خدایا آقامون که داره میاد ؛ مارو تا اون موقع آدم کن ...
 

شهید آوینی: اگر در جستجوی امام زمان هستی، او را در میان سربازانش بجوی

به نام خدای مهدی (عج)


 

افسران - شهید آوینی: اگر در جستجوی امام زمان هستی، او را در میان سربازانش بجوی


 

 

شب حیات انسان با انقلاب اسلامی ایران در فجر صادق خویش داخل شده است و شایسته است که اکنون منتظر صبح باشیم، صبح دولت یار. بگذار آنان ما را هرچه می‌خواهند بخوانند؛ ما که خود می‌دانیم این اراده‌ی خداست که با دستان ما به تحقق می‌رسد و این شمس ولایت است که از افق وجود ما طلوع می‌کند. اگر در جست‌وجوی امام زمان هستی، او را در میان سربازانش بجوی. از نشانه‌های خاص آنان این است که همچون نور، دیگران را ظاهر می‌کنند و خود را نمی‌بینند.
دانلود صوت:
http://www.afsaran.ir/media/download/1002718
منبع:
http://www.aviny.com/multimedia/aviny/index_04.aspx

بازنشر:
http://www.afsaran.ir/link/929886
http://mehrdadz.blogfa.com/post/851
http://www.cloob.com/u/bachemosbatm/118201681
http://hadinet.ir/view/post:8297302
http://sangariha.com/view/post:6711338/1431116714/
http://razesorkh.com/view/post:5159619

انش
گران


شیطان و ناراحتی از سیاهی چادر

 

به نام خدای مهدی (عج)

(از آموزه های aiwass (شیطان) به آلیستر کراولی)
دیکته شده در سال 1904
کتاب شریعت . فصل دوم . 52 :

52There is a veil ,The veil is black. It is the veil of the modest woman,it is the veil of of sorrow and pall of death. this is none of me. tear down it
Veil not your vices in virtuous words :these vices are my service..ye do well


52. حجابیست:آن حجاب سیاه است. این حجاب زن باحیاست. این حجاب اندوه و پارچه تابوت مرگ (من) است. این از من نیست. آنرا بگسل!.... 
گناهانت را در کلمات عفیف مپوشان ، اینها لوازم من هستند!...

   ماجری عجیب زانو زدن آمریکا مقابل ایران + متن نامه وزیر خارجه آمریکا به شهید رجایی

به نام خدای مهدی (عج)


 


 

 

 


 

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران؛ آمریکا منافع گوناگون خود را در خطر دید و با تمام قوا سعی کرد انقلاب را از بین ببرد.

شیطنت های گوناگون آمریکا در ایران باعث شد انقلابیون در یک رویداد عظیم وارد سفارت شده تا جلو اقدامات خرابکارانه انها بگیرند.مدارکی بدست آمد که نشان میداد آمریکا در حوادث امنیتی ایران دست داشته است.

کارمندان ان سفارت بازداشت میشوند. پیام ایران به امریکا برای آزادی آن عده ؛ تحویل دادن شاه مخلوع میشود.آمریکا بجای تحویل شاه ؛ او را از آمریکا خارج میکند.اقتدار چندین ساله امریکا با این رویداد در بین ملت خودش و سایر کشور ها زیر سوال میرود.آمریکا ایران را تهدید نظامی میکند.ولی امام خمینی در واکنش میگوید امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.فشار ها بر سر روسای دولت امریکا در نهایت باعث یک عملیات نظامی گسترده علیه ایران میشود.

آمریکا ناو ها و هواپیماهای گوناگون خود را در منطقه مستقر میکنند.

در یک عملیات پیچیده و بسیار دقیق و با داشتن اطلاعات گوناگون ؛ آمریکا چندین فروند هواپیما و هلیکپتر خود را با هماهنگی های جاسوسی عوامل خود در کشور ؛ وارد ایران میکند.

هدف انها مستقر شدن در مکان از پیش تعیین شده و در ادامه حرکت بسوی تهران و آزادی گرگان ها و در ادامه ساقط کردن حکومت ایران میشود.

ولی با وجود هماهنگی ها گسترده اطلاعاتی حتی با سازمان فضایی ناسا و پیش بینی آب و هوایی ؛ طوفانی سهمگین در منطه رخ میدهد که در ادامه چند هواپیما و هلیکپتر امریکایی به هم برخورد کرده و منهدم میشوند و باقی نیروها از ایران فرار میکنند.رسوایی آمریکا در منطقه خبر ساز میشود.

امام خمینی در واکنش به این حادثه میفرماید:کاتر با این عمل ناشیانه خود نشان داد قدرت تفکر خود را از دست داده و باید از ریاست جمهوری قطع امید کند.چه کسی هلیکوپتر های کاتر را که میخواستند به ایران بیایند ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شن ها ساقط کردند.شنها مامور خدا بودند.

بعد حادثه روحیه آمریکا ستیزی در ایران مضاعف شده و امیدشان به نصرت الهی افزایش می یابد.

ادموند ماسکی وزیر امور خارجه آمریکا برای حل مسئله نامه ای به نخست وزیر وقت ایران ؛ محمد علی رجایی مینویسد و با ضعف کامل مقابل ایران کشوری که تا مدتی پیش قانون کاپیتولاسیون در آن اجرا میشد خواستار رفع مشکلات میشود.

مدتی بعد امریکا برای آزادی اتباع خود با ایران پای مذاکرات الجزایر نشسته و به ایران تعهدهای گوناگون و قابل توجهی میدهد.

تن دادن مقامات کاخ سفید به شرایط ایران شگفتی ساز میشود.

شهید رجایی در سخنانی در این باره میگوید:

امروز احتیاج نیست آمریکا به مانند قبل برای کشور ما تصمیم بگیرد ،

احتیاج نیست شوروی برای ما سرنوشت درست کند؛ بلکه ابر قدرت ها مجبورند چشم به تهران بدوزند و ببینند که سرنوشت آنها را ما چگونه تعیین میکنیم. شما مسلمانان برای اولین بار در تاریخ جهان ؛ وبا دست خالی ابرقدرتی چون آمریکا را مجبور به التماس کردید .آنها برای آزادی 52 تبعه خود مجبور شدند پشت میز مذاکره تعهد بدهند از این پس در امور داخلی کشور انقلابی ایران دخالت نکنند.

http://www.afsaran.ir/link/917235
http://mehrdadz.blogfa.com/post/833
http://www.cloob.com/u/bachemosbatm/117857094
http://sangariha.com/view/post:6705078/1430002280/
http://razesorkh.com/view/post:5150911
http://hadinet.ir/view/post:8295235






 

چه کسی میگوید در دنیای معاصر ما معجزه رخ نداده؟؟؟ همین انقلاب؛همین تداوم معجزه گونش ...

به نام خدای مهدی (عج)


 

افسران - چه کسی میگوید در دنیای معاصر ما معجزه رخ نداده؟؟؟ همین انقلاب؛همین تداوم معجزه گونش ...

