خدایا آقامون که داره میاد ؛ مارو تا اون موقع آدم کن ...
 

رهبر معظم: میگویند که ما با مردم دشمن نیستیم. دروغ میگویند ..

به نام خدای مهدی (عج)

 

دشمن با تحریم و با فشار اقتصادىِ گوناگون سعی کرد مردم را از میدان خارج کند. میگویند که ما با مردم دشمن نیستیم. دروغ میگویند؛ راحت، با وقاحت! بیشترین فشار برای این است که مردم ناراحت شوند، مردم در تنگنا قرار بگیرند، مردم زیر فشار قرار بگیرند، شاید بتوانند به این وسیله بین مردم و نظام اسلامی فاصله ایجاد کنند. هدف، فشار بر مردم است. اگر چنانچه این حرکت عظیم اقتصادی، این جهش اقتصادی، این برنامهریزی درست، چه در بخش قانونگذاری، چه در بخش اجرا، در سطوح مختلف، مورد توجه قرار بگیرد، همهی این فشارها خنثی خواهد شد. ملت ایران و مسئولان کشور باید با عزم راسخ، دشمن را مأیوس کنند.

 


 http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=22395


 http://www.danesh-bidar.com/new.aspx?id=9996

 کری: ایران به تمام تعهداتش عمل کرده / تحریم‌ها به قوت خود باقی هستند


 

 دشمن با تحریم و با فشار اقتصادىِ گوناگون سعی کرد مردم را از میدان خارج کند. میگویند که ما با مردم دشمن نیستیم. دروغ میگویند؛ راحت، با وقاحت! بیشترین فشار برای این است که مردم ناراحت شوند، مردم در تنگنا قرار بگیرند، مردم زیر فشار قرار بگیرند، شاید بتوانند به این وسیله بین مردم و نظام اسلامی فاصله ایجاد کنند.

امام خامنه ای: مسئولین مقاوم باشند این ملت اهداف بلندی دارد ؛ کارهای بزرگی دارد ...

 

به نام خدای مهدی (عج)


 

w535


 

امام خامنه ای :x : مسئولین مقاوم باشند این ملت اهداف بلندی [-O دارد ؛ کارهای بزرگی [-O دارد ...



به نام خدای مهدی (عج)
امام خامنه ای 1392/2/7
کسانی که در رأس قوه‌ی اجرائی قرار میگیرند، باید کسانی باشند که در مقابل فشارهای دشمنان مقاوم باشند؛ زود نترسند، زود از میدان خارج نشوند؛ این یکی از شرطهای لازم است. ثانیاً انسانهای با تدبیری باشند، با حکمت باشند.
ثالثاً دارای روحیه‌ی مقاوم باشد. این ملت اهداف بلندی [-O دارد، کارهای بزرگی [-O دارد، تسلیم نیست، کسی نمیتواند با این ملت با زبان زور حرف بزند. =D>
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=22395

دانلود صوت مربوطه
http://www.afsaran.ir/media/download/786197

http://mehrdadz.blogfa.com/post/631
http://www.afsaran.ir/Link/756378
http://razesorkh.com/view/post:4470327
http://sangariha.com/view/post:6589809
http://hadinet.ir/view/post:8259115



استاد رائفی پور در مراسم احیای نیمه شعبان92: خدایا معنی استقامت مردم ما خواست ظهور است ...

به نام خدای مهدی (عج)
 

استاد رائفی پور : خدایا معنی استقامت مردم ما خواست ظهور است + فیلم


فیلم 6دقیقه در www.aparat.com/v/ZIEQ2
دانلود در hw1.asset.aparat.com/aparat-video/1a3922138a2800815059350c00b97c5d1803141.mp4

علی اکبر رائفی پور نیمه شعبان1392
چقدر از 7 میلیارد انسان روی زمین توجیه هستند که باید برای فرج دعا کنند =((

چقدرشون مهدی را میشناسند... =((

برخی زورشان میآید و عجل فرجهم آخر صلوات را بگویند ... X(

زیاد هم باید دعا کنیم دعایی که از روی اضطرار باشه ؛ دعایی که دله میشکنه و پشت سرش اشک میاید. :((

اون ادا نیست اون دعا است ...

خدایا خدایی بهتر از بقیه بودیم باقیش رو به فضلت ببخش. [-O

خدا ما اقرار میکنیم جمهوری اسلامی قرار نیست جای امام زمان را پر کند ما داریم آزمون پس میدهیم در غالب جمهوری اسلامی آزمون میدهیم جلو ظلم بیاستیم.

خدایا معنی این رفتار که غالب این جمعیت اینطور ایستاده اند این است که ظهور [-O مولا را میخواهند.

خدایا هر تیپ و قیافه و هر رنگ و لباس و هر مدل مویی که باشیم خودت میدانی که دل ما این طرفی است .

چطور بود که زمان پیامبر وقتی قرآن میخواند اعراب جاهلی مرتب مسلمان میشدند ...

یعنی میشود مهدی (عج) بیایند قرآن بخواند :x دلهای ما نچرخد !!!


خدایا بی انصافیه ؛ خدایا من شاکی هستم ...

اللهم انا نشکوه علیک ؛ فقد نبینا

من برای چه در دوره ای باید به دنیا بیایم که پیامبر نداشته باشم.اونای دیگه پیامبر داشتند. :((

این شکایت را هم خود اهل بیت :x به ما یاد دادند ...

من برای چه باید در این دوره به دنیا بیایم ...

من میخواهم ؛ حالیم هم نیست :-S ... چکار باید کنم دیگه ...

بقیه اش را هم ببخش به فضلت. [-O

فقد نبینا ؛ و غیبت ولینا ؛ وکثرت عددنا


کم هستیم در مقابل 7 میلیارد

و کثرت عدونا ؛ بابا اینا زیادند ؛ ما که نمیتونیم اینا رو جمع کنیم ...

القصه ما شاکی هستیم ؛ امشب جمع شدیم که خدا بگیم ما شاکی هستیم ...

باید بگیم غلط کردیم میگیم غلط کردیم :-S ... باید گریه کنیم گریه میکنیم باید ضجه بزنیم ضجه میزنیم. :((

اما بقیه اش را هم خودت به فضت برخورد کن [-O دیگه چقدر ؟؟؟ :((

یه دقیقه فکر کنید به این که حدود 1300 سال پیش امام به دیوار کعبه چسبیده بوده و میگفته خدایا فرج مرا برسان! ... :((

یعنی 1300 ساله که امام داره خودش دعا میکنه ... :-S

دعا اثر داره بخونید ...

اَمَّن یُّجیبُ که امشب میخوانیم خود امام شب ظهور بار ها میخواند...

اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ

خدایا ما گناه میکینیم غلط کردیم اما ؛ از تو اراده ترک گناه میخواهیم [-O

همین ؛آمدن ما به اینجا حسن نیت هست میتونستیم الان جای دیگه باشیم ولی آمدیم اینجا ...

خدایا این حسن نیت من ؛ شروع کن باقیش با تو >:D

خدایا به همین اهل بیت خودش گفته به همه عمه ام زینب ببخش

این اشک هایی که مردم میریزین تو محرم یعنی همین ؛ یک جوری گریه میکنیم که خانواده مون بمیرن اونطور گریه نمیکنیم. L-)

تو شاهدی :-h تو به دلهامون راه داری

خدایا ما امشب از تو ظهور میخواهیم کمک مان کن هدایتمان کن.

یک نکته ای: خدا را گواه میگیرم من خودم شهادت آرزوم هست و حسرت میخورم

اما دوست ندارم شهید بشم ؛ چون این رفتنه مردنه این جا خالی کردن باشه برای اون کسی که قراره بیاید... :((

غبطه هم نمیخورم ؛ حسودیم میشه که آنروز نباشم ... :-S

mehrdadz.blogfa.com/post/630
zz:

خدایا معنی استقامت مردم ما خواست ظهور است ...خدایا من شاکی هستم چرا باید در این دوره دنیا باشم ...خدایا من طاقت ان را ندارم امام ظهور کند من نباشم...خدا باقی غیبت را به فضلت ببخش... امام از 1300سال پیش برای ظهور خودش دعا میکند چرا ما دعا نکنیم و تلاش نکنیم برای ظهورش...


 حرف های زیبای استاد رائفی پور در مراسم احیای نیمه شعبان 92 در وصف و فراق مولایمان مهدی (عج)http://mehrdadz.blogfa.com/post/63....خدایا معنی استقامت مردم ما خواست ظهور است ...خدایا من شاکی هستم چرا باید در این دوره دنیا باشم ...خدایا من طاقت ان را ندارم امام ظهور کند من نباشم...خدا باقی غیبت را به فضلت ببخش... امام از 1300سال پیش برای ظهور خودش دعا میکند چرا ما دعا نکنیم و تلاش نکنیم برای ظهورش...



 http://www.aparat.com/v/ZIEQ2


 چقدر از 7 میلیارد انسان روی زمین مهدی را میشناسند...خدا ما اقرار میکنیم جمهوری اسلامی قرار نیست جای امام زمان را پر کند بلکه آزمون میدهیم جلو ظلم بایستیم.خدایا معنی این رفتار ملت و جمعیت که اینطور ایستاده اند اینه که ظهور میخواهند.چطور زمان پیامبر وقتی قرآن میخواند اعراب جاهلی مسلمان میشدند.یعنی میشود مهدی (عج) بیایند قرآن بخواند دلهای ما نچرخد ؟!خدایا بی انصافیه ؛ خدایا من شاکی هستم.این شکایت را هم خود اهل بیت به ما یاد دادند.اللهم انا نشکوه علیک ؛ فقد نبینا.خدایا ما گناه میکینیم غلط کردیم اما ؛ از تو اراده ترک گناه میخواهیم.خدایا این حسن نیت ما ؛ شروع کن باقیش با تو.بقیه غیبت را هم به فضلت ببخش

رهبر انقلاب: امام خمینی با نماز شب قدرت میگرفت ؛ جوانها شما هم خود را قدرتمند کنید ...

