتر ارکان نظام را زیر سوال می برد و در نهایت خواننده را ترغیب به خروج از کشور به دلیل عدم وجود فضای مناسب زندگی در ایران می کرد. با وجود ناراحتی به تمام پرسشها پاسخ منطقی دادم و در نهایت یک جمله هم اضافه کردم که چرا ما به جای ترغیب جوانان به ماندن در ایران و کمک به سازندگی کشور آنها را ترغیب به ضدیت با کشور و نظام و خروج از کشور می کنیم؟ بعد از اتمام، دانشجو را صدا زدم و فرم را به ایشان دادم اما گفتم من در عین حال که به سوالات پاسخ دادم اصل این سوالات را جهت دار و بر خلاف مصالح کشور و نظام دیدم. ایشان وقتی عکس العمل بنده را همراه با آرامش دیدند گفتند من هم فرزند شهیدم و ...(البته متاسفانه به دلیل جو غالب دانشگاه اعتقاد ایشان هم بر تقلب در انتخابات و ...بود) و شورای آموزشی سوالات پرسشنامه مرا این چنین خواسته اند و ... گفتم من نه فرزند شهیدم و نه متاسفانه فرد دیگری از خانواده ام شهید یا جانباز و یا اسیر شده و نه تاکنون در هیچ ارگان فرهنگی اعم از انجمن اسلامی و بسیج و ... فعالیت کرده ام و هیچ وابستگی به مقامات کشوری هم ندارم اما یک چیز را می دانم و به آن معتقدم که در زمان غیبت امام معصوم (ع) تنها راه پایمال نشدن خون شهدا و راه نجات توجه به رهنمودهای رهبری و اتصال قلبی به ایشان است. ایشان حرف جالبی زد. گفت من همین فرم را به یکی از دانشجویان (جزء یکی از نهادهای فرهنگی) در خوابگاه دادم که پر کند. ایشان وقتی سوالات را دید که باب طبعش نیست پرت کرد جلوی من و شروع کرد به داد زدن سرم. خوب وقتی آدم این حرکات را می بینه فکر می کنه حق با خودشه! اما امروز واکنش و صحبتهای شما برایم جالب بود. حتما روی این موضوع فکر می کنم.
مجری برنآمه کودک در عربستآن : قدره عمو پورنگ رو بدونید:))))
تصاویری از طرح داوطلبانه تحویل ماهواره و هدیه گرفتن گیرنده "دیجیتال/شیرا
اطلاعات سوریه سرکرده داعش را در عراق به هلاکت رساند + عکس
در این عملیات، اطلاعات سوریه گروهی از تروریستهای دولت اسلامی عراق و شام را هدف قرار داد که در نهایت «ابو بکر العراقی» یکی از سرکردههای داعش به هلاکت رسید.
«ابوبکر العراقی» یا "حجی بکر" از افسران ارتش سابق عراق بوده و افراد مسلح "داعش" وعده داده اند که انتقام وی را از قاتلانش میگیرند. وی همچنین مشاور ابوبکر البغدادی، و پس از وی نفر دوم گروه داعش به شمار میرفت.
www.mashreghnews.ir/fa/news/280785
.
.
.
نوجوان خطرناک داعش
یکی دیگر از امرای استان الرقه «علاء المطرفی» است که برخلاف چهره بچگانه، وی از خطرناکترین مسئولان امنیتی در گروهک "داعش" به شمار میرود.
این تروریست که به گفته اطرافیانش مبتلا به بیماری خاص است و با وجود سن زیاد؛ ظاهر او سن کم و نوجوان را نشان میدهد. وی دانشجو است و در جوار مسجد "البصراوی" زندگی میکند.
المطرفی که در ابتدا از خبرچینهای داعش به شمار میرفت بعدها یکی از خطرناکترین افراد این گروه شد.
www.mashreghnews.ir/fa/news/280929
.
.
.
دست دادن علما با "دختر نامحرم" حلال است! +عکس
«شیخ عبدالطیف محمود» از علمای سلفی در صفحه شخصی تویتر خود در توجیه دست دادنش با دختران در هنگام جشن فارغ التحصیلی چنین نوشت: "پیامبر (ص) را در خواب دیدم که به من می گفت: برای علمای دین اشکالی ندارد که با دخترها دست دهند، به همین خاطر با این دختران دست دادم."!!
www.mashreghnews.ir/fa/news/281081
علی جعفری 1392-11-10 19:17
اما گروهي ديگر بر اين اعتقاد بودند که اين حادثه نشان مي دهد به قدري خشونت در جهان وجود دارد که به يک جنگ جهاني که به اصطلاح در آخرالزمان رخ خواهد داد، نزديک مي شويم.