 

 


چه کسی میگوید در دنیای معاصر ما معجزه رخ نداده؟؟؟ همین انقلاب؛همین تداوم معجزه گونش ...
وقتی در محاسبات لشکر ابلیس ؛ اراده خداوند در نظر گرفته نشود اینطوری میشود

کارتر: من میخواهم بعدا آزادشدن گروگانها ایران را تنبیه کرده و به آنها ضربه بزنم .
بهترین کماندو های آمریکا برای عملیات دلتا مامور شدند.
آمریکا حتی از سازمان فضایی NASA هم استعلام کرد:
ناسا: هیچ گونه باد و طوفانی در این موقع سال وجود ندارد چه رسد به طوفان شن

بعد از واقعه نابودی عملیات امریکا بوسیله طوفان شن:
امام خمینی: این هلی کوپتر های کارتر را چه کسی ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟
شن ها ساقط کردند.باد مامور خداست.شن ها مامور خدا بودند.

باز نشر:
http://www.afsaran.ir/link/919264
http://mehrdadz.blogfa.com/post/836
http://hadinet.ir/view/post:8295493
http://www.cloob.com/u/bachemosbatm/117909820
http://sangariha.com/view/post:6706152/1430164299/
http://razesorkh.com/view/post:5152094






 

شهید آوینی: برادر، هرگز اجازه نده که اسلحه‌ من بر زمین بیفتد ...

به نام خدای مهدی (عج)


 

افسران - شهید آوینی: برادر، هرگز اجازه نده که اسلحه‌ من بر زمین بیفتد ...


سید شهیدان اهل قلم ؛ سید مرتضی آوینی:
برادر، اگر من از فیض شهادت در راه خدا برخوردار شدم و به صف اصحاب اباعبدالله الحسین پیوستم، مبادا بگذاری که جای من در جبهه خالی بماند. باید بر آن عهد وفاداری که با اماممان بسته‌ایم استوار بمانیم و عباس‌گونه وجود خود را وقف استمرار و استقرار ولایت کنیم.

برادر، هرگز اجازه نده که اسلحه‌ی من بر زمین بیفتد. همه‌ی آینده‌ی دنیا امروز به ما و آنچه که می‌کنیم وابسته است. خداوند بر ما جوانان منت نهاده و وظیفه‌ی تحول کره‌ی زمین را به سوی آینده‌ی روشن قسط و عدل بر عهده‌ی ما نهاده است. و برادر، باز هم سفارش می‌کنم، مبادا اسلحه‌ی من بر زمین بیفتد.

خدایا چگونه تو را شکر گویم بر اینکه مرا در اینچنین زمانه‌ای به جهان آورده‌ای؟ زمانه‌ی قیام، عصر بیداری. در اطراف خود اکنون که انتظار شب را می‌کشم، هر جا می‌نگرم چشمم به چهره‌های مصمم جوانانی می‌افتد که از نور ولایت حیات گرفته‌اند و به هیچ چیز جز احیای مکتب نمی‌اندیشند. خدایا چگونه تو را شکر گویم؟
دانلود صوت مربوطه:
http://www.afsaran.ir/media/download/990562
منبع:
http://www.aviny.com/multimedia/aviny/index_02.aspx

باز نشر:
http://www.afsaran.ir/link/920408
http://mehrdadz.blogfa.com/post/837
http://hadinet.ir/view/post:8295609
http://www.cloob.com/u/bachemosbatm/117938985
http://sangariha.com/view/post:6706747/1430260342/

مبادا_بگذاری_که_
ی_من_بر_زمین
نیم_وابسته_است_
مین_را_به_سوی
_را_شکر_گویم
زمانه‌ی_قیام_عصر_بیداری.

واتس آپ و اینترنت و نظر رهبر معظم و پناهیان در مورد جنگ نرم

 

به نام خدای مهدی عج

 

اوباما رئیس جمهور آمریکا:
بزرگترین خدمت من در دوره ی ریاست جمهوریم این بود که اندروید را وارد ایران کردم
و آمریکا بابت این کار باید از من ممنون باشد.
حجت الاسلام پناهیان:
بیاید توسط وایبر و واتس آپ و دنیای مجازی اسلام را آنچنان تبلیغ کنیم که خود آمریکا و اسرائیل برای برداشتن دنیای مجازی اقدام کنن و دلیل این کارشان این باشد که توسط دنیای مجازی اسلامشان را به تمام نقاط جهان انتقال دادن و این اسلام دارد همه جا گیر میشود.
به امید روزی که ماهم قدمی برای اسلام برداشته باشم.

********مقام معظم رهبری*********:

رايانه‌ها و فضاى مجازى و سايبرى كه الان در اختيار شماست، اگر بتوانيد اينها را ياد بگيريد، ميتوانيد يك كلمه حرف درستِ خودتان را به هزاران مستمعى كه شما آنها را نميشناسيد، برسانيد؛ اين فرصت فوق‌العاده‌اى است؛ مبادا اين فرصت ضايع شود. اگر ضايع شد، خداى متعال از من و شما روز قيامت سؤال خواهد كرد.
۱۳۹۱/۰۷/۲۰

 

فتوا درباره پیامک های الکی

 

به نام خدای مهدی عج


 

اسفتاء ازمراجع درباره پیامک های مذهبی زنجیره ای

سوال:
اخیرا پیامک هایی با استفاده از عقاید مذهبی مردم منتشر میشود...لطفا نظر خود را بیان فرمایید.

مثال:
ختم شش میلیون صلوات تقدیم به شیرخوار امام حسین...سهم شما شش صلوات و ارسال به شش عاشق حسینی.لطفا قطع کننده زنجیره نباشید...

مثال دوم:
تا پیام را دیدی هشت بار بگو یا ابوالفضل وبرای هشت نفر بفرست.همین الان خبر خوشی میشنوی و...

مثال سوم :
ختم ...صلوات نذر...
سهم شما فلان اندازه اگر انجام نمیدهید خبرم کنید تامدیون نشوید...(و مثالهای دیگر)
نظر مراجع تقلید

آیت الله صافی گلپایگانی:

به طور کلی این پیامها باید مدرک صحیح شرعی داشته باشد و در غیر این صورت ارسال آنها برای دیگران جایز نیست و باید از آنها جلوگیری شود.

جام زهر چگونه به امام خمینی تحمیل شد ؛ واکنش امام چه بود ...

 

به نام خدای مهدی (عج)

افسران - جام زهر چگونه به امام خمینی تحمیل شد ؛ واکنش امام چه بود ...

 امام خامنه ای:
قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسؤولین آن روزِ امورِ اقتصادی کشورْ مقابلِ رویِ او گذاشتند
و نشان دادند که کشور نمی‌کِشد و نمی‌تواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت.
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7407

حاج احمد خمینی:
تلخ‌ترین خاطره عمر امام (ره) پذیرش قطعنامه 598 بود
بعد از پذیرش قطعنامه 598 چند روز امام درست نمی توانستند راه بروند،
دیگر برای سخنرانی به حسینیه جماران نیامدند، تا مریض شدند و به بیمارستان رفتند.
http://farsnews.com/newstext.php?nn=13940109000043

«حاج عیسی(خادم امام خمینی):
امام تا دو روز بعد از پذیرش قطعنامه چیزی نخوردند و وقتی بعد از دو روز وارد اتاق شدم امام من را در بغل گرفت
و یک ساعت گریه کرد و  بعد از آن من دیگر خنده بر لب ایشان ندیدم.»
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940109000043

http://razesorkh.com/view/post:5146321

http://sangariha.com/view/post:6702921/1429645105/

http://hadinet.ir/view/post:8294488

http://www.cloob.com/u/bachemosbatm/117744647

#جام_زهر_امام_خمینی_ره_واکنش_حضرت_امام
#نظر_امام_خامنه_ای_در_مورد_جام_زهر_موافقت_با_قطع_نامه_598
##نظر_حاج_سید_احمد_خمینی_
#حاج_عیسی_خادم_امام_خمینی_آبدارچی


قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسؤولین آن روزِ  کشور مقابلِ رویِ او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمی‌کِشد و نمی‌تواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد.