به نام خدای مهدی (عج)

 
36077573183587435844.jpg

رهبر انقلاب: :x امام خمینی با نماز شب قدرت میگرفت ؛ جوانها @};- شما هم خود را قدرتمند کنید ...

افسران - رهبر انقلاب: امام خمینی با نماز شب قدرت میگرفت ؛ جوانها شما هم خود را قدرتمند کنید ...

رهبر معظم انقلاب۱۳۹۲/۰۲/۲۵:
دانلود صوت مربوطه
bachemosbatm.persiangig.com/audio/13920225_namaz_shab_emam.mp3
کسی مثل امام بزرگوار ما که یکتنه وارد شد و توانست به برکت عزم و اراده‌ی راسخ و ایمان و توکل، همه‌ی ملت را بسیج کند و این حرکت عظیم را راه بیندازد، بیش از هر چیز متکی بود به همان جوشش قلبی، معنوی، روحی، توکل، معرفت، عبادت. تا آخر عمر هم این بزرگوار با وجود پیری و ناتوانی و شکستگی، نیمه‌ی شب برمیخاست، اشک میریخت. @};- ما خبر داشتیم از نزدیکان ایشان که به همه‌ی خصوصیات زندگی ایشان واقف بودند، شنیده بودیم، اطلاع داشتیم؛ ایشان نیمه‌های شب برمیخاست، از خدای متعال استمداد میکرد - «رهبان اللّیل» (۳) - شب با آن حالت، آن وقت روز مثل شیر غرّانی میآمد توی میدانها، قدرتها را شکست میداد، ضعفهای ملت را برطرف میکرد، اراده‌های همه‌ی ما مردم را تقویت میکرد و راه میانداخت؛ به برکت آن پشتوانه‌ی معنوی.
یکیک شما مردم عزیزمان - بخصوص جوانها، بخصوص جوانها - میتوانید به همان منبع و معدن عظیم قدرت، با توکل، با ارادت، متصل شوید و استفاده کنید و استفاضه کنید و نورانی شوید و نقش ایفا کنید [-O .

جوانها! @};- شما بیشتر استفاده کنید. دلهای پاک شما، جانهای باصفا و نورانی شما آماده‌ی تلألؤات و تشعشعات رحمت الهی و توجهات الهی است؛ این را قدر بدانید.
آنچه یک ملت از این طریق و از طرق معنوی به دست میآورد، یک پشتوانه‌ای میشود، ذخیره‌ای میشود برای اینکه بتواند در همه‌ی میدانهای زندگی، با اراده‌ی راسخ و با عزمِ مقاوم در مقابل مشکلات پیش برود؛ بن‌بستها را باز کند، کارهای بزرگ انجام دهد. [-O پشتوانه‌ی همه‌ی اینها، این معنویت است.
farsi.khamenei.ir/speech-content?id=22566



http://mehrdadz.blogfa.com/post/629
http://hadinet.ir/view/post:8258763
http://razesorkh.com/view/post:4468977
http://sangariha.com/view/post:6589143

http://www.afsaran.ir/link/756337


zz:



لینک با کیفیت تصویر ...

http://www.axgig.com/images/36077573183587435844.jpg

دکتر عباسی: آمریکا تنها از 1380 تا سال 1393 در طول 13 سال گذشته یازده دکترین علیه ایران انجام دادند

به نام خدای مهدی (عج)


 

دکتر حسن عباسی: هموطن عزیز سرت را با افتخار بالا بگیر ؛ زیرا ...

w535

به نام خدای مهدی (عج)

هموطن عزیز سرت را با افتخار بالا بگیر ...

زیرا ...

آمریکا تنها از 1380 تا سال 1393 در طول 13 سال گذشته یازده دکترین علیه ایران انجام دادند و هنوز هیچ غلطی نکرده اند.

در حالی که برای فروپاشی شوروی در 45 سال جنگ سرد تنها 3 استراتژی علیهش انجام دادند و به نتیجه رسیدند.
دانلود صوت سخنرانی مربوطه (17 دقیقه)
http://www.afsaran.ir/media/download/784410
///
http://sangariha.com/view/post:6587972
http://mehrdadz.blogfa.com/post/628
http://hadinet.ir/view/post:8258266
http://razesorkh.com/view/post:4448998



عکس: اللهم الرزنا زیارت کربلا + صوت بسیار زیبا ...

 

به نام خدای مهدی (عج)


 

w535


 

امشب زیر پرچم گنبد حرم امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) در هیئت  مراسم قرعه کشی انجام شد و دو برادر و دوخواهر کربلایی شدند ...
http://mehrdadz.blogfa.com/post/627

اللهم الرزقنا زیارت کربلا کی میشه قسمت آقا ...
زیر علم با رفقا ...
حسین ... منم یه کربلا میخواهم منم یه کربلا میخواهم
سحرای حرم حال و هوایی داره  سحرای کربلا عجب صفایی داره
سحری حرم شور و نوایی داره
کی قسمت میشه زیر علم با رفقا
غروبا که میرسه منم یاد غروب کربلام خود به یاد زیارت دیوانه اشک چشام
تا کسی بیاد میگه داره میره کربلا نوحه های تو حرم گل میکنه تو لبام
نبری بازم میشم بیچاره شبا تو هیئتا بازم میشم آواره تو نزار که بگن برا آقاش سرباره
سحرای حرم حال و هوایی داره  سحرای کربلا عجب صفایی داره
سحری حرم شور و نوایی داره
اللهم الرزقنا زیارت کربلا کی میشه قسمت آقا ...
حسین ... منم یه کربلا میخواهم منم یه کربلا میخواهم حسین ...

#حرم_امام_حسین_زیارت_قرعه_کشی_شهرستان_آبیک_1393
#عکس_کربلا_حرم_حضرت_ابوالفضل_اللهم_الرزنا_زیارت_کربلا

دانلود صوت مربوطه

http://www.afsaran.ir/media/download/783434

 پخش آنلاین در

http://www.afsaran.ir/link/753909

///

http://hadinet.ir/view/post:8257923

http://sangariha.com/view/post:6587298

http://razesorkh.com/view/post:4415151

 

مرتضی پاشایی رفت و رو سیاهی ماند برای شجریان ...

به نام خدای مهدی (عج)


 

w535


 

تا پیش از منتشر شدن خبر مرگ «مرتضی پاشایی»، برخی افراد که داعیه‌دار روشنفکری نیز هستند، وی را متهم می‌کردند که با دامن زدن ساختگی بر بیماری نه چندان جدی خود، به دنبال مطرح شدن در بین مردم و کسب درآمد بیشتر از راه اجرای کنسرت‌های متعدد است. یکی از این افراد، محمدرضا شجریان بود که چندی پیش در جمعی گفته بود “برخی (مرتضی پاشایی) خود را به مریضی و تمارض می‌زنند تا دیده شوند”.

اما پس از انتشار خبر درگذشت «مرتضی پاشایی»، این روسیاهی بود که برای ذغال ماند. سخنان محمدرضا شجریان که به ویژه پس از درگذشت مرتضی پاشایی در بین طرفداران این خواننده جوان واکنش‌های بسیاری را علیه شجریان در پی داشت، سبب شد تا پس از انتشار خبر درگذشت و در مراسم تشییع جنازه این خواننده مرحوم، شعارهایی علیه محمدرضا شجریان سرداده شود و به کنایه به او برای درگذشت «مرتضی پاشایی» تبریک گفته شود.

در شبکه‌های اجتماعی نیز بسیاری از افراد به سخنان چند وقت اخیرش واکنش نشان داده و از او به سبب قضاوت ناعادلانه و تهمت درباره بیماری مرحوم پاشایی انتقاد کردند.


پدر مرتضی ؛ ناصر پاشایی پس از فوت فرزندش گفت: مرتضی عاشق امام حسین (ع) بود و به ولایت عشق می‌ورزید. مرتضی مانند پرنده به سوی آسمان پرواز کرد.

http://www.farhangnews.ir/content/99784
http://garmeh.ir/new.aspx?id=15371







http://www.afsaran.ir/link/753174
http://sangariha.com/view/post:6586736
http://razesorkh.com/view/post:4401089
http://mehrdadz.blogfa.com/post/626
http://hadinet.ir/view/post:8257586

امام خمینی: با اعتقاد میگویم که ملت من از امت محمد (ص) نیز بالاتر است.

به نام خدای مهدی (عج)


 

 

w535

 


دانلود سخنرانی کامل خط قرمز ... (سعید قاسمی)
http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/audio/P7lXd5VMx1I...pCZNnsA/d/
به نام خدای مهدی (عج)

امام خمینی: آن صلح تحمیلی که به امیر المومنین(ع) در قضیه حکمیت وارد شد و آن ظلم و صلح تحمیلی که به امام حسن (ع) وارد شد این ما را به این نتیجه میرساند که راه آن دو بزرگوار را نرویم!!!

برای اینکه با اعتقاد میگویم که ملت من از امت محمد (ص) نیز بالاتر است.

http://mehrdadz.blogfa.com/post/625
http://www.afsaran.ir/Link/753165
http://hadinet.ir/view/post:8257585
http://sangariha.com/view/post:6586733
http://razesorkh.com/view/post:4401083




سفارش پدر شادروان مرتضی پاشایی خطاب به دوستدارانش: مراقب باشید ضد انقلاب سوء استفاده نکند ...

به نام خدای مهدی (عج)

 

 


سفارش پدر شادروان مرتضی پاشایی خطاب به دوستدارانش: مراقب باشید ضد انقلاب  سوء استفاده نکند ... 