روز يکشنبه گذشته طي مراسمي رسمي، "پاپ فرانسيس" رهبر کاتوليک هاي جهان که پاپ واتيکان به شمار مي رود، با کمک دو کودک در اقدامي نمادين يک کبوتر سفيد رنگ را به نشانه "صلح" آزاد کردند.
اما بر حسب اتفاق لحظاتي بعد يک کلاغ سياه رنگ به اين کبوتر حمله کرده و آن را طعمه خود قرار داد و به اصطلاح کبوتر "صلح" را خورد.
تصاوير اين صحنه فورا در فضاي مجازي منتشر شد و بحث و جنجالي گسترده در سراسر جهان به وجود آورد.
بسياري از کاربران اين حادثه را اتفاقي ندانستند و آن را نشانه نبود صلح در جهان تلقي کردند.
اما گروهي ديگر بر اين اعتقاد بودند که اين حادثه نشان مي دهد به قدري خشونت در جهان وجود دارد که به يک جنگ جهاني که به اصطلاح در آخرالزمان رخ خواهد داد، نزديک مي شويم.
www.shia-online.ir/article.asp?id=32522&cat=1
بيست نكته درباره بودجه 93 و ارتباط آن با توافقنامه ژنو
35 سال پیش یک عنصر اصلاح طلب آمريكايي كه امروز به دليل مشاركت در كودتاي سال 88 در زندان است به نام بهزاد نبوی با الحاق ده ها سند توافقی که مجلس وقت از مفاد هیچ کدامشان خبر نداشت، چنان بلایی سر بیانیه الجزایر آورد که امروز به کلاف سردرگم دو دعوای B61 و MFS در دادگاه لاهه تبدیل شده است.
فکر میکنید گناه این زن چیست؟!
او بخاطر ثبت نام برای رای دادن در انتخابات 100 دلار جریمه شد.
این تصویر تنها یک برگ از سابقه کشورهای غربی است که این روزها مدعی حقوق زنان شده و سایر کشورها را بازخواست میکنند!
یوسف-تاریخ و آینده- 1392-11-08 20:44
- پس از انجام این توافقنامه، جلسه ای با حضور سران قوا و تیم مذاکره کننده نزد رهبر معظم انقلاب تشکیل شد. رهبری در آن جلسه می گویند من فقیه هستم و 3 بار این متن را خوانده ام و از این متن تثبیت حق غنی سازی هسته ای ملت ایران بدست نمی آید و این توافقنامه ابهامات زیادی دارد و علت این مساله این هست که تیم مذاکره کننده بر حفظ حقوق هسته ای پافشاری نکرده است. با نگرانی باید این مسیر را طی کرد و تیم مذاکره باید تقویت شود. پس از این جلسه ، پرونده از تیم مذاکره در وزارت خارجه گرفته شده و به شورای عالی امنیت ملی برگردانده شد.
آقایان ولایتی و شمخانی و آقای حسینی در شورای عالی امنیت ملی و آقای صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی و آقای باقری معاون آقای جلیلی، نامه های مفصلی در نقد این موافقت نامه خدمت رهبری نوشته اند و گفته اند که استقلال کشور در معرض خطر قرار گرفته است.
رهبری در آن جلسه می گویند، یکی از مشکلات این موافقتانه این هست که شما هر گامی را منوط کرده اید به توافق آمریکا و امریکا با برنامه حساب شده وارد این بحث شده است.
رهبری خط قرمزها را برای تیم مذاکره اعلام کرده بودند قبل از مذاکرات و رهبری گفتند که به آمریکایی ها نمی شود اعتماد کرد.
اگر رهبری مانع مذاکرات می شدند، متهم شماره یک را رهبری میدانستند... استفاده داعش از جادوی سیاه
واحدهای نظامی کردهای سوریه در صفحه رسمی فیس بوک خود تصویری را مربوط به منطقه "المناجیر" در حسکه سوریه منتشر نموده است، در این تصویر کتاب "شمس المعارف الكبرى" نشان داده می شود که نظامیان پس از بیرون راندن داعش از این منطقه در یکی از تانکها آن را یافته اند، کتابی که این نظامیان کرد مدعی شده اند از آن برای سحر و جادوی سیاه استفاده می شود.