 سید احمد خمینی: 
پدر بعد از پذیرش قطعنامه تا چند روز نمی توانست درست راه برود 
از بعد از این پیام هم دیگر ملاقات عمومی و سخنرانی در جماران نداشت 
تا این که بیماری شروع شد و امام را از ملت ایران گرفت


 

قطعنامه‌ی ۵۹۸ به روایت رهبر انقلاب

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7407

قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود

 

و گفتند جام زهر را نوشیدم 
من دیگر خنده بر لب ایشان ندیدم ... 

رهبر انقلاب: 
قبول قطعنامه از طرف امام، 
به خاطر فهرست مشکلاتی بود که 
مسئولان مقابل او گذاشتند

(کتاب راز قطعنامه)

http://rajanews.com/news/145824
http://tasnimnews.com/Home/Single/433939
http://farsnews.com/newstext.php?nn=13931001000432

سید احمد خمینی: 
پدر بعد از پذیرش قطعنامه تا چند روز نمی توانست درست راه برود 
از بعد از این پیام هم دیگر ملاقات عمومی و سخنرانی در جماران نداشت 
تا این که بیماری شروع شد و امام را از ملت ایران گرفت 

http://jamejamonline.ir/newspreview/1574352750356736332

بازخوانی مواضع حاج احمد آقا خمینی: 
تلخ‌ترین خاطره عمر امام (ره) پذیرش قطعنامه 598 بود 
بعد از قطعنامه دیگر برای سخرانی به جماران نیامدند 

بعد از پذیرش قطعنامه 598 چند روز امام درست نمی توانستند راه بروند، 
دیگر برای سخنرانی به حسینیه جماران نیامدند، تا مریض شدند 
و به بیمارستان رفتند،تلخ‌ترین خاطره‌ای که از امام به یاد دارم پذیرش قطعنامه 598 است 

http://farsnews.com/newstext.php?nn=13940109000043

رهبر انقلاب: 
بعد از عملیات خیبر، مسئولیتی نداشتم 

http://ramzeobour.ir/?p=4636

افشای تعداد رزمندگان مستقر در فاو 
توسط جریان چپ 

... اعلام تعداد رزمندگان مستقر در فاو 
توسط محسن میردامادی 
از اعضای تندروی جریان چپ و 
استاندار وقت خوزستان 
به بهانه اعلام تعداد شرکت کنندگان ... 

http://rajanews.com/news/39701

بعد از قطعنامه 598 چه اتفاقی افتاد؟

3 روز بعد اتفاقی به مراتب بدتر از 31 شهریور 59 افتاد، 
دشمن دوباره به جاده اهواز خرمشهر رسید 
و بین 12 تا 24 هزار ایرانی اسیر شدند 
و 60 درصد زمین های آزاد شده طی 8 سال جنگ، 
دوباره اشغال شد 

http://tasnimnews.com/Home/Single/431684
http://farsnews.com/newstext.php?nn=13930423001592
http://nasimonline.ir/detail/News/906206/138
http://rajanews.com/detail.asp?id=195872

حاج احمد خمینی: پدر بعد از پذیرش قطعنامه تا چند روز نمی توانست درست راه برود از بعد از این پیام هم دیگر ملاقات عمومی و سخنرانی در جماران نداشت تا این که بیماری شروع شد و امام را از ملت ایران گرفت.

بیاییم سفر به دبی را تحریم کنیم ...

به نام خدای مهدی (عج)


 

بیاییم سفر به دبی را تحریم کنیم ...

 

818   

مجید فخرایی ؛ سرباز شهیدی که قربانی چهارشنبه سوری منحرف شده آخر سال شد.

به نام خدای مهدی (عج)


 

 
افسران - مجید فخرایی ؛ سرباز شهیدی که قربانی چهارشنبه سوری منحرف شده آخر سال شد.
 
مجید فخرایی سرباز 19 ساله در هنگام انجام وظیفه که بر اثر برخورد نارنجک دستی با صورتش که به عمد از طرف یک شرور در مراسم چهارشنبه سوری آخر سال در مشهد آسیب دیده بود و اعضای صورتش کاملا از بین رفته بود بعد از چند روز حالت کما به شهادت رسید.

حال سرباز مصدوم شده شب چهارشنبه آخر سال مساعد نیست
http://ostanha.tabnak.ir/fa/news/15257/

شهادت سرباز مصدوم در چهارشنبه سوری مشهد
http://ostanha.tabnak.ir/fa/news/16775/

تشییع سرباز شهید چهارشنبه‌سوری مشهد در باخرز خراسان رضوی
http://ostanha.tabnak.ir/fa/news/16948/

گزارش تصویری؛ تشییع شهید چهارشنبه سوری مشهد در باخرز
http://ostanha.tabnak.ir/fa/news/17095/

حضور فرمانده انتظامی خراسان رضوی در تعزیه شهید چهارشنبه‌سوری
http://ostanha.tabnak.ir/fa/news/17257/

بازشنر:
http://www.afsaran.ir/link/904543
http://mehrdadz.blogfa.com/post/809
http://sangariha.com/view/post:6698543/1428966850/
http://razesorkh.com/view/post:5134414
http://hadinet.ir/view/post:8292822
http://www.cloob.com/u/bachemosbatm/117528528





.


 

اشکالات مشایی

به نام خدای مهدی (عج)

 

 

رزمنده ای که زانویش برعکس جراحی شده بود چگونه از کوه برای شناسایی بالا میرفت ...(کتاب لشکر خوبان)

به نام خدای مهدی (عج)

 افسران - رزمنده ای که زانویش برعکس جراحی شده بود چگونه از کوه برای شناسایی بالا میرفت ...(کتاب لشکر خوبان)

رزمنده ای که زانویش برعکس جراحی شده بود چگونه از کوه برای شناسایی بالا میرفت ...(کتاب لشکر خوبان)


رزمنده ای که زانویش برعکس جراحی شده بود چگونه از کوه برای شناسایی بالا میرفت ...(کتاب لشکر خوبان)

مدتی بود به خاطر تحرکاتم؛ زخم پهلویم متورم شده بود ... ؛ به همین خاطر مجبور شدم بروم بهداری برای خارج کردن عفونت آن زخم.

تا چند روز گاز استریل را با پنس داخل زخم میکرد تا ترشحات عفونی را خارج کند.بعد مدتها اوضاعم فرق کرده بود... 10 روز بعدش حالم بهتر شد. ولی به اندازه یک مشت جای زخمم در پهلو ؛ گود ماند !

حالا فقط کار پایم مانده بود...از فرصتی که داشتم استفاده کردم تا عمل پیوند اعصاب پایم را انجام دهم...

امیدوارم بودم با عمل پایم ؛ خوب و خوب بشوم.؛ چون تا آنروز کنترل پایم دست خودم نبود و هر آن ممکن بود زانویم خم شود و من بیافتم.