 



ناصر پاشایی پدر مرتضی پاشایی:


@};- از همه عزیزانی که در این مدت، عاشقانه و به طور شبانه روزی در قابل بیمارستان حضور داشتند و نگران حال مرتضی بودند؛ تشکر می‌کنم.

@};- وی با اشاره به آرزوی مرتضی پاشایی برای زیارت کربلا تاکید کرد: یکی از آرزوهای مرتضی این بود که روزی به زیارت امام حسین (ع) برود. چندی پیش مرتضی از ما تقاضا کرد که برای زیارت مقبرهٔ امام حسین (ع) به کربلا برویم. ما هم تمام کار‌ها را انجام دادیم و بلیت‌ها را تهیه کردیم. قرار بود بعد از دو سه روز معالجه به سمت کربلا برویم که متاسفانه اینچنین نشد و اجل به مرتضی مجال نداد.

@};- ناصر پاشایی گفت: مرتضی عاشق امام حسین (ع) بود و به ولایت عشق می‌ورزید. مرتضی مانند پرنده به سوی آسمان پرواز کرد.

@};- وی در پایان درباره جوسازی‌هایی که :-& در این روز‌ها شکل می‌گیرد، گفت: ‌مرتضی آنقد رفتارش شفاف و خوب بود که هیچ کس نمی‌تواند بدنامش کند. اگر من می‌گویم که علاقه مندانش در معابر عمومی جمع نشوند به این دلیل است که مبادا با ناامن شدن وضعیت، ضد انقلاب X( سوء استفاده کند.

www.tasnimnews.com/Home/Single/558630
www.mashreghnews.ir/fa/news/362566/


 

http://www.afsaran.ir/link/751322


 

 

 

ماجرای نبش قبر حرم حضرت رقیه (ع) و بدن مجروحی که با لباس خودش دفن شده بود ...

به نام خدای مهدی (عج)

 


 

این موضوع پیش از این به صورت روضه‌خوانی از سوی حجت‌الاسلام سید حسین مؤمنی و حجت‌الاسلام سید عبدالله فاطمی‌نیا، در حرم مطهر امام رضا(ع) خوانده شده و مورد تأیید علما نیز قرار گرفته است.

کامل در
javanenghelabi.ir/.../

دانلود صوت مداحی و روضه حضرت رقیه در
www.afsaran.ir/Link/751297
zz:


عالـم بزرگــوار مرحـوم آیت‌الله علاـمه “ملاّ محـمّد هاشم خراســانی”* می‌نویســد: عالم جلیل شیخ محمّدعلی شامی که از جمله علمای نجف اشرف بود به حقیر فرمود: جدّ مادری من، جناب آقا سیّد ابراهیم دمشقی که نَسَبش به سیّد مرتضی علم‌الهدی منتهی می‌شد و سنّ شریفش بیش از ۹۰ سال بود، سه دختر داشت و اولاد پسر نداشت. شبی دختر بزرگ ایشان حضرت رقیّه دختر امام حسین علیه‌السلام را در خواب دید که فرمودند: «به پدرت بگو: به والی بگــوید: میان لـحد و جسـد من آب افتــاده، و بدن من در اذّیت است، بیاید قبر و لحد مرا تعمــیر کند.»

دختر به سیّد عرض کرد، ولی سیّد از ترس اهل تسنّــن، به خواب اعتنا ننمــود. شب دوّم دختر وسطی سیّد همــین خواب را دید و به پدر گفت، ترتیب اثری نداد. شب سوّم دختر کوچک سیّد همین خواب را دید و به پدر گفت، باز ترتیب اثری نداد. شب چهارم خود سیّد حضرت رقیّه را در خواب دید که به طریق عتاب فرمودند: چرا والی را خبردار نکردی؟!

سیّد بیدار شد، صبح نزد والی شام رفت و خوابش را گفت. والی به علماء و صلحاء شام از شیعه و سنّی امر کرد که غسل کنند و لباس‌های پاکیزه بپوشند، به دست هر کس قفل ورودی حرم مطهّر باز شد، همان کس برود و قبر مقدّس او را نبش کند، پیکر را بیرون آورد تا قبر را تعمیر کنند.

صلحاء و بزرگان از شیعه و سنّی در کمال آداب غسل کردند و لباس پاکیزه پوشیدند، قفل به دست هیچ کس باز نشد مگر به دست خود مرحوم سیّد، و چون میان حرم آمدند کلنگ هیچ کدام بر زمین اثر نکرد، مگر به دست سیّد ابراهیم.
حرم را قُرق کردند و لحــد را شکافتند. دیدند بدن نازنین حضرت رقیه سلام‌الله علیها، میان لحد و کفن صحیح و سالم است اما آب زیادی میان لحد جمع شده است.

سیّد در قبر رفت، همین که خشت بالای سر را برداشت دیدند سیّد افتاد. زیر بغلش را گرفتند، هی می‌گفت: «ای وای بر من.. وای بر من.. به ما گفته بودند یزید لعنةالله علیه، زن غسّـاله و کفن فرسـتاده ولی اکنون فهمـیدم دروغ بوده، چـون دختر با پیراهن خـودش دفن شده. من بدن را منتقل نمی‌کـنم، می‌ترسم بدن را منتقل کنم و دیگر به عنوان “رقیّه بنت الحسین” شناخته نشـود و من نتوانم جواب بدهم.
سیّد بدن شریف را از میان لحد بیرون آورد و بر روی زانوی خود نهــاد و سه روز بدین گونه بالای زانو خود نگه داشت و گریه می‌کرد تا اینکه قبر را تعمیر کردند.

وقت نماز که می شد سیّد بدن حضرت را بالای جایی پاکیزه می‌گذاشــت. پس از فراغ از نماز برمی‌داشت و بر زانو می‌نهاد، تا اینکه از تعمیر قبر و لحد فارغ شدند، سید بدن را دفن کرد. و از معجزه آن حضرت این که سیّد در این ســه روز احتیاج به غذا و آب و تجدیــد وضو پیدا نکرد و چون خواست بدن را دفن کند دعا کرد که خداوند پسری به او عطا فرماید. دعای سیّد به اجابت رســید و در سن پیری خداوند پسری به او لطف فرمود که نام او را “سیّد مصطفی” گذاشت.

آنگاه والی واقعه را به سلطان عبدالحمید عثمانی نوشت؛ او هم تولیت زینبیّه و مرقد شریف حضرت رقیّه و امّ کلثوم و سکینه را به سید ابراهیم واگذار کــرد.

این قضیه در سال ۱۲۴۲ هجری شمسی رخ داده و در کتاب «معالی» هم این قضیّه مجملاً نقل شده و در آخر اضافه کرده است: «فَنزلَ فی قبرها و وَضع علیها ثوباً لفَّها فیه و أخْرجها، فإذا هی بنتٌ صغیرةٌ دُونَ البُلوغِ و کانَ متْنُها مجروحةً مِنْ کثرةِ الضَّرب» « آن سیّد جلیل وارد قبر شد و پارچه ای بر او پیچید و او را خارج نمود، دختر کوچکی بود که هنوز به سن بلوغ نرسیده، و پشت شریفش از زیادی ضربات مجروح بود.»

ـ

پس از درگذشت سیّد ابراهیم، تولیت آن مشاهد مشرفه به پسرش سیّد مصطفی و بعد از او به فرزندش سیّد عبّاس رسید.

فرزندان سیّد ابراهیم دمشقی مــعروف و مشهور به “مستجاب الدعوه هستند به گونه‌ای که هر گاه دست خود را به موضع دردناک بیماری بگذارند فوری آرام می‌شود و این اثر را از جدّ بزرگ خود به ارث برده‌اند که این خاصیت، ناشی از نگهداری بدن شریف آن مظلومه به مدت سه شبانه‌روز است.
///
javanenghelabi.ir/%D 


mehrdadz.blogfa.com/ 
www.afsaran.ir/Link/ 







اثبات وجود تاریخی حضرت رقیه (س)/ چگونگی شهادت غم انگیز حضرت رقیه بر اساس 3 منبع

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/178433/


به نقل از آیت‌الله خراســانی: 150سال قبل در شام سیّد ابراهیم دمشقی که تنها 3دختر داشت ؛ یکی از دخترانش در خواب حضرت رقیّه (ع) را دید که فرمودند:(به پدرت بگو: به والی بگــوید: میان لـحد و جسـد من آب افتــاده، و بدن من در اذّیت است، بیاید قبر و لحد مرا تعمــیر کند)دختر به سیّد گفت،ولی سیّد از ترس اهل سنت,به خواب اعتنا ننمــود.شب2دختر دوم و شب3دختر سوم دیدو پدر ترتیب اثرنداد.شب4خود سیّد حضرت رقیّه را در خواب دید که فرمودند: چرا والی را خبردار نکردی؟!صبح سید نزد والی شام رفت و خوابش را گفت. والی به علماء شام؛شیعه و سنّی امر کرد؛غسل کنند و لباس‌های پاکیزه بپوشند,تا قبر را تعمیر کنند.اقدام کردند قفل حرم جز به دست همان سید باز نشد ؛ و کلنگ نیز فقط به دست آن سید بر قبر اثر کرد.لحد را شکافتند؛دیدند بدن نازنین حضرت رقیه بین لحد و کفن سالم است ولی آب در قبر افتاده. تا سید به داخل قبر رفت افتاد.زیر بغلش را گرفتند.هی میگفت وای بر من...یزید لعنه الله زن غساله و کفن فرستاده ولی الان فهمیدم دروغ بوده.دختر با لباس خودش دفن شده!سید او را سه شب و روز بدون نیاز به آب و غذا و تجدید وضو روی زانوی خود نگاه داشت تا قبر تعمیر شد.همچنین نقل شده ایشان دختر کوچکی بوده که هنوز به سن بلوغ نرسیده و پشت شریفش از زیادی ضربات مجروح بوده!