شهرک المناجیر حدود یک هفته پیش و پس ازدرگیری های شدید از وجود داعش پاکسازی شد ، صاحب نظران معتقدند که عناصر داعش از این کتاب با هدف حمایت خود از بمباران و قتل و منظورهای دیگر استفاده می کرده اند، اعمالی شیطانی که در اسلام حرام اعلام شده است.
سایت ویکی پدیا در توضیح جادوی سیاه آورده است: "جادوی سیاه به طور سنتی به استفاده از قدرتهای مافوق طبیعی برای مقاصد شیطانی و خودخواه نظیر قتل یا سرقت گفته شده است. "
هدایای رئیس جمهور آمریکا و همسرش حتی یک دلار ارزش نداشتند !
منبع: کتاب دخترم فرح!
آرماگدون 1392-11-15 21:00
جنگ کنونی داعش در عراق همانند جنگ بدر با منافقین است
عبدالله المحیسنی یکی از وهابیون متعصبی است که همواره به تکفیر شیعیان پرداخته است.وی در اظهارات امروز خود بیان کرد که ما از داعش می خواهیم به صورت منسجم تر و بهتر فعالیت خود را در عراق افزایش دهد و به قتل شیعیان بپردازد.
وی در ادامه گفت کشتن شیعیان واجب است و از افتخارات ما و پدران است. وجوب کشتن شیعیان به حدی است که خلفای بعد از یزید امیرالفاسقین همواره به قتل و توهین شیعیان پرداخته اند.
قتل شیعیان از افتخارات ما و پدران ماست
این فرد یاغی خودش را از نوادگان حجاج بن یوسف معرفی کرد و گفت هیچ کس در طول تاریخ همانند حبیبمان حجاج بن یوسف ما سلفی ها را اینطور سرافراز نکرده بود، حجاج کسی است که انتقام رسول خدا را از دوستداران علی گرفت!!!
وی در ادامه ی مزخرفاتش گفت : جنگ کنونی داعش در عراق همانند جنگ بدر با منافقین است. وی تمامی سربازان داعش را فدایی اسلام دانست و شیعیان را مجددا تکفیر کرد.
چندی پیش شیخ بشیر نجفی یکی از علمای نجف اشرف فرموند معمولا در طول تاریخ ،شیعه مظلوم واقع گشته است و قتل و کشتار از آن دشمنان شیعه است.
امام (ره) چه زیبا فرمودند نزد من ساواکی از آخوند فاسد بهتر است!
بی تاب ظهور 1392-11-17 10:59
مریلا زارعی در تمام روزهای فیلمبرداری روزه بود/ با داستانهای واقعی جبهه بزرگ شدم/ این فیلم فراجناحی، حماسی و ملی است
پدرم هر وقت از جبهه بر میگشت داستانهای جنگ را برایم تعریف میکرد.در واقع او داستانگوی خیلی خوبی بود و من با داستانهای او بزرگ شدم. این داستانها و اتفاقات عجیب، همیشه در...
www.mashreghnews.ir/fa/news/282788
.
.
.
همراه تماشاگران شيار143 گريستم/ مسؤولان جشنواره حین بازبینی این فیلم خواب بودهاند/ بسیاری از فیلمها تزریق یأس به جامعه است
خانم آبیار میتوانست پایانبندی این فیلم را مأیوسانه و سرد تمام کند، اما دیدیم که مادر شهید فیلم، پس از اطلاع از شهادت فرزندش، فرشی را که سالها بود ناتمام مانده بود، تمام میکند ...
www.mashreghnews.ir/fa/news/283148
.
.
.
حاتمیکیا: «چ» را به «شیار ۱۴۳» تقدیم میکنم
ابراهیم حاتمی کیا گفت: من امسال با فیلم «چ» در سی و دومین جشنواره فیلم فجر حضور دارم که اتفاقا بازیگر نقش زن آن مریلا زارعی است اما من با افتخار این فیلم را به مریلا زارعی بازیگر نقش الفت در «شیار 143» و نرگس آبیار کارگردان این فیلم تقدیم میکنم.
www.mashreghnews.ir/fa/news/283116
.