با خوشحالی وارد اتاق عمل شدم.

وقتی به هوش امدم پزشکی فارسی زبان بالای سرم بود ؛ بهم گفت خیلی خوش شانسی که بهترین پزشک مان دکتر شربیانی وسط کارهایش موافقت کرده و عملت را انجام داد.

خودم هم از قبل خیلی دلم میخواست او عملم کند.

بعد عمل متوجه شدم دو عضله بالایی پایم که کارشان بازکردن پا بود ؛ و قطع شده بود را توانسته بود یکی اش را به پایین زانو پیوند بزند تا بتوانم به اراده خودم زانویم را کنترل کنم.

از زانو تا لگنم از سمت چپ بخیه زده بودند و کاسه زانویم هم جراحی کرده بودند.

دوستانم به عیادتم می امدند و قرار بازگشت به جبهه را مطرح میکردند ولی دوست داشتم به طور کامل خوب شوم تا در کار هایم محدود نباشم.

بعد از 20 روز از عمل دکتر معاینه ام کرد؛ گفت انگشتهایت را تکان بده پاتو خم کن سفت کن و در نهایت گفت که گچ پایم را بازکنند...

گچ باز شد ولی پایم دیگر خم نشد. خیلی نارحت شدم.

روز های بعد دکتر همچنان در تلاش بود.او میگفت شرایط عمل طوری بوده که اگر پایت خوب شود فقط تا 90درجه میتوانم پایم را خم کنم.

کم کم حرکت پایم راه افتاد.ولی یک مشکل بزرگ ایجاد شده بود وآن هم این بود که پای من خلاف اراده ام کار میکرد. یعنی به جای اینکه باز شود بسته میشود وبجای بسته شدن باز ؛ علتش این بود که عضله مربوطه بنا به دلایل پزشکی برعکس پیوند داده شده بود.اوایل این حالت گیجم میکرد ... ولی کم کم سعی میکردم عادت کنم. مرتب فیزیوتراپی میرفتم.دلم برای جبهه تنگ شده بود.

چند ماه بعد در جبهه...

برای شناسایی و تهیه برخی وسایل قرار بود به ارتفاعات قامیش برویم.

شب قبل باران شدیدی باریده بود و همه جا لغزنده بود.

کوه زیر پایمان سست شده بود و مرتب میریخت.

به صخره ای به ارتفاع دویست متر رسیدیم.قرار شد از ان بالا برویم ...

به رغم وضع جسمی ام جلو دار شدم.و جالبتر اینکه از بقیه بهتر بالا میرفتم.

به ضعف بدنی ام واقف بودم. و هر قدمی که بر میداشتم دقیق و حساب شده عمل میکردم.

من بالا میرفتم و بقیه از راهی که من رفته بودم بالا می آمدند.نیمه راه یکی گفت اقا مهدی تو خسته شدی بگذار من جلو بروم.

جوانی به نام خلیل و اهل اردبیل و ورشکار بود و بدن ورزیده ای داشت.قبول کردم او جلو افتاد و من دیگران پشت سرش.بیشتر از خودم مراقب او بودم چون تند تند بالا میرفت.دو سه قدم بعد وقتی دستش را به سنگی گرفت دلم ریخت.قبل از اینکه صدایش بزنم او و سنگ هر دو از صخره کنده شدند و ...ناگهان گفتم: صد تومان صدقه...

و این تنها چیزی بود که در آن لحظه توانستم بگویم.او سقوط کرد ولی 10 متر پایین تر متوقف شد.

خدا میداند با چه سختی ای راه رفته را برگشتیم .همه نگران بودند ...وقتی به او رسیدیم ؛ دیدیم به شاخه یک درخت انجیر وحشی که از دل صخره بیرون زده بود گیر کرده ...

شاخه درخت مثل لندویی او را بالا و پایین میبرد.در عین ناباوری خلیل را چون امانتی سالم تحویل گرفتیم.

جز چند خراش ساده هیچ آسیبی ندیده بود.گفتند شوخی که نیست 100 تومان صدقه نذر کرده بودیم.

دوباره راه افتادیم.بچه ها شوخی میکردند ولی خلیل تا بالای صخره دیگر صدایش در نیامد.وقتی رسیدیم قلبم داشت از جا کند میشد.

به خود گفتم نه بابا زیادم از کار افتاده نیستم.بچه ها که همگی بالا امدند گفتم مراقب باشید پایین را نگاه نکنید که یکی از بچه ها سریع گفت: بله دیگه پول صدقه نداریم ... هر کی افتاد؛ افتاده و خلاص ...

آنروز کار شناسایی را با سختی ولی با موفقیت ادامه دادیم.

بعدها هر باری که بعد عملیات ها و شناسایی ها شرکت میکردم ؛ و با حرکت در کوه ها و حتی در برفی که بالاتر از زانویم بود مطمئن میشدم که با وضع جسمی که داشتم جز شامل شدن لطف خدا و عنایت ائمه معصومین امکان دیگری برای تحقق آن کارها وجود نداشت.

منبع: کتاب لشکر خوبان ؛صفحه 660 تا 663

لشکـــری از خـوبـان عـالـم/کتابِ توصیه شده ای از سوی رهبر انقلاب
مردان جنگ با قدرت ایمان ؛ نشدنی را شدنی کردند ...(کتاب لشکر خوبان)


علت پاسداشت لشکر خوبان چه بود؟
http://farsi.khamenei.ir/others-report?id=24175

لشکری از خوبان عالم
http://farsi.khamenei.ir/book-content?id=22199

بازنشر
http://www.afsaran.ir/Link/1001595

http://razesorkh.com/view/post:5209467
http://sangariha.com/view/post:6747488/1436733741/
http://hadinet.ir/view/post:8307614
http://www.cloob.com/u/bachemosbatm/119818804








 

تاریخ تکرار شد!!! دیروز: به مالک بگو برگردد... و امروز: به سردار سلیمانی بگو برگردد ...

 

به نام خدای مهدی (عج)


w535

دیروز:
در صفین معاویه مظهر تمام شیطان در مقابل تمام حق علی (ع) ایستاد، نبرد ادامه یافت, مالک اشتر تا فروریختن خیمه کفر و نفاق زمان(معاویه)چند ضربه بیشتر فاصله نداشت که شمشیر جاهلان مقدس نما بر گردن مولا سنگینی کرد و پیام رسید: "مالک! اگر میخواهی علی را زنده ببینی برگرد"

امروز:
سردار سلیمانی و همه مدافعان حرم عراقی و ایرانی و افغان و لبنان با رشادت ها و جانفشانی ها چنان مزدوران شیطان زمانه و داعشیون را در هم پیچیدند که چیزی به آزاد سازی کامل تکریت و در ادامه امنیت کامل منطقه نمانده بود که هیچ؛ حتی ابوبکر البغدادی ملعون دستور عقب نشینی از موصل را به جانوران زیر دست خود داده بود ...ولی جهل کلام برخی در داخل چنان فتنه ای کرد که به سردار امر رسید اگر عزت ایران را میخواهی برگرد که دیگر با این اوضاع و فتنه وقت نبرد با شیاطین نیست.