این موضوع پیش از این به صورت روضه‌خوانی از سوی حجت‌الاسلام سید حسین مؤمنی و حجت‌الاسلام سید عبدالله فاطمی‌نیا، در حرم مطهر امام رضا(ع) خوانده شده و مورد تأیید علما نیز قرار گرفته است.

اینروز ها امام ما اینقدر مظلوم است که تصورش برای دوست و دشمن ممکن نیست ...

به نام خدای مهدی (عج)


 

صوت های لینک رو حتما گوش کنید ...آقای صمدی آملی ...
www.afsaran.ir/media/download/771981
www.afsaran.ir/media/download/771988

نمردیم و مفهوم افراطی گری رو هم فهمیدیم  ...

جایی بودیم بحث سیاسی داغ بود ...

از هر دری صحبت بود ؛ تهش چند نفری از جمع حضرت آقا رو میکوبیدند ... 

دیدیم نمیشه سکوت کرد ... 

خودم رو مودب وارد بحث کردم ...

گفتم آقای فلانی و فلانی که اعتقاد دارید فلان مشکلات تقصیر رهبر است ... خوب دلیلتون چیه ...

گفتند اینجوری اونجوری ...

منم خیلی معقول و قانع کننده جواب شون رو دادم و رفع اتهام کردم ...

بعد گفتند نه اینجوری که میگی نیست ؛ اینا !!! (مسئولین) همه شون یکی هستند !!!

رهبر هم !!! هست!

گفتم شمایی که اینجوری میگید ؛ آیا از این رهبر شناخت کافی دارید ؟؟؟

اصلا این اتهامی که به پسرشون میزنید آیا تا به حال کوچکترین چیزی دیدی ازشون ؟؟؟

گفتند نه ؛ گفتم خوب پس چی میگید ؟ گفتند : هست ما میدونیم هست!!!

گفتم عجب بدون دیدن و خبری چطور قضاوت مکینید؟

گفتم شمایی که مرتب رهبر معظم رو میکوبید و اعتقادی به ایشون ندارید....

اصلا دین به کنار ؛ اسلام به کنار ؛اصلا برای خود ایران کشور پدران مان ...

آیا خبر دارید اگه این آقا نبود تا به حال چندین باره مملکت نابود شده بود !

آیا خبر دارید چقدر ایشون در جنگ کمک کردند چه فیزیکی چه فکری

خبر دارید بعد جنگ زمان رهبری شون موقع حمله عراق به کویت خیلی از سیاست مدارا به خاطر حمله امریکا به عراق خواستار کمک ما به عراق شدند ولی رهبر معظم جلو این تله گرفت ؟

آیا خبر دارید قبل 11 سپتامبر موقعی که طالبان برای آمریکا شاخ و شونه میکشید خیلی ها گفتند بیایید به انها کمک کنیم ولی رهبر جلو اینکار و تله رو گرفت !!!
و...
و...
آیا خبر دارید پیشرفت نظامی و امنیتی فعلی رو مدیون ایشون هستیم؟

ایا خبر دارید پیشرفت هسته مون رو مدیون ایشون هستیم ؟؟؟

آیا خبر دارید سال 78 خیلی ها در داخل فتنه کردند و جنایاتی کردند بعد اونو گردن رهبری انداختند بعدا معلوم شد کار خودشون بوده و ...

و آیا های دیگر که کلا باعث شد یه چند لحظه ای همه به فکر فرو برند !!!

ولی بعد مدتی یکی از افراد جمع برگشت گفت: همینه شما افراطی ها هر وقت دوست دارید فلان میکنید و اینجوری حمایت میکنید و ... 

دیدم کلا قلب و گوششون مهر خورده اینگار ... آدم اینقدر با سند حرفش رو بزنه و منطقی بگه بعد بگن بهت افراطی !!!

نمیدونم واقعا برای این جماعتی که بعضا خودشون رو اصلاح طلب میخونند آدم چی بگه؟؟؟


 

 

عمل رهبر معظم انقلاب در یک بیمارستان دولتی !!!

به نام خدای مهدی (عج)


عمل جراحی در یک بیمارستان دولتی
اما آنچه در شرایط کنونی نمی توان از کنار آن به سادگی عبور کرد این است که رهبر معظم انقلاب اسلامی برای عمل جراحی اخیر خود سفارش کرده بودند که در یک بیمارستان دولتی این کار صورت بگیرد و در انجام این عمل نیز زمانی  انتخاب شود که به بیماران و دیگر مراجعان به بیمارستان نیز کمترین زحمت و فشار وارد شود.
 
این که رهبر یک کشور برای عمل جراحی یک بیمارستان دولتی را انتخاب کند خود معنا دار است. هر چند عمل جراحی رهبر معظم انقلاب به لطف خدای متعال عمل خطرناکی نبوده است اما بالاخره مسأله جراحی مسأله مهمی  است و به طور معمول مردم علاقه دارند که برای عمل جراحی از بهترین امکاناتی که می توانند و در دسترسشان هست استفاده کنند.
 
قابل انکار نیست که رهبر معظم انقلاب امکان این را داشته اند که در یک بیمارستان خصوصی و در بخشی که کاملاً اختصاصی باشد و با امکانات بسیار بیشتر از یک بیمارستان دولتی به این عمل اقدام کنند. اما ساده زیستی و لزوم توجه به بیت المال مسلمین و رعایت وضعیت عمومی مردم باعث شده است که ایشان از چنین کاری  خودداری کنند و چنان که آقای دکتر مرندی بیان داشتند، ایشان اصرار داشته باشند که در یک بیمارستان دولتی  این اقدام صورت بگیرد.
 
مطابق خبری که خبرگزاری ها منتشر کردند: دکتر مرندی با اشاره به تأکید رهبر انقلاب در خصوص انجام عمل در یک بیمارستان دولتی، افزود: رهبر انقلاب تأکید داشتند که مزاحمتی برای سایر بیماران انجام نشود، لذا عمل صبح زود انجام شد. آقای مرندی در پاسخ به پرسشی درباره زمان  ترخیص رهبر معظم انقلاب از بیمارستان نیز گفت: معمولا مراقبت های بعد از این عمل برای همه بیماران بین سه تا پنج روز در بیمارستان انجام می شود و در خصوص ایشان نیز همین روند گذرانده خواهد شد.
http://newssh.ir/new.aspx?id=15548

 

واکنش رهبر معظم انقلاب پس از حادثه شهادت شهید تهرانی مقدم ...

به نام خدای مهدی (عج)


 

 

w535

روایت دیدار همسر رهبر معظم انقلاب با همسر شهید تهرانی مقدم
بعد از مقدمات و حرف‌های مختلفی که بین من و ایشان رد و بدل شد من خدمت خانم عرض کردم آن روزی که انفجار پادگان و شهادت بچه‌ها اتفاق افتاد شما کجا بودید؟ واکنش آقا نسبت به این مسئله چطور بود؟ با پاسخ ایشان در واقع صحیح‌ترین خبر را بدون هیچ واسطه‌ای از خود خانم شنیدم. ایشان گفتند که آقا تشریف برده بودند برای صرف غذا سر سفره همین که می‌خواستیم غذا را بخوریم، صدای انفجار آمد. هر دویمان بلند شدیم و از پنجره بیرون را نگاه کردیم. گفتیم شاید در این محوطه و در این اطراف اتفاقی افتاده باشد. خیلی نگران و ناراحت شدیم. ظاهر قضیه اصلا معلوم نبود. آقا بعد از اینکه غذا میل کردند. رفتند برای کارشان از منزل بیرون. شب که آمدند خیلی ناراحت بودند. شاید به ندرت ایشان اینقدر ناراحت بوده‌اند وقتی من از ایشان پرسیدم چه شده است؟ ایشان گفتند که: "یکی از عزیزترین کسانم را از دست دادم" و همسر آقا آنقدر با تمام وجودش این مطلب را تعریف می‌کرد که چشمانشان پر از اشک شده بود.
متن کامل مصاحبه در:
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/361628

مستند صوتی شهید تهرانی مقدم ...
دانلود صوت:
http://s15.khamenei.ir/ndata/news/18283/13900...13_64k.mp3

لینک مطلب:
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=111265


http://www.afsaran.ir/link/747951
http://mehrdadz.blogfa.com/post/619
http://sangariha.com/view/post:6583068
http://hadinet.ir/view/post:8255303




مادر شهید گمنام: من یقین دارم این فرزند شهیدم است من عطر او را احساس میکنم ...

 

دیدگاه

مهرداد/بچه مثبت

 

یکی از سربازها میگفت خواب شهیدی را دیده که مشخصاتش در بین شهدای گمنام را به او داده است ؛با پیگیری قضیه و اعلام مشخصات ؛ صاحب شهید مشخص شد.برادر به همراه مادر شهید که تازه قلبش را عمل کرده بود برای شناسایی آمدند.مادر وارد سالن معراج شهدا شد؛از بین همه شهدا خود را به پیکر همان شهیدی که آن سرباز او را شناسایی کرده بود، رساند.به مادر شهید گفتم «شما از کجا مطمئن هستید که این فرزند شماست؟» ابروهایش را توی هم کرد و گفت «من مادرم و بوی بچه‌ام را احساس می‌کنم».برای اینکه از این موضوع یقین پیدا کنم به مادر شهید گفتم: لحظه‌ای از سالن خارج شوید، اینجا کار داریم»بعد از مدتی به وی گفتم «الآن می‌توانید بیایید داخل». مادر شهید وارد سالن شد و بدون هیچ تردیدی به سمت پیکر فرزند شهیدش رفت با آنکه ما جای او را تغییر داده بودیم؛ و به ما گفت «من یقین دارم که این پسرم است؛ او به من گفته بود که برمی‌گردد».