.
.
حاتمی کیا: شیار 143 فیلم شیعه است
ابراهیم حاتمی کیا با انتقاد از فبلمسازی برای جشنواره های خارجی و نه مردم ایران و انتقاد از هیات انتخاب جشنواره فجر گفت: هیات انتنخاب باید پاسخگو باشند که چرا «شیار143» را انتخاب نکردند و این فیلم با لابی در جشنواره حاضر شد.
www.mashreghnews.ir/fa/news/283180
"چ" و "شیار 143" ... دو فیلمی که ارزش دیدن دارند...
سید موسی 1392-11-17 16:11 باز هم تأکید می کنم مستند پایان مدارا رو هر کدوم از دوستان تا حالا ندیدن حتما حتما دانلود و تماشا کنند...
بسیار عبرت آموز و بصیرت بخش است...
دانلود مستند «پایان مدارا» با فرمت wmv و با کیفیت 786kbps و با اندازه 190 مگابایت
www.fetyan.ir/Films/91/01/PayanModara-768kbps%28Fetyan.net%29.wmv
دانلود مستند «پایان مدارا» با فرمت wmv و با کیفیت 256kbps و با اندازه 100 مگابایت
www.fetyan.ir/Films/91/01/PayanModara-256kbps%28Fetyan.net%29.wmv
دانلود مستند «پایان مدارا» با فرمت wmv و با کیفیت 100kbps و با اندازه 44 مگابایت
www.fetyan.ir/Films/91/01/PayanModara-100kbps%28Fetyan.net%29.wmv
دانلود مستند «پایان مدارا» با فرمت wmv و با کیفیت 56kbps و با اندازه 14 مگابایت
www.fetyan.ir/Films/91/01/PayanModara-56kbps%28Fetyan.net%29.wmv
اگر جهان تصادفی بود، رنگ خوردگی گلها معلوم میشد.
عالم، صفر کیلومتر است.
اگر گل سرخ تصادفی باشد، باید چمن را بیمارستان مجروحین نامگذاری کنیم.
نسان، نخستین موجودی است که وجود را درک میکند؛ باقی اشیا، منگ تجلّیاند.
هیچ کس نمیتواند نرگس را از خواب مستی بیدار کند.
هیچ کس نمیتواند به ذرّه پسگردنی خورشید بزند.
عناصر، همه مبهوتند.
شبنم حیرت، بر تمام پدیدهها نشسته است
.
قبول نداشتن توافق ژنو = بی سواد
نقد به توافق ژنو = کم سواد
توافق ژنو خوب است = دیپلم
توافق ژنو عالی است = فوق دیپلم
بازخوانی گوشهای از روزهای انفجار نور پایگاه سوم شکاری؛ نخستین پایگاهی که به دست انقلابیون شکار شد
تریبون مستضعفین » عکس: عقدهگشایی خانه سینما
به نظر میرسد مسئولان برگزاری جشنواره فیلم فجر از مطرح شدن فیلم سینمایی شیار ۱۴۳ به عنوان محبوب ترین فیلم دوره سی و دوم راضی نیستند و تلاشهایی را برای بازگشت فیلم “قصه ها”ی رخشان بنی اعتماد به صدر جدول نظرسنجی به کار گرفته اند.
در برخی سینماها برای جلوگیری از ارتقا میزان آرا فیلم شیار ۱۴۳، اقدام به ممانعت از دریافت نظرات مردمی کرده و صندوق های اخذ رای را مسدود کردند.
این هم برگه ای از تلاش هایشان ...
ولی عاقبت از آن متقین است ...
اللهم عجل لولیک الفرج
به امیرالمومنینــ گفتند : پیامبر را قبول داریم نه تو را ...
به امام خمینی گفتند : امام زمان را قبول داریم نه تو را ...
به امام خامنه ای گفتند : امام خمینی را قبول داریم نه تو را ....
همیشه "بی بصیرت ها" یک گام عقبند ....
دانلود کلاسهای قبل از ازدواج+پخش آنلاین
خانم ها برای شنیدن یا دانلود به این قسمت برن: cherik.blog.ir/post/
و آقایون هم به این قسمت : cherik.blog.ir/post/
در ضمن میتونید بصورت آنلاین گوش بدید!