حسین قدیانی:
رفقا محرمانه در این محیط معنا ندارد ولی خباثت چندی پیش جناب یونسی وزیر اطلاعات دولت خاتمی و همه کاره این دولت باعث شده طی این سالها برای اولین بار آیت الله سیستانی از برخی اعمال ایران در عراق اظهار ناراحتی کنند،امام جمعه کربلا از تریبون نماز جماعت سخنانی ضد ایران بگوید،برخی کسانی که در عراق چشم دیدن ایران نداشتند زبان دربیاورند و برخی اتفاقات در جبهه داخلی عراق و فشار نمایندگان مجلس این کشور باعث شود با کمال تاسف و تقدیم 200 شهید ایرانی،افغانستانی،لبنانی و عراقی از بخش های مهمی از تکریت این جبهه متحد عقب نشینی کردند تا ببینند اوضاع سیاسی پشت جبهه ها چه می شود! همچنین نوعی بدبینی در میان نیروهای داوطلب اهل سنت پیش آمد و کم کاری کردند این چند مدت!
همچنین در لبنان و یمن بلوایی به پا شد ضد ایران و محور مقاوت...
کاری که آمریکا و اسرائیل نتوانست بکند در آستانه یک پیروزی چشم گیر و بزرگ این مردک کرد و اختلاف انداخت در محور مقاومت... ان شالله به زودی همه چیز با تدبیر بزرگان جمع می شود ولیکن این روسیاهی را باید سرتاسر صورت دولت اعتدالیون پای ایرانیسم مسلک سرمایه داری مالید...کسانی که صدپله از مشائی بیشتر دنبال مباحث انحرافی هستند.
خداوند ریشه فتنه را بکند که بیش از این آبروی این کشور شیعه نرود!
در ماجرای تکریت بیش از 14-15 شهید فقط دوستان خبر دادند که در تهران و قم تشییع شد.
بعضی مراسم را توفیق یافته بودند بروند و شهدا را دیده بودند… چه انسان هایی،چه دُرهایی، چه دسته گل هایی...
جناب یونسی ( که لباس روحانیت را غصب کرده و شوهر خانم یکی از شهدای معروف شده اما این دمخور یونسی هنوز خودش را همسر آن شهید معرفی میکند و از آبروی او به سود فتنه خرج میکند) و دولت مذاکره و پیاده روی که رهبرشان رفسنجانی است، چطور می خواهند جواب بدهند!؟ برای کوچه به کوچه ی تکریت خون انسان های آزاده ای ریخته شده،جواب این عقب نشینی و سکته در عملیات را چه کسی می دهد؟
دولتی که سر کتک زدن فردی بی ادب و هتاک مانند علی خان توسط عده ای نادان ، استاندار فرا می خواند و رئیس جمهور دستور ویژه صادر می کند و از رئیس مجلس تا بقیه را به خط می کند برای محکومیت این اقدام،سر مورد به این مهمی چرا لال شده است! سر این تفرقه اندازی در میان متحدین ما چرا لال شده است! جان نیروهای ما آنطرف مرزها به خطر افتاد چرا لال شده است! حزب الله و انصارالله تحت فشار قرار گرفته اند که آلت دست ایران برای برپایی امپراطوری هخامنشی هستند،چرا لال شده است! مراجع عراق و لبنان و بحرین صدای شان درآمده لال شده است.وزارت امورخارجه عراق برای اولین بار ضد ایران بیانیه داده است و ابراهیم جعفری سخنرانی کرده ، چرا لال شده است؟ بابا شیرخورشید را بی اندازید پشت اسکناسها راحتمان کنید و دست از خباثت بردارید. دست از سر شیعه و محور مقاومت بردارید.هرگندی میزنید داخل بزنید ما پوستمان کلفت شده است.
خداوند ریشه فتنه و نفاق را بکند که خیلی از مذهبیها را هم فریب داده !
چون با سیاست، موجب فراموشی هر خباثتی میشوند این مسائل باید گفته شود تا لااقل مسلمانی پیدا شود از آبروی خارج از کشور دفاع کند.
آنقدر که از فراموشی تاریخی مردم سوء استفاده میشود از روشهای دیگر سیاسی بهره نمیبرند… این است که با کمال گستاخی برخلاف بعضی بدیهیات عمل میکنند و کارهایی که از باور دور است بر خلاف دین و دنیای مردم و آبروی کشور انجام میدهند چون ایمان دارند که مردم فراموش میکنند.
مطلب از حسین قدیانی

یونسی دستیار دولت:
در حال حاضر عراق نه فقط حوزه تمدنی نفوذ ماست بلکه هویت، فرهنگ، مرکز و پایتخت ماست و این مسئله هم برای امروز است و هم گذشته. چرا که جغرافیای ایران و عراق غیر قابل تجزیه است و فرهنگ ما غیر قابل تفکیک است. پس ما یا باید با هم بجنگیم و یا یکی شویم»
منبع:
اظهارات نسنجیده دستیار ویژه صدای منطقه را بلند کرد
armanekerman.ir/%D8% 

رهبر معظم در دیدار اعضای دولت: برخی اظهارنظرها مانند سنگ توی چاه انداختن است + صوت
رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای دولت 92/6/6:
گاهی یک اظهارنظر از سوی یک مسئولِ دارای جایگاه و به اصطلاح دارای تریبون، دارای منبر، یک تأثیرات سوئی میگذارد که این تأثیرات را اگر انسان بخواهد برطرف کند، مبالغی بایستی کار کند؛ همان قضیّه‌ی سنگِ توی چاه است؛ واقعاً مشکلات ایجاد میکند. بایستی سنجیده اظهارنظر کرد؛ این‌جور نباشد که ما حالا یک مدیری هستیم، یک مسئولی هستیم، درباره‌ی یک مسئله‌ای یک مطلبی به ذهنمان میرسد، کارشناسی نشده، بررسی نشده، جوانبْ دیده نشده، این را نباید پرتاب کرد در فضای افکار عمومی؛ گاهی اوقات جمع کردنش کار سخت و مشکلی است.
منبع:
farsi.khamenei.ir/sp 
دانلود صوت مربوطه:
www.afsaran.ir/media 












 


 http://razesorkh.com/view/post:5107949

http://hadinet.ir/view/post:8288658

http://sangariha.com/view/post:6684968/1426801998/

http://www.afsaran.ir/link/880253


 

 

 

 



شهید برونسی و دقت در لقمه حلال و حرام در زنگی

به نام خدای مهدی (ع)

افسران - شهید برونسی و دقت در لقمه حلال و حرام  در زندگی



 همسر شهید برونسی:

سال 1347 روزهای اول ازدواج مان بود هر چه بیشتر از زندگی مشترمان میگذشت با اخلاق و روحیات او بیشتر آشنا میشدم.کم کم میفهمیدم که چرا با من ازدواج کرده ؛ پدرم روحانی بود و او به دنبال یک خانواده مذهبی میگشته است.

همان اول ازدواج رساله حضرت امام را داشت.

عبدلحسین در روستا کشاورزی می‌کرد، خودش زمین نداشت، حتی یک متر! همیشه برای این و آن کار می‌کرد و معتقد بود نانی که از زحمتکشی و عرق پیشانی طلب شود حلال است و به این راضی بود".

مدتی بعد از طرف حکومت پهلوی قضیه تقسیم ارضای مطرح شد.عبدالحسین شدیدا مخالف اینکار بود همه اهالی روستا خوشحال بودند ولی عبدالحسین از همان لحظه اول ناراحت بود، گفتم چرا بعضی‌ها خوشحال هستند و شما ناراحت؟ جواب درستی نداد فقط گفت: همه چیز خراب می‌شود همه چیز را می‌خواهند نجس کنند، این زمین‌ها مال یتیم و صغیر است.