متن کامل:
در سال 1371، سربازی که در معراج شهدا خدمت می‌کرد و اسمش «رنجبر» بود، با چشم‌هایی گریان آمد و گفت «شب گذشته در یک رؤیا، یکی از شهدای گمنام به من گفت «می‌خواهند مرا به عنوان شهید گمنام دفن کنند، اما وسایل و پلاکم همراهم است».

به آن سرباز جوان گفتم «در اینجا خیلی‌ها خواب‌های مختلف می‌بینند اما دلیل نمی‌شود که صحت داشته باشد؛ تو خسته‌ای، الان باید استراحت کنی» آن سرباز رفت؛ صبح که آمد دوباره گفت «آن شهید دیشب به من گفت در کنار جنازه‌ام یک بادگیر آبی رنگ دارم که دور آن را گِل، پوشانده است داخل جیب آن، پلاک هویت، جانماز، کارت پلاک و چشم مصنوعی‌ام ـ‌ شهید در عملیات خیبر در جزیره مجنون از ناحیه چشم مجروح شده بود و چشم او را تخلیه کرده و به جای آن چشم مصنوعی گذاشته بودند ـ وجود دارد» به آن جوان گفتم «برو سالن معراج شهدا اما اگر اشتباه کرده باشی باید بروی و شلمچه را شخم بزنی!».

سرباز وارد سالن معراج شهدا شد و پیکرها را یکی یکی بررسی کرد تا اینکه پیکر شهید مورد نظر را با نشانه‌هایی که داده بود، یافت. پس از اطلاع دادن این جریان به مسئولان و پیگیری قضیه، توانستم خانواده شهید را پیدا کنم.

با برادر شهید تماس گرفتم و به او گفتم «برادر شما جانباز ناحیه چشم بوده و در عملیات کربلای 5 در سال 1365 به شهادت رسیده و مفقود شده است؟» گفت «بله تمام نشانه‌هایی که می‌گویید، درست است» به او گفتم «برای شناسایی به همراه مادر به معراج شهدا بیایید»؛ برادر شهید گفت «مادرم تازه قلبش را عمل کرده اگر این موضوع را به او بگویم هیجان‌زده می‌شود و ممکن است اتفاقی برایش بیفتد».

اما فردای آن روز دیدیم یکی از برادرها به همراه مادر شهید به معراج آمدند؛ بچه‌ها به مادر چیزی نگفته بودند و مادر شهید با صلابتی که داشت، رو به من کرد و گفت «شهید گمنام در اینجا دارید؟» گفتم «بله تعدادی از شهدای تفحص شده در معراج هستند که گمنام‌اند» مادر شهید مفقود گفت «می‌توانم شهدا را ببینم؟» گفتم «بفرمایید».

مادر وارد سالن معراج شهدا شد؛ به پیکرهایی که فقط تکه‌هایی از استخوان از آن باقی مانده بود، نگریست و خود را به پیکر همان شهیدی که آن سرباز جوان نیز او را شناسایی کرده بود، رساند.

مادر شهید رو به ما کرد و گفت «دیشب فرزندم به خوابم آمد و گفت من در معراج شهدا هستم و می‌خواهند مرا به عنوان شهید گمنام دفن کنند» به مادر شهید گفتم «شما از کجا مطمئن هستید که این فرزند شماست؟» ابروهایش را توی هم کرد و گفت «من مادرم و بوی بچه‌ام را احساس می‌کنم».

برای اینکه از این موضوع یقین پیدا کنم و احساس مادری را در وی ببینم، به مادر شهید مفقود گفتم «اگر برای شما مقدور است لحظه‌ای از سالن خارج شوید، اینجا کار داریم». مادر شهید از سالن بیرون رفت و در گوشه‌ای نشست؛ در این فاصله پیکر مطهر شهید را جابجا کردم؛ بعد از مدتی به وی گفتم «الآن می‌توانید بیایید داخل». مادر شهید وارد سالن شد و بدون هیچ تردیدی به سمت پیکر فرزند شهیدش رفت درحالی که ما جای او را تغییر داده بودیم؛ و به ما گفت «من یقین دارم که این پسرم است؛ او به من گفته بود که برمی‌گردد».

غوغایی در معراج شهدا به پا شد؛ خواهران و برادران شهید مفقود، گریه می‌کردند؛ مادر شهید رو به فرزندانش کرد و گفت «برای چه گریه می‌کنید؟ این امانتی بود که خداوند به من داده بود، از من گرفت؛ حالا هم که استخوان‌هایش را برایم آورده‌اند دوباره امانتی را به خودش تحویل می‌دهم».

w535


منبع:
http://www.shahidnews.com/view/2656/

http://www.afsaran.ir/Link/748006
http://mehrdadz.blogfa.com/post/618
http://hadinet.ir/view/post:8255315
http://sangariha.com/view/post:6583081



بخشی از حکایت انتظار مادران انتظار (بخشی از کتاب نورالدین پسر ایران)

به نام خدای مهدی (عج)


 

w535


صوت مادران شهدا:
http://www.afsaran.ir/media/download/777523

قرار بود با امیر به یک مرخصی دو روزه که تقریبا همه اش راه در راه بودیم برویم.

رحیم افتخاری از بچه های تبریز آمد پیشم و گفت: آقا سید میخواهی بری تبریز؟

گفتم: بله انشالله

گفت حالا که میری یه لطفی در حقم کن برو از خونه مون عکس بچه منو بگیر و بیار تا ببینمش! هنوز اونو ندیدمش!

رحیم قبلا از خودش گفته بود ولی نمیدانستم به تازگی پدر شده ؛ حرف آقا رحیم منقلبم کرد.

گفتم: حتما آقا رحیم عکس بچه ات را میاورم!

به تبریز که رسیدیم به امیر گفتم : اول بریم خونه رحیم رو پیدا کنیم و سفارش اونو انجام بدیم!

خانه نه انها منتش محله کوچکی ؛ نزدیک راه آهن بود ؛ اماهر چه در طول خیابان گشتیم ؛ نتوانستیم منزل او را پیدا کنیم. منتش دارای خانه های کوچک با جمعیت زیاد بود ؛ از هر کسی سراغ او را گرفتیم کسی نمیشناخت.

چند بار طول خیابان را طی کردیم و همه بی نتیجه ؛ اما از همان اول زنی سرکوچه ایستاده بود که هر بار ما را به دقت نگاه میکرد.

پیرزن به دیوار تکیه داده بود با خود گفتم : چرا این پیرزن ما را این طوری نگاه میکنه؟!

دل به دریا زدیم و این بار موتور را پیش پای او نگه داشتیم. دیگر به دلم برات شده بود که گمشده رحیم را یافته ام.

گرمی صدا و لحن کلامش این حس را تقویت میکرد. اول او بود که پرسید: اوغولحالیز نجه جدی (پسرم حالتون چطوره؟)

گفتیم دنبال کسی میگردیم و تا اسم رحیم را آوردیم چهره اش بر افروخته شد. و گفت ( رحیم کی اوز اوغلومدی) (رحیم که پسر منه)

حس عجیبی داشتم. در مادر رحیم میشد اشتیاق و انتظار همه مادران رزمنده ها را دید.

نامه رحیم را دادیم ولی اصرار داشت در خانه شان از ما پذیرایی کند.

محبتش زبان ما را بست.

نگفتم هنوز به خانه خودمان سر نزده ایم و وقت کمی داریم.دنبال او رفتیم و در انتهای کوچه وارد خانه کوچکی شدیم که روی هم 40 متر هم نمیشد.

صداقت و محبت اهالی آن خانه خیلی متاثرم کرده بود.

بالای خانه شان اتاقی برای خود و همسرش ساخته بود و با پله های نردبان مانندیمیشد به انجا رفت.

صداقت و محبت اهالی خانه خیلی متاثرم کرده بود .گریه بدجوری گلویم را میفشرد سعی کردم خودم را جمع و جور کنم و زود بلند بشوم.با خود میگفتم رحیم چطور با این شرایط به جبهه آمده ...

حال امیر هم مثل من بود.

گفتم حاج خانم رحیم آقا میگفت بچه شو ندیده اگه میشه عکسی از بچه تهیه کنید تا ما برای رحیم آقا ببریم...

خدا میداند گفتن این حرف چقدر برای من سخت بود ؛ میدانستم برای خانواده ای با آن شرایط راحت نبود که در این مدت کم بتواند عکسی از بچه تهیه کنند ...

...

بعد ها رحیم افتخاری هم به فیض شهادت نائل آمد ...

بخشی از کتاب نور الدین پسر ایران صفحه 365 تا 367


http://mehrdadz.blogfa.com/post/617
http://www.afsaran.ir/link/748951
http://sangariha.com/view/post:6583721
http://hadinet.ir/view/post:8255650
http://razesorkh.com/view/post:4347754





بانوی ژاپنی فاطمه اتسوکو: من بعد از حادثه 11 سپتامبر و مطالعه اسلام مسلمان شدم ...

به نام خدای مهدی (عج)


 

 


مصاحبه با مستبصر ژاپنی خانم اتسوکو هوشینو


  از چگونگی آشنایی تان با اسلام شروع کنیم؟

آشنایی من با دین اسلام به خاطر حادثه 11 سپتامبر بود. وقتی آن صحنه را دیدم اولین لحظه خیلی شوکه شدم، بعد به خودم آمدم و فکر کردم که آیا ممکن است یک حادثه ای بطور طبیعی این گونه دیده بشود؟!

و به قول معروف رایحه توطئه شنیدم، چون درست شبیه به یک صحنه فیلم هالیوودی بود، و هم خیلی زحمت می کشیدند که در مورد دین اسلام سیاه نمایی کنند.