دختر ۱۱ سالهای که همه را مبهوت کرد...
نوشت که ستاد اقامه نماز! شیرینترین نمازی که خواندم این است که: در اتوبوس داشتم میرفتم یک مرتبه دیدم خورشید دارد غروب میکند. یادم آمد نماز نخواندم، به بابایم گفتم: نماز نخواندم، گفت: خوب باید بخوانی، اما حالا که اینجا توی جاده است و بیابان، گفت: برویم به راننده بگوییم نگهدار. پدر گفت: راننده که بخاطر یک دختر بچه نگه نمیدارد، گفتم: التماسش میکنیم. گفت: نگه نمیدارد. گفتم: تو به او بگو. گفت: گفتم که نگه نمیدارد، بنشین. حالا بعداً قضا میکنی. دختر دید خورشید غروب نکرده است و گفت بابا خواهش میکنم، پدر عصبانی شد، اما دختر گفت: پدر، امروز اجازه بده من تصمیم بگیرم. میگفت ساکی داشتیم، زیپ ساک را باز کرد، یک شیشه آب درآورد. زیرِ صندلی اتوبوس هم یک سطل بود، آن سطل را هم آورد بیرون. دستِ کوچولو، شیشه کوچولو، سطل کوچولو. شروع کرد وسط اتوبوس وضو گرفت.
قرآن یک آیه دارد میگوید: کسانی که برای خدا حرکت کنند مهرش را در دلها میگذاریم به شرطی که اخلاص داشته باشد، نخواسته باشد خودنمایی کند، شیرینکاری کند، واقعا دلش برای نماز بسوزد، پُز نمیخواهد بدهد. «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا» مریم/۹۶ یعنی کسی که ایمان دارد، «وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» کارهایش هم صالح است، کسی که ایمان دارد، کارش هم شایسته است، «سَیَجْعَلُ لَهُمْ الرَّحْمَانُ وُدًّا»، «وُدّ» یعنی مودت، مودتش را در دلها میگذاریم. لازم نیست امام فقط امام خمینی باشد. منِ، بچه یازده ساله هم میتوانم در فضای خودم امام باشم.
شاگرد شوفر نگاه کرد و دید که دختربچه وسط اتوبوس نشسته و دارد وضو میگیرد، پرسید: دختر چه میکنی؟ گفت: آقا من وضو میگیرم، ولی سعی میکنم آب به کف اتوبوس نچکد. بعدش هم میخواهم روی صندلی، نشسته نماز بخوانم. شاگرد شوفر یک کمی نگاهش کرد و چیزی به او نگفت. به راننده گفت: عباس آقا، ببین این دختر بچه دارد وضو میگیرد.
راننده هم همینطور که جاده را میدید، در آینه هم دختر را میدید. مدام جاده را میدید، آینه را میدید، جاده را میدید، آینه را میدید. مهر دختر در دل راننده هم نشست. راننده گفت: دختر عزیزم، میخواهی نماز بخوانی؟ صبر کن، من میایستم. ماشین را کشید کنار جاده و گفت: نمازت را بخوان دخترم، آفرین.
چه شوفرهای خوبی داریم، البته شوفر بد هم داریم که هرچه میگویی: وایسا، گوش نمی دهد. او برای یک سیخ کباب میایستد، اما برای نماز جامعه نمیایستد. در هر قشری همه رقم آدمی هست.
دختر میگفت: وقتی اتوبوس ایستاد، من پیاده شدم و شروع کردم به نماز خواندن. یک مرتبه اتوبوسیها نگاهش کردند. یکی گفت: من هم نخواندم، دیگری گفت: من هم نخواندم. شخص دیگری هم گفت: ببینید چه دختر باهمتی است، چه غیرتی، چه همتی، چه ارادهای، چه صلابتی، آفرین، همین دختر روز قیامت، حجت است. خواهند گفت: این دختر اراده کرد، ماشین ایستاد. یکی یکی آنهایی هم که نماز نخوانده بودند، ایستادند به نماز. دختر می گفت: یک مرتبه دیدم پشت سرم یک عده دارند نماز میخوانند. می گفت: شیرینترین نماز من این بود که دیدم، لازم نیست امام فقط امام خمینی باشد. منِ، بچه یازده ساله هم میتوانم در فضای خودم امام باشم.