خودش را در روستا مخفی میکرد تا زمین نگیرد. بارها روستاییان می آمدند خانه که تکلیف زمین او را مشخص کنند ولی او از گرفتن زمین امتناع میکرد.

کم کم می‌فهمیدم چرا گرفتن زمین را قبول نمی‌کرد، با غیظ شاه را به خاطر اینکارش لعنت میکرد.روزی به من گفت چیزی را که طاغوت بده، نجس است و من هم به چنین چیز نجسی نیاز ندارم. آنها به فکر خیر و صلاح ما نیستند.

تاکید شهید بر حلال و حرام به حدی بود که دوباره رفت کشاورزی این و آن را می‌کرد؛ پسرم حسن 9 ماهه بود که اولین محصول گندم اهالی بعد از تقسیم اراضی برداشت شده بود گفت از امروز باید مواظب باشی در منزل پدرم چیزی نخورید و مواظب حسن هم باشید تا لقمه‌ای نان از اموال پدرم نخورد. لحن کلامش محکم و قاطع بود، از آن به بعد در منزل پدرش هیچ چیز نخورد.»

مدتی بعد عبدالحسین برای زیارت رفت مشهد و بازگشتش طول کشید؛ روزی نامه‌ای آمد که در آن نوشته بود من دیگر به روستا برنمی‌گردم اگر دوست دارید همسر مرا به مشهد بفرستید و گرنه تمام زندگی و اموال برای شما باشد.

از همان روز وسایلمان را فروختیم و عازم مشهد شدیم و طلب طلبکارها را نیز دادیم زیرا تحمل وضعیتی که در روستا درست شده بود واقعا مشکل بود. در مشهد ابتدا رفت سر کار سبزی فروشی. روزی 50 ریال حقوق می‌گرفت؛ روزی به من گفت این کار برای من خیلی سنگین است من از تقسیم اراضی فرار کردم که گرفتار مال حرام نشوم ولی اینجا از روستا بدتر است. با زن‌های بی‌حجاب سر و کار زیادی دارم و صاحب سبزی فروش هم آدم درستی نیست، سبزی ها را در آب می ریزد تا سنگین‌تر شود.از فردا دیگر آنجا نمیروم.

فردای آن روز در یک لبنیاتی کار پیدا کرد. در آنجا 100 ریال حقوق می‌گرفت. پس از 15 روز که آنجا کار کرد روزی گفت می خواهم بروم سر گذر کار کنم، گفتم چرا ؟ و عبدالحسین در جواب گفت: این یکی از کار سبزی فروشی حرام‌تر است. صاحب لبنیاتی کم فروشی می‌کند، جنس بد را با جنس خوب مخلوط می‌کند و با قیمت بالا می فروشد، تازه ترازو را هم سبک می‌کشد و از همه بدتر می‌خواهد من هم مانند او باشم.به من گفته  اگر به جایی میخواهی برسی باید از این کار ها بکنی.با غیظ گفت این نونش از اون یکی حرام تره ...

عبدالحسین به همراه خودش بیل و کلنک آورده بود.گفتم اینها برای چیست؟ گفت از فردا میخواهم بروم سر گذر برای کارگری.

سه چهار روز بعد آخر شب که از کار برمیگشت آمد و گفت: یک بنا پیدا شده و مرا با خود سر کار می‌برد .گفتم این روزی چقدر پول میده؟

گفت: روزی100ریال

کارش از لبنیاتی بسیار سخت تر بود.

جان کندن بود.همین را هم بهش گفتم.

گفت:طوری نیست این نان زحمت‌کشی پاک و حلال است.و خیلی بهتر از اونهاست.

کم کم توی همین بنایی جا افتاد و برای خودش شد اوستا.حالا دیگر شاگرد میگرفت و دستمزدش بهتر شده بود.

توی همین ایام یک روز مادرش از روستا امد دیدنمان.یک بغچه نان و دو سه کیلو ماست چکیده و چیزهای دیگری هم اورده بود برایمان.عبدالحسین همه را برداشت و زود برد آشپزخانه .مادرش گفت: امان میدادی تا یه کمی بچه ها بخورن.

تشکر کرد و گفت : حالا کسی گرسنه نیست ان شاء الله بعدا میخوریم.

نه خودش خورد و نه گذاشت من و حسن به انها لب بزنیم.تا مدرش رفت حرم سریع بغچه نان و چیزهای دیگر را برد توی یک مغزه و کشید و به اندازه وزنشان پولش را حساب کرد و داد به چند تا فقیر که میشناخت. آن وقت تازه اجازه داد ازشان بخوریم. اینطوری اجازه نداد مادرش هم از جریان با خبر شود.

مدتی بعد نوجوانان روستا را جمع کرده و بهشان گفته بود هر کسی بخواهد بیاد مشهد درس طلبگی بخونه من خودم کمکش میکنم و خرجش رو میدهم.

منبع:
کتاب خاک های نرم کوشک(زندگی شهید فاطمی عبدالحسین برونسی)
صفحه 21 الی33



بازنشر:
http://www.afsaran.ir/link/880307
http://mehrdadz.blogfa.com/post/787
http://sangariha.com/view/post:6684983/1426808016/
http://hadinet.ir/view/post:8288664
http://razesorkh.com/view/post:5107953



#شهید_برونسی_خاطزه_بازگذاشتن_فرصت_طلبگی
#کارکردن_عبدالحسین_عکس_پدر_دختر_فرزند
#سبزی_فروشی_لبنیاتی_ماست_شیر_پنیر_چ
#مصاحبه_نگرانی_دروغ_شایعه_عکس_دانلود_مطلب_محتوا
#قضیه_تقسیم_اراضی_زمین_بخشیدن_مدرک_موجود_هست

 


 

#شهید_برونسی{-41-} و دقت در #لقمه_حلال و #حرام در زندگی{-57-}

همسر شهید برونسی:

عبدالحسین روی زمین این و آن کار میکرد.خودش حتی یک متر هم زمین نداشت. بعد از قضیه تقسیم اراضی توسط پهلوی ؛ از گرفتن زمین خودداری کرد؛ میگفت: این زمینها بعضا برای یتیم و بی سرپرسته ؛ میخواهند همه چیز را نجس کنند.همه را از گرفتن زمین منع میکرد ؛ ولی نتوانست. بعد اولین برداشت تقسیم اراضی مارا از خوردن غذا در خانه اقوام منع میکرد و میگفت اینها اشکال دارد.به خاطرهمین مشکلات رفتیم مشهد؛ مدتی بعد در یک سبزی فروشی کار پیدا کرد ولی آنجا هم نماند؛ میگفت: اینجا بدتر است ؛ باید با خانم های بی حجاب سروکار داشته باشم.تازه صاحب مغازه هم سبزی ها خیس میکند که سنگین تر شود.مدتی بعد در یک لبنیاتی مشغول شد.انجا هم نماند میگفت اینجا از سبزی فروشی حرامتر است؛ چون جنس بد و خوب را قاطی میکند و میفروشد ؛ ترازو را هم سبک میکشد؛ تازه میگوید اگر میخواهی به جایی برسی باید مثل من کار کنی! مدتی بعد دیدم بیل و کلنگ آورده گفتم اینها برای چیست: گفت از فردا میروم سر گذر برای کارگری؛روزها گذشت.کارش از لبنیاتی بسیار سخت تر بود.جان کندن بود.همین را هم بهش گفتم.گفت:طوری نیست این نان پاک و حلال و خیلی بهتر از اونهاست.کم کم توی همین بنایی جا افتاد و برای خودش شد اوستا.حالا دیگر شاگرد میگرفت و دستمزدش بهتر شده بود.