من در مورد دین اسلام خوب نمی دانستم اما چون همیشه از شبکه های تلویزیونی صحبت ازاسلام بود و از اسم های مسلمانان مثل، محمد، علی و... استفاده می کردند، من ناچار بودم به دین اسلام علاقه مند بشوم تا ببینم اسلام چه دارد که آنها مجبور هستند این قدر جنجال راه بیندازند، من نمی دانم اما باید خیلی مهم باشد، و بعد من شروع کردم به مطالعه.

و مکروا مکر الله والله و خیر الماکرین. با حادثه یازده سبتامبر مسلمان شدم و با غلت های وهابیون در قرآن شیعه شدم.

وقتی روزه داشتم و یا وقتی نماز می خواندم، فکر می کردند من تحت شست و شوی مغزی قرار گرفتم و وقتی نماز می خواندم مادرم پیش من می آمدند و نمک دور من می ریختند، فکر می کردند که من جن زده شده ام.

وضعیت زندگی من خیلی سخت بود. من هر روز با خانواده ام می جنگیدم و هم در جامعه سختی های فراوانی داشتم، حتی راه رفتن هم برایم سخت بود؛ چون خیلی نگاهم می کردند. حتی غذا یا نماز، روزه و... .

مثلا به من می گفتند: چرا غذا نمی خوری؟ من می گفتم: رژیم دارم، چون اگر می گفتم مسلمان شدم، خیلی رفتار آنها بد می شد معمولا من این طور جواب میدادم که کارم خیلی دشوار نشود.

•شما به عنوان کسی که به دور از اسلام بزرگ شده اید، فکر می کنید چه چیز باعث میشود به سمت اسلام نیایند؟

آن ها از حق و حقیقت می ترسند، نه فقط ژاپنی ها، بلکه در کل این که اعتقاداتت را از اول بنا کنی سخت است و جراتش را ندارند

قبل از مسلمان شدنم برای من زندگی خیلی پوچ و بی معنا بود، غذا می خورم، می خوابم، پول در میارم، لذت می برم، خرج می کنم و...؛ اما من نمی خواستم این طور ادامه بدهم، خیلی از ژاپنی ها واقعا بی هدف هستند، در 10 سال گذشته در هر سال بیش تر از 30000 نفر خودکشی می کنند، و این آمار واقعا بالا است.

روزی به حال خودم سوره یس را انتخاب کردم و گوش دادم، برق زد، با این که من اصلا عربی را نمی فهمیدم، این معجزه قرآن است. همان اولین قسمت، همین که سوره یس شروع شد آن برق زد.

•    آهنگش برایتان جالب بود یا مورد دیگری؟ می توانید توضیح بدهید؟
نمی دانم، نه آهنگش نبود، انگار که حضرت رسول پیش من آمدند و گفتند: بیا سمت من و در راه من باش، واقعا نمی توانم با کلمه ها توضیح بدم. قبل از سوره یس من واقعا تصمیم داشتم مسلمان بشوم، چون جواب سوال سالیانه ام را پیدا کرده بودم، اما جراتش را نداشتم، اما شما تصور کنید حضرت رسول پیش شما بیاید و به اسلام دعوتتان کند.  من بعد از سوره یس مسلمان شدم.

در آن زمان من در نیگادا بودم و در توکیو یک مرکز اسلامی بود که فاصله زیادی با نیگادا داشت، اما من می خواستم هرچه زود تر مسلمان بشوم، با آن مرکز تماس گرفتم و گفتم من نمی توانم به آنجا بیایم اما می خواهم که مسلمان بشوم، میشود تلفنی شهادت بگویم؟ آن ها گفتند بیا و من اصرار کردم که نمی توانم بیایم چون خیلی دور هستم و به این ترتیب من شهادت دادم و مسلمان شدم.

این واقعا لطف خدا  بود که من با آن مرکز رابطه مستقیم نداشتم چون امکان داشت که به آن سمت بروم!!!

آن مرکز چند کتاب کوچک و یک قرآن با ترجمه ژاپنی برای من فرستادند، من آن ها را می خواندم، تا این که کم کم متوجه شدم این ترجمه ها وهابی هستند و اشتباه دارند.

•  چگونه متوجه شدین که ترجمه وهابیت است؟
من بعدا فهمیدم، الان می توانم بگویم که وهابی بودند. کم کم عربی را خودم یاد می گرفتم چون در نزدیکی ما کلاسی برای آموزش عربی نبود. من فهمیدم که مثلا در آیه ولایت: در مورد امیرالمومنین و کسانی که در رکوع صدقه می دهند، ( راکعون )را ( ساجدون ) معنی می کنند. این مسئله کاملا مشخص است و هر کس ذره ای عربی بلد باشد می فهمد.

من آن زمان در چت روم با مسلمانان چه شیعه و چه سنی چت می کردم و خیلی جالب بود،اهل سنت، همه اهل سنت می گفتند که حرف شیعیان را گوش نکن، منحرف میشوی.

آن ها مثلا می گویند: شیعیان قرآن دیگری می خوانند ، خب اگر من یک دقیقه  بروم به یک سایت شیعی و قرآن آنجا را بخوانم مشخص میشود و من وقتی قرآن شیعه و سنی را باز کردم، یکی بود، تمام.

می گویند که شیعیان، سنگ (مهر) را می پرستند، ولی من فهمیدم که روی آن سجده می کنند، نه این که آن را پرستش کنند، اگر این طور باشد، آن ها هم فرش را پرستش می کنند. آن هم دروغ این هم دروغ...

یا می گویند شیعیان سه بار در روز نماز می خوانند، این طور نیست، شیعیان هم پنج نماز دارند، فقط و فقط نمازشان سه مرتبه، صبح، ظهر و مغرب است.

ولی شیعیان می گفتند که هر دو را مطالعه کنید و خودتان انتخاب کنید که کدام درست است. من از این اخلاق خوشم آمد چون این شیوه صحیحی است، اما گفتن(گوش نکن) یک نوع اجبار و اسارت است.

من احساس کردم که شیعیان به قرآن نزدیک تر هستند. من فکر می کردم کسانی که با حقیقت هستند احتیاجی ندارند که دروغ بگویند و آنها که دروغ می گویند، مشخص است که چه کسانی هستند. آن ها احتیاج دارند و باید دروغ بگویند.

من همین طور ادامه می دادم  و مطالعه می کردم، یک روز در یک سایت اسلامی صحبت می کردم، مثل چت روم، با مسلمانان که یک پیام را دیدم که می گفت: آیا دختر شیعه ای اینجا هست؟
بدون فکر کردن جواب دادم: بله
چون من تازه شیعه شده بودم خیلی خوش حال بودم و افتخار می کردم که بگویم من شیعه هستم.
•در آن زمان همسرتان ایران بودند؟
بله، ایشان نمی دانستند که من ژاپنی هستم ولی بعدا گفتم که ژاپنی هستم و تازه مسلمان شده ام و تازه شیعه شدم و چون دوست مسلمانی ندارم به اینجا میایم و با مسلمانان صحبت می کنم.
ما فقط تایپ می کردیم و یکدیگر را ندیده بودیم، من از اخلاق و گفتار ایشان خوشم آمد و ایشان هم همین طور.

البته من قبل از این که آن شب با ایشان آشنا بشوم، نماز خوانده بودم و دعا کرده بودم.

•دعا از طریق ائمه منتقل شده است درست ؟ من تنها بودم و همه خانواده من دشمن بودند، وقتی دعا می خوندم، احساس می کردم که انگار ائمه یا حضرت رسول به من درس خصوصی می دهند. واقعا از روی دعا خواندن خیلی چیز ها را یاد میگیریم در مورد دین، و بعد با خودم فکر کردم که: کسانی که این ها را ندارند، چقدر بیچاره هستند. 

درباره مقوله ولایت فقیه چه چیز برایتان جذابیت داشته که الان هر جا میروید در این زمینه صحبت می کنید؟ 

بعد از آمدن به ایران، من هر روز تلویزیون را نگاه می کردم و از همسرم سوالاتم را می پرسیدم. البته آن موقع صحبت آقا را نمی فهمیدم، چون فارسی بلد نبودم، ولی وقتی ایشان را در تلویزیون می دیدم، فکر می کردم که ایشان در دنیای جاری عاقل ترین آدم و هم تنها ترین آدم است. این برداشت من از ایشان بود و همین احساس من را خیلی جلب کرد و بعد کم کم در مورد ولایت فقیه می شنیدم و می خواندم. بیت رهبری هم می رفتم و پشت ایشان نماز می خواندم.

من به ایران مهاجرت کردم و خدا را شکر می کنم. این کشور ولایت فقیه را دارد و دلیل ماندگاری این کشور ولایت فقیه است و اگر کشور دیگری به اینجا حمله کند من از اینجا نمی روم. ژاپن هم برای من عزیز است، اما اینجا وطن معنوی من است.


 


 متن گفتگوی و برنامه تلوزیونی خانم ژاپنی شیعه شده در برنامه آبی آسمانی۹۳/۴/۲۱ :

 مجری: من شنیدم که کشور ژاپن علیرقم اینکه کالاهای فوق العاده خوبی تولید میکنه ولی همسرتان میگفت رفتید لوازم منزل بخرید اصرار داشتید که لوازم ایرانی بخرید! چرا؟

خانم اتسوکو هوشینو: بله حتما! چون ما باید اقتصاد کشور شیعه را کمک کنیم.

مجری: درمورد اینکه فرصتی پیدا کردید و به دیدار رهبر رفتید تعریف کنید چه اتفاقی افتاد:

من سال گذشته هر روز به بیت رهبری میرفتم برای خواندن نماز ظهر و عصر و قرائت قرآن

مجری : خانه تان نزدیک هست به بیت رهبری؟

بله در واقع بخاطر وجود بیت رهبری ماخونه خودمان را همانجا انتخاب کردیم تا همسایه آقا بشیم...