مژگان 1392-11-25 19:29
از ماموریت که برگشت خوشحال بودپرسید:راستی فرمانده! گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد ؟ابلیس جواب داد:امام اینها که بیاید
روزگار ما سیاه خواهد شداینها که گناه میکنند امامشان دیـــرتر می اید,
با کنجکاوی پرسید این هفته پرونده ها چطور بود؟,
ابلیس یک نگاه عاقل اندر سفیهی به او انداخت و گفت
مگر صدای گریه اقایشان را نمیشنوی?
متاثر شدی؟دلت گرفت؟شاید هم داری برای غربت اقایت گریه میکنی...
کاش حداقل یه گناه رو ،فقط یه گناه رو،
مردانه بخاطر اقای غریبمان کنار می گذاشتیم..
بسم الله.... مژگان 1392-11-26 19:07
ﻣﻘﯿﻢ ﻟﻨﺪﻥ ﺑﻮﺩ، ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺳﻮﺍﺭ
ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ . ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ
ﺑﻘﯿﻪ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ 20 ﭘﻨﺲ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺗﺮ
ﻣﯽ ﺩﻫﺪ !
ﻣﯽ ﮔﻔﺖ : ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﯼ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮐﻠﻨﺠﺎﺭ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻪ
ﺑﯿﺴﺖ ﭘﻨﺲ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﻢ ﯾﺎ ﻧﻪ؟ ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﺑﺮ
ﺧﻮﺩﻡ ﭘﯿﺮﻭﺯ ﺷﺪﻡ ﻭ ... ﺑﯿﺴﺖ ﭘﻨﺲ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ
ﮔﻔﺘﻢ ﺁﻗﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺩ ﺩﺍﺩﯼ ...
ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ . ﻣﻮﻗﻊ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪﻥ
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺁﻗﺎ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ
ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ . ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺑﺎﺑﺖ ﭼﯽ ؟ ﮔﻔﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ
ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﻣﺮﮐﺰ ﺷﻤﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺷﻮﻡ ﺍﻣﺎ
ﻫﻨﻮﺯ ﮐﻤﯽ ﻣﺮﺩﺩ ﺑﻮﺩﻡ . ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻨﻢ
ﺷﺪﯾﺪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﻢ . ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ
ﺷﺮﻁ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﮔﺮ ﺑﯿﺴﺖ ﭘﻨﺲ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﯾﺪ ﺑﯿﺎﯾﻢ .
ﻓﺮﺩﺍ ﺧﺪﻣﺖ ﻣﯽ ﺭﺳﯿﻢ !
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ : ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺩﮔﺮﮔﻮﻥ ﺷﺪ ﺣﺎﻟﯽ
ﺷﺒﯿﻪ ﻏﺶ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ . ﻣﻦ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﻮﺩﻡ
ﺑﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﯿﺴﺖ
ﭘﻨﺲ ﻣﯽ ﻓﺮﻭﺧﺘﻢ.
غریبی وارد قریه ای شد و برای نماز به مسجد رفت. امام جماعت را دید یک دست و یک پا ویک گوشش بریده بود و یک چشمش از کاسه درآمده از ریش سپیدی، علت پرسید.
پیرمرد گفت :
راه خطا رفت، به حکم شرع پایش را قطع کردیم.
دزدی کرد، دستش را بریدیم .
گوش به خطا سپرد ، گوشش را کندیم ،
و چشم به نامحرم دوخت، چشمش از کاسه درآوردیم.
مرد طعنه زد :
با این همه فضیلت، چطور امام جماعتش کردید؟
پیرمرد گفت :
آخر، اگر جلوی چشم مان نبود، وقت نماز کفش هامان را می دزدید.
دختــر بچـه شفا گرفتــه بـود ازش سوال کردم
چه دیــدی و چه شنیـدی ؟
دختــرک بـا آرامشی خاص گفت هیچ .
فقط پــدرم را خبـر کنیــد !
پـــدرش را آوردنـــد .
گفت :
بابا ، امـام رضـا بهم گفت : بـه بابات بــگو بـه خواهرم چیــزی نگه !
پــدر بـه خادم گفت : دخیل کـه بستم
بـه امـام رضــا گفتـم : می خوای دختــرمو شفا نـدی شفا نــده .
اما بــرگردم قـم بــه خواهرت گلایــه میکنم . . .