 

 



حماقتی که همچنان ادامه دارد ؛ چارشنبه سوزی در ایران و خوردن کیک چسبناک در ژاپن

 

به نام خدای مهدی (عج)


افسران - حماقتی که همچنان ادامه دارد ؛ چارشنبه سوزی در ایران و خوردن کیک چسبناک در ژاپن


 

حماقتی که همچنان ادامه دارد ؛ چارشنبه سوزی در ایران و خوردن کیک چسبناک در ژاپن

کیک (موچی) در عید سال نو ژاپن هر ساله تلفات میگیرد.

گاردین: ۹ نفر به دلیل خوردن کیک برنج موسوم به «موچی» در ژاپن جان باختند ...

این کیک «موچی» با برنج درسته شده و بر طبق رسوم ژاپنی میبایست بصورت یکجا بلعیده شود!

این کیک هر ساله در جشن عید سال نو در ژاپن تلفاتی را در پی دارد ولی همچنان مردم ژاپن (با همه تجربه و پیشرفت علمی و صنعتی و فرهنگی شان) اقدام به تهیه و مصرف این کیک میکنند.

و این خود دلیلی بر جهل و پافشاری ملت ها بر برخی رسوم غلط و بی اساسی میباشد که همچنان به خود آنها آسیب میرساند.
منبع:
http://www.theguardian.com/world/2015/jan/05/nine-people-choke-to-death-eating-rice-cakes-in-japan

چهار شنبه سوری ؛ یا چارشنبه سوزی یک رسم یا عادتی است؛ که عده ای از مردم ایران درشب 4شنبه آخر سال آنرا برگذار میکنند ؛ خارج از بحث آیین باستانی بودن و هر استدلال دیگر برای انجام آن؛ باید به واقعیت آسیب های جدی آن در عصرمان پرداخت.چند نفر سوختگی غیر قابل بازگشت پیدا میکنند(که همان باعث اختلال در زندگی آینده شان میشود).هرساله چند چشم نابینا میشود؟ چند کودک بر اثر موج انفجار سقط میشود؟ چقدر هزینه بیدلیل نظافت بر شهر وارد میشود؟چند خانه در آتش میسوزد؟؟؟ و در پایان چه سودی نصیب کسی میگردد؟
درباره چهار شنبه سوری:
http://www.beytoote.com/art/negah-gozashte/fire1-wednesday.html

بازنشر:
http://www.afsaran.ir/link/877988
http://mehrdadz.blogfa.com/post/785
http://hadinet.ir/view/post:8288236
http://sangariha.com/view/post:6683418/1426628421/
http://razesorkh.com/view/post:5107549

#بررسی_اشکلات_مشکلات_چهار_شنبه_سوری_سوزی
#آتش_زدن_خیابان_زباله_آشغال_سطح_خیابان_جمع_آوری
#سوخته_سختن_صورت_در_مراسم_چهار_شنبه_سوری_سوزی
#دست_پا_سر_صورت_پوست_زیبایی_بدن_سوزاندن
#کیک_ژاپن_ژاپنی_بنام_موچی_هر_ساله_در_کشور_تلفات
#خفه_شدن_چسبندگی_چسبناک_خوردن_یکجا_با_هم_قورت_دادن
#بلعیدن_Nine_people_choke_to_death_eating_mochi_rice_cakes_n_Japan_
#خبر_درد_ناک_دردناک_تلخ_تولید_محتوا_


 

یه دوستی گفت:
خب حالا چه ربطی داشت
چهارشنبه سوری از اول اش برپایی اتش بوده است
نه این چیز های که الان در 4 شنبه سوری استفاده میکنند
و اتش نمادب بوده است برای ایرانیان و مقدس بوده است
و اتش نماد پاکی و روشنایی است
و لی کیک ژاپنی ها از اول کیک بوده است
اینها همگی برای این است که
جشن باستانی ایرانیان را
متوقف کنند در صورتی که 4شنبه سوری در کنار نوروز مهرگان و سپندمذگان قرار میگیرد

 

منم گفتم:

  • دوست من وقتی یک رسم به انحراف کشیده میشه وقتی بجای یه اتیش روشن کردن عادی (بمب) تو خیابون منفجر میکنند با اون وضع و دود و ترکش و سنگ آیا ادامه اینکار صحیحه؟

    آیا خبر دارید تو همین بمب دستی ها خرده سنگ هست ؟

    آیا خبر دارید پارسال توی نظر آیاد (هشتگرد ساوجبلاغ ) دو نفر هنگام حمل مواد محترقه زمین خورده و منفجر میشند ؟؟؟
  • یعنی شما راضی هستی هر سال ملت خودشونو به اتیش بکشند که مثلا رسم باستانی برگزار بشه ؟

    یعنی اون جوونی که صورتش داغونه و سوخته و هیچ وقت در معرض جامعه نخواهد امد دل نداره و نباید زندگی کنه وهمه اینها تقصیر خودشه . نه من و تویی که اینجا استدلال میکنیم ؟؟؟

    یعنی چی کلا یعنی راضی هستی به همه این مشکلات و معضلات 4شنبه سوزی؟
     
    و یک چیز دیگه ...

    آیا شما یک برنامه ای که تو موبایلته و به نظرت خوبه ولی همیشه باعث اختلال و کند شدن سرعت گوشیت میشه و بعضا خودش یک نوع تروجان هست و یا بر اساس قوائد ویروسی نوشته شده رو حاضری تو گوشیت نگه داری ؟؟؟

    آیا این کار معقوله ؟؟؟

    آیا در زندگی نباید فکر کرد و اشتباهات رو اصلاح کرد و یا چیز هایی که شاید قبلا خوب بوده ولی زمونه تغییرش داده و باعث خطره رو با احتیاط بیشتری در نظرش گرفت و دربارش تصمیم گرفت ؟؟؟

    و آیا ...

 

 

 Traditional Japanese mochi rice cake


 

واشنگتن پست: ایرانیان دوباره در حال احیای امپراتوری باستانی خود هستند.

به نام خدای مهدی (عج)

واشنگتن پست: ایرانیان دوباره در حال احیای امپراتوری باستانی خود هستند.


 

 

صــدای پـوتیـن‌هـای سـپـاه ایـران بـه گـوش می‌رسـد ...

واشنگتن پست: ایرانیان دوباره در حال احیای امپراتوری باستانی خود هستند.
روسیاالیوم: به نظر می‌رسد تمدن کهن و وسیع ایران دوباره احیاء میشود با این تفاوت که تمدن آریایی ... رنگ و بوی اسلامی شیعی دارد.
ماوراء‌الخبر(چاپ مراکش): ایرانی‌ها برای ورود به خاک همسایگانشان از هیچکس اجازه نمی‌گیرند ...
آنها همه جا هستند و هیچ جا نیستند ...
جهان عرب به گوش باشید! صدای پوتین‌های سپاه ایران به گوش می‌رسد!
تایمز: دستور از تهران صادر می‌شود و بی‌چون و چرا در بغداد، بیروت، دمشق، دوشنبه، کابل، خارطوم، اسلام اباد،غزه و صنعا و ... اجرا می‌شود.
لبیک یاحسین



 



 

شهید آوینی و چگونگی تحول در زندگی ایشان ...