چندین بار میرفتم ؛ تا بعد نماز حدود یک دقیقه فرصت داریم که از دور آقا را ببینم.

به همراه خانم های دیگه جلو رفتم تا آقا را یک لحظه ببینم.

بعد از اون از طرف آقا خانم محترمی از کارکنان آنجا به من چفیه شان را فرستادند.

 


 

خلاصه بخش مصاحبه سایت مصاف:

 آشنایی من با دین اسلام به خاطر حادثه 11 سپتامبر بود. وقتی آن صحنه را دیدم اولین لحظه خیلی شوکه شدم، بعد به خودم آمدم و فکر کردم که آیا ممکن است یک حادثه ای بطور طبیعی این گونه دیده بشود؟!
و به قول معروف رایحه توطئه شنیدم، چون درست شبیه به یک صحنه فیلم هالیوودی بود، و هم خیلی زحمت می کشیدند که در مورد دین اسلام سیاه نمایی کنند.

وضعیت زندگی من خیلی سخت بود.وقتی نماز می خواندم مادرم پیش من می آمدند و نمک دور من می ریختند، فکر می کردند که من جن زده شده ام.

یک روز در یک سایت اسلامی صحبت می کردم، مثل چت روم، با مسلمانان که یک پیام را دیدم که می گفت: آیا دختر شیعه ای اینجا هست؟

بدون فکر کردن جواب دادم: بله
چون من تازه شیعه شده بودم خیلی خوش حال بودم و افتخار می کردم که بگویم من شیعه هستم.
در آن زمان همسرتان ایران بودند؟ بله، ایشان نمی دانستند که من ژاپنی هستم
البته من قبل از این که آن شب با ایشان آشنا بشوم، نماز خوانده بودم و دعا کرده بودم.

 w535


http://www.afsaran.ir/Link/757217
http://mehrdadz.blogfa.com/post/616
http://sangariha.com/view/post:6590465
http://razesorkh.com/view/post:4472161
http://hadinet.ir/view/post:8259470







اینروزها حنجره های بی تقوا چه کسانی هستند ... + صوت رهبر معظم

به نام خدای مهدی (عج)


افسران - اینروزها حنجره های بی تقوا چه کسانی هستند ... + صوت رهبر معظم


http://www.afsaran.ir/link/746975



ترکان مشاور دولت راستگویان: در هیچ صنعتی به جز آبگوشت بزباش و قرمه‌سبزی، در هیچ تکنولوژی تولید رقابتی و برتری نخواهیم داشت.
www.mashreghnews.ir/ 

///
رهبر معظم انقلاب 1392/3/6: در داخل، متأسفانه زبانهای بیتقوا، قلمهای بیتقوا و حنجره‌های بیتقوائی هستند که همان حرفهای دشمن را که به قصد نومید کردن و افسرده کردن مردم گفته میشود، تکرار میکنند؛ آحاد مردم به اینها نباید اعتنائی کنند. فردای این ملت، فردای روشنی است. فردای این انقلاب، فردای عزتمدارانه‌ای است. فردای این کشور و این ملت، فردائی است که ان‌شاءاللّه به توفیق الهی برای همه الگو خواهد شد.

از خدا میخواهیم که شما جوانان عزیزی که در این میدان هستید، و همه‌ی جوانان پاسدار ما، و همه‌ی جوانان بسیجی ما، و همه‌ی جوانانی که در نیروهای مسلح ما حضور و فعالیت دارند، و همه‌ی جوانانی که در محیطهای آموزشی مشغول تحصیل هستند، ان‌شاءاللّه و به توفیق الهی، پیشگامان و موتورهای حرکت به این سمت نورانی باشند. امیدواریم ارواح طیبه‌ی شهدا و روح مطهر امام بزرگوار از همه‌ی شما و ما راضی باشد و همه مشمول دعای ولیّ‌عصر (ارواحنا فداه) باشیم.
farsi.khamenei.ir/ne 

صوت مرتبط رهبر معظم انقلاب
www.afsaran.ir/media 






نامه هایی که مردم به رزمنده ها فرستادند (نورالدین پسر ایران)

به نام خدای مهدی (عج)


 1415228397297473_large.jpg


در سد دز مشغول آماده کردن نیرو ها برای عملیات بودیم.

برای اولین بار نامه هایی از طرف مردم دریافت کردیم.

این نامه ها خیلی در ما اثر میکرد.

با خواندن بعضی نامه ها اشک بچه ها در می آمد.

دختر بچه ای نوشته بود ؛ پدر من شهید شده ؛ او قول داده بود ؛ مرا به کربلا ببرد اما نتوانست.شما انشالله پیروز میشوید و به جای پدرم مرا به کربلا میبرید.

یکی دیگر نوشته بود : من همزمان که درس میخوانم مجبورم قالیبافی کنم.وسایلی که برایتان خریده ام از دسمتزد قالیبافی ام است.

یا از قول پیرزنی نوشته بودند: من با چند روز روزه گرفتن توانسته ام برایتان نان بفرستم.

این نامه ها بین بچه ها دست به دست میگشت و هر کس میخواند متاثر میشد.

از این رو احساس مسئولیت بین ما خیلی بیشتر میشد ...

بسته های پسته و کشمش هم بین ما پخش شد که بعد ها فهمیدیم از بیت امام خمینی بوده .

همسر امام هم بعدها صحبت کرده بودند که امام تا صبح کنار ما کار کرد و اجیل بسته بندی کردیم تا به جبهه بفرستیم.

فهمیدن این موضوع روحیه مضاعفی به ما میداد و تحمل مشکلات را آسانتر میکرد.

کتاب نورالدین پسر ایران صفحه 493

http://www.afsaran.ir/Link/742840
http://mehrdadz.blogfa.com/post/613
http://sangariha.com/view/post:6578800
http://hadinet.ir/view/post:8253454
http://razesorkh.com/view/post:4297158
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-36506-p...#pid308604
http://qm313.com/forum/showthread.php?tid=101...3#pid18303





السلام علیک یا ابوالفضل العباس ؛ آب سالهاست دور حرم علمدار میگردد


w535

 

 


شیخ عباس ۷۴ ساله، که ۳۶ سال خادم حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) بوده، در مورد جریان آب دور قبر علمدار کربلا توضیحاتی داده است .
وی گفت: قبلا دو چشمه در سرداب مطهر وجود داشت که از ۴۰۰ سال قبل که آب لوله‌کشی نبود این آب مرتب می‌جوشید و از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می‌شد که مزه و طعم آن آب از بهترین آب معدنی امروز هم بهتر بود و آن سرداب پله داشت مردم می‌آمدند و از آن آب به عنوان تبرک استفاده می‌کردند که آب در تابستان خنک و در زمستان گرم بود.

اما یک فرد از خدا بی‌خبر آمد به بهانه اینکه تَرَکی در دیوار حرم اباالفضل پیدا شده گفت، می‌خواهم آزمایش کنم این آب از کجا می‌آید و بعد آن دو چشم را کور کرد و هر چه تلاش کردند، آن دو چشمه احیا نشد.

اما بعد از دو ماه آب دوباره بالا آمد و به سرداب رسید و آن آب چشم‌های کور شده را شفا می‌داد .

از ۵۰ سال قبل تا کنون این آب در یک سطح ثابت مانده و نه کم و نه زیاد می‌شود.

وی ادامه داد: شما به خوبی می‌دانید اگر آب به مدت ۱۰ روز در یک جا بماند گندیده می‌شود، اما این آب با وجود اینکه در ورودی آن بسته شده مانند گلاب می‌ماند و در اطراف قبر مطهر حضرت اباالفضل حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است.

وی افزود: هم اکنون در بخش درب صاحب‌الزمان مرقد مطهر اباالفضل پنجره کوچکی قرار دارد که وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه کنید از آن مرتب بوی گلاب می‌اید و این همان آبی است که متأسفانه خادمان کنونی در ورودی آن را و راه رسیدگی به سرداب را به روی زوار بسته‌اند.(پایگاه اطلاع رسانی سازمان حج و زیارت)

این آب چند ویژگی دارد. اول اینکه اگرچه راکد است، هرگز رنگ و طعم آن از دست نرفته و گندیده نشده است.

ویژگی دوم آن که سطح آب بالاتر از قبر مطهر آقا ابوالفضل(ع) است آب از دیواره دور قبر به داخل نفوذ نمی‌کند.
http://haraznews.com/13095
////

علیرضا فداکار، معاون ستاد بازسازی عتبات عالیات: بنده در سال 82 و تقریبا 6 ماه پس از سقوط صدام به سرداب حرم حضرت مشرف شدم.
وی افزود: در داخل سرداب وقتی به قسمت زیر گنبدخانه رسیدیم، بخشی بود که تا ارتفاع کمر به داخل آب رفتیم؛ در واقع محوطه داخل سرداب حرم حضرت تا ارتفاع حدود یک متر و 10 سانت در آب قرار دارد و این قسمت از سرداب به گونه‌ای ساخته شده که یک نفر بیشتر نمی‌‌تواند از آن عبور کند.

وی ادامه داد: پس از ورود به این قسمت از سرداب، شیخ مهدی کربلایی در جلو حرکت می‌کرد و من پشت سر او تا که به قبر مطهر حضرت اباالفضل‌العباس(ع) رسیدیم.

فداکار تصریح کرد: وقتی به قبر مطهر حضرت در سرداب رسیدیم، من دست خود را به داخل آبی بردم که بر روی قبر مطهر حضرت ایستاده بود و جرعه‌ای از این آب نوشیدم، تا ارتفاع حدود 10 سانت بر روی قبر مطهر حضرت آب ایستاده بود و به تمام مقدسات قسم تا آن لحظه از عمرم آبی‌ گواراتر و زلال‌تر از این آب ندیده و ننوشیده‌ بودم.