 

به نام خدای مهدی (عج)


 افسران - شهید آوینی به روایت خودشان : چگونه از ظاهر زیستی به یقین کامل حیات رسیدم ...


زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی از زبان خودش

من بچه شاه عبدالعظیم هستم و درخانه‌ای به دنیا آمده و بزرگ شده‌ام که درهر سوراخش که سر می‌کردی به یک خانواده دیگر نیز برمی‌خوردی.

اینجانب - اکنون چهل و شش سال تمام دارم. درست سی و چهار سال پیش یعنی، درسال 1336 شمسی مطابق با 1956 میلادی در کلاس ششم ابتدائی نظام قدیم مشغول درس خواندن بودم. در آن سال انگلیس و فرانسه به کمک اسرائیل شتافته و به مصر حمله کردند و  بنده هم به عنوان یک پسر بچه 12-13 ساله تحت تأثیر تبلیغات آن روز کشورهای عربی یک روزی روی تخته سیاه نوشتم: خلیج عقبه از آن ملت عرب است. وقتی زنگ کلاس را زدند و همه ما بچه‌ها سر جایمان نشستیم اتفاقاً آقای مدیرمان آمد تا سری هم به کلاس ما بزند. وقتی این جمله را روی تخته سیاه دید پرسید:« این را که نوشته؟» صدا از کسی درنیامد من هم ساکت ، اما با حالتی پریشان سر جایم نشسته بودم.

ناگهان یکی از بچه‌ها بلند شد و گفت:« آقا اجازه؟ آقا، بگیم؟ این جمله را فلانی نوشته و اسم مرا به آقای مدیر گفت. آقای مدیر هم کلی سر و صدا کرد و خلاصه اینکه: «چرا وارد معقولات شدی؟» و در آخر گفت:« بیا دم در دفتر تا پرونده‌ات را بزنم زیر بغلت و بفرستمت خانه.» البته وساطت یکی از معلمین، کار را درست کرد و من فهمیدم که نباید وارد معقولات شد.

بعدها هم که در عالم نوجوانی و جوانی، گهگاه حرفهای گنده گنده و سؤالات قلمبه سلمبه می‌کردیم معمولاً‌ به زبان‌های مختلف حالیمان می کردند که وارد معقولات نباید بشویم. مثلاً‌ یادم است که در حدود سال‌های45-50 با یکی از دوستان به منزل یک نقاش‌که همه‌اش از انار نقاشی می‌کشید، رفتیم. می‌گفتند از مریدهای عنقا است و درویش است. وقتی درباره عنقا و نقش انار سؤال می‌کردیم با یک حالت خاصی  به ما می‌فهماند که به این زودی و راحتی نمی‌شود وارد معقولات شد. تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری نا آشنا هستم، خیر من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم .من هم سالهای سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام، به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام.موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام. ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب «انسان تک ساحتی» هربرت مارکوز را -بی‌آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش- طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند:«عجب فلانی چه کتاب هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد.»... اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچارشده‌ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که«تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمی‌آید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این  متاعی است که هرکس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت.

و حالا از یک راه طی شده با شما حرف می‌زنم. دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران هستم. اما کاری را که اکنون انجام می دهم نباید با تحصیلاتم مربوط دانست. حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است. بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی درسایه تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر. قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگر چه با سینما آشنایی داشتم. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است. اگر چه چیزی – اعم از کتاب یا مقاله – به چاپ نرسانده‌ام. با شروع انقلاب حقیر تمام نوشته‌های خویش را اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و .... در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که «حدیث نفس» باشد ننویسم و دیگر از خودم سخنی به میان نیاوردم. هنر امروز متأسفانه حدیث نفس است و هنرمندان گرفتار خودشان هستند. به فرموده خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی«رحمه‌الله علیه»

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

سعی کردم که خودم را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آنچه که انسان می نویسد همیشه تراوشات درونی خود او است- همه هنرها اینچنین‌اند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود  اوست- اما اگر انسان  خود را در خدا فانی کند آنگاه این خداست که در آثار ما جلوه‌گر می‌شود. حقیر اینچنین ادعائی ندارم اما سعی‌ام بر این بوده است.

با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم. بعدها ضرورت‌های موجود رفته رفته ما را به فیلمسازی برای جهاد سازندگی کشاند. در سال 59 به عنوان نمایندگان جهاد سازندگی به تلویزیون آمدیم و در گروه جهاد سازندگی که پیش از ما بوسیله کارکنان خود سازمان صدا وسیما تأسیس شده بود،  مشغول به کار شدیم. یکی از دوستان ما در آن زمان «حسین هاشمی» بود که فوق لیسانس سینما داشت و همان روزها از کانادا آمده بود. او نیز به همراه ما به روستاها آمده بود تا بیل بزند. تقدیر این بود که بیل را کنار بگذاریم و دوربین برداریم. بعدها «حسین هاشمی» با آغاز تجاوزات مرزی رژیم بعث به جبهه رفت و در روز اول جنگ در قصر شیرین اسیر شد – به همراه یکی از برادران جهاد بنام «محمد رضا صراطی» – ما با چند تن از برادران دیگر، کار را تا امروز ادامه دادیم. حقیر هیچ کاری را مستقلا˝ انجام نداده‌ام که بتوانم نام ببرم. در همه فیلمهایی که در گروه جهاد سازندگی ساخته شده است سهم کوچکی نیز – اگر خدا قبول کند – به این حقیر می‌رسد و اگر خدا قبول نکند که هیچ.

به هر تقدیر، من فعالیت تجاری نداشته‌ام. آرشیتکت هستم! از سال 58 و 59 تاکنون بیش از یکصد فیلم ساخته ام که بعضی عناوین آنها را ذکر می کنم: مجموعه«خان گزیده‌ها»، مجموعه «شش روز در ترکمن صحرا»، «فتح خون»، مجموعه«حقیقت»، «گمگشتگان دیار فراموشی(بشاگرد)»، مجموعه «روایت فتح» - نزدیک به هفتاد قسمت- و در چهارده قسمت اول از مجموعه «سراب» نیز مشاور هنری و سرپرست مونتاژ بوده‌ام. یک ترم نیز در دانشکده سینما تدریس کرده‌ام که چون مفاد مورد نظر من برای تدریس با طرح درس‌های دانشگاه همخوانی نداشت از ادامه تدریس در دانشگاه صرف نظر کردم. مجموعه مباحثی را که برای تدریس فراهم کرده بودم با بسط و شرح و تفسیر بیشتر در کتابی به نام «آینه جادو» - بالخصوص در مقاله‌ای با عنوان تأملاتی درباره‌ سینما که نخستین بار در فصلنامه سینمایی فارابی به چاپ رسید – در انتشارات برگ به چاپ رسانده‌ام.


 

http://www.aviny.com/aviny/autobiography.aspx

 

آلبوم شهید اوینی

http://www.aviny