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=no...amp;id=219

http://mehrdadz.blogfa.com/post/612
http://www.afsaran.ir/link/740749
http://razesorkh.com/view/post:4284822
http://sangariha.com/view/post:6577279
http://hadinet.ir/view/post:8252744



ناوهای آمریکائی‌ها مستقر در خلیج فارس موظفند به زبان فارسی با ما صحبت کنند!!!

به نام خدای مهدی (عج)


سردار فدوی فرمانده سپاه 2.jpg


 


ناوهای آمریکائی‌ها مستقر در خلیج فارس موظفند به زبان فارسی با ما صحبت کنند

http://www.rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=209603

در برنامه ثریا مورخ1393/8/ مطرح شد

سردار فدوی به حمله ایادی آمریکا دو روز پس از پیروزی انقلاب نیز اشاره کرد و افزود: وقتی کارشناسان نظامی آمریکائی با برآورد اوضاع به این نتیجه رسیدند که ایران پیروز نهائی جنگ است ناوهای خود را در منطقه خلیج فارس با تعداد زیاد آرایش دادند و در اوج عملیات کربلای 5 ناوهای آمریکا مستقیما در جنگ دخالت کردند.

سردار فدوی همچنین با اشاره به اینکه ماجراهائی که درسالهای 66 و 67 در همه منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز پیش آمد بین ما و آمریکائی ها رخ داد، تاکید کرد: آمریکائی ها همچنان از آن سالها به عنوان دوران وحشت و سالهای نگران کننده یاد می کنند چرا که شاید نزدیک به 200 عملیات در درگیریهای بین ایران و آمریکا درآن سالها رخ داد.

سردار فدوی به جلسه با امام (ره) در خصوص لزوم مواجهه با ناوهای آمریکائی اشاره کرد و گفت: حضرت امام در آن جلسه عنوان کردند که" اگر من بودم می زدم ولی شما خودتان بروید جلسه بگذارید و مطابق با نتیجه جلسه تان اقدام کنید"؛ از این رو ما اقدام کردیم و در تنگه هرمز به مصاف آمریکائی ها رفتیم که 5 دقیقه قبل از پایان عملیات طی تماسی با تهران به ما اعلام شد که عملیات لغو شود.

سردار فدوی در بخش بعدی برنامه در پاسخ به چرائی مظلومیت و غربت حماسه سازان خلیج فارس، اظهار کرد: یک توضیح فراتری هم در این زمینه هست چرا که بین رویارویی ما با شیطان بزرگ در سالهای 66 و 67 در خلیج فارس تفاوت اساسی با جنگ 8 ساله ما با عراقی ها وجود دارد و جنگ ما با عراق فاقد طبقه بندی بوده و میتوان در خصوص تمام عملیاتهای آن صحبت کرد ولی مسائل ما با آمریکائی ها در خلیج فارس اواخر 65 آغاز شد ولی تمام نشده و همچنان ادامه دارد و همچنان محرمانه مانده است

وی افزود: بعد از گذشت 27 سال هنوز هم بخاطر معذورات حفاظتی نمی توانیم در خصوص عملیات های رو در رویی با شیطان بزرگ درخلیج فارس صحبت کنیم.
در مسأله تامین انرژی جهانی باید دقت شود که پس از پایان جنگ 9 میلیون بشکه نفت از خلیج فارس استخراج می شد حال آنکه امروز 20 میلیون بشکه نفت استخراج می شود و 6 سال دیگر یعنی در سال 2020 باید 40 میلیون بشکه نفت از خلیج فارس استخراج شود و این امر یعنی اهمیت خلیج فارس بالا رفته پس وقتی خباثت های شیطان بزرگ همچنان باقی است ما نمی توانیم از خیلی از مواردی که بین ما و آمریکائی ها و هم پیمانان آنها در منطقه بود حرف بزنیم

دختر شهید مهدوی در ادامه در پاسخ به سوال مجری در خصوص نحوه مواجهه با تهدیدهای نظامی آمریکائی ها بعنوان فرزند قهرمانی که موحب تحقیر آمریکایی ها شده است گفت: من از حماسه ای که پدرم و همرزمان ایشان خلق کردند به خودم می بالم و این غرور علاوه بر من سهم تمام مردم کشورم است از این رو به آمریکا می گوئیم که از نظر ما اگر در دنیا اسمش ابرقدرت است از نظر ما ایرانیان یک قدرت پوشالی است.

وی با کنایه به تهدید در مورد گزینه های روی میز سردمداران آمریکائی گفت: اگر بخواهد عملی هم در این زمینه صورت بگیرد ما هچنان پایدار هستیم.
پسر شهید گرد نیز در همین زمینه گفت: من هر وقت عنوان گرینه های روی میز را می شنوم از تهدیدهای نظامی آمریکا خنده ام می گیرد و معتقدم همانطور که امام راحل در آن دوران گفته بودند آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند الان هم همین گونه است چرا که اگر میخواست کاری کند تاکنون اقدام کرده بود پس مطمئن باشید که نمی تواند هیچ کاری انجام دهد.

سردار فدوی یکبار تمامی شهدای حماسه خلیج فارس را معرفی کرد و گفت: سردار شهید نصرالله شفیعی، سردار شهید مجید مبارکی، سردار شهید مهدی محمدی ها، سردار شهید اسحاق دارا، سردار شهید نادر مهدوی، سردار شهید خداداد آبسالان، سردار شهید اسدلله رئیسی، سردار شهید بیژن گرد و سردار شهید توسلی 9شهیدی هستند که در درگیری با آمریکائی ها به مقام شهادت نائل شدند.

فرمانده نیروی زمینی سپاه با اشاره به اشراف کامل ایران در خلیج فارس، اظهارکرد: مدتهاست که به آمریکائی ها اعلام کرده ایم که اینجا خلیج فارس است و کسی که می خواهد در این منطقه حضور پیدا کند باید به زبان فارسی صحبت کند از این رو در حال حاضر در تمام ناوهای آمریکائی که در خلیج فارس مستقر است یک نفر مسلط به زبان فارسی حضور دارد.

آمریکائی‌ها مستقر در خلیج فارس موظفند به زبان فارسی با ما صحبت کنند

حدود 200 عملیات بین ایران و آمریکا در خلیج فارس رخ داده

سردار فدوی فرمانده نیروی زمینی سپاه با اشاره به اشراف کامل ایران در خلیج فارس: مدتهاست که به آمریکائی ها اعلام کرده ایم که اینجا خلیج فارس است و کسی که می خواهد در این منطقه حضور پیدا کند باید به زبان فارسی صحبت کند از این رو ناوهای آمریکائی‌ها مستقر در خلیج فارس موظفند به زبان فارسی با ما صحبت کنند.

آمریکایی ها از 66و67 به عنوان دوران وحشت و سالهای نگران کننده یاد میکنند چرا که آنموقع حدود 200 عملیات بین ایران و آمریکا در خلیج فارس رخ داده

بخاطر معذورات حفاظتی نمی توانیم در خصوص عملیات های رو در رویی با شیطان بزرگ درخلیج فارس صحبت کنیم.






http://hadinet.ir/view/post:8253112
http://mehrdadz.blogfa.com/post/611
http://sangariha.com/view/post:6577688
http://razesorkh.com/view/post:4289412

به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را قسم دهند به حق عمه ام حضرت زینب سلام الله علیها که فرج مرا نز

به نام خدای مهدی (عج)


در تشرف آقا شیخ حسن سامرایی (ره) در سرداب مقدس، حضرت فرمودند:

به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را قسم دهند به حق عمه ام حضرت زینب سلام الله علیها که فرج مرا نزدیک گرداند.




نسخه فارسی
امام مهدی (عج):
به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را قسم دهند به
حق عمه ام (س) که مرا نزدیک گرداند.
http://www.afsaran.ir/link/398775




نسخه انگلیسی
: Imam Mahdi
Tell to our Shiites
swear to God because of my aunt ، Hazrat Zainab
that makes my return closer
http://www.afsaran.ir/link/462667


افسران - امام مهدی(عج): به شیعیان و دوستانمان بگویید خدا را به حق حضرت زینب قسم دهند فرج مرا نزدیک گرداند ...
نسخه اردو
http://www.afsaran.ir/link/737434







http://hadinet.ir/view/post:8251610
http://sangariha.com/view/post:6574370
http://razesorkh.com/view/post:4274015
http://www.afsaran.ir/link/737434
http://mehrdadz.blogfa.com/post/610

روزی که 3تکاور ارتش برای حفظ ناموس (جسد برهنه یک دختر ایرانی) شهید شدند ...

به نام خدای مهدی (عج)


 


w535


فردای روزی که دشمن بعثی خرمشهر را گرفت جسد بی جان و عریان دختری را به تیرک بلندی بسته و در آن سوی کارون مقابل چشمان رزمنده های ما گذاشته بودند!
تکاوران نیروی زمینی ارتش با تقدیم سه شهید بالاخره آن جسد را پائین آوردند....!
سه شهید برای جسد یک دختر مسلمان ایرانی ....!

بله فرقی نمیکند هر زن ایرانی حکم ناموس را دارد برای مردان با غیرت ایرانی ...
چطور میشود مردان با غیرتی که از جان و آرامش خود گذشتند تا جسد و ناموس دختر ایرانی اسباب تفریح دشنان نشود ؛ بعد گروهی از خدا بی خبر و خائن سر اشاره تهمت حادثه اخیر را به سمت مدافعان این مرز وبوم گرفته اند ...

منبع:
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/358722/

http://www.afsaran.ir/link/861072
http://mehrdadz.blogfa.com/post/609
http://www.afsaran.ir/Link/735652
http://hadinet.ir/view/post:8250936
http://sangariha.com/view/post:6572530
http://www.afsaran.ir/links/subject/783






 
  BLOGFA.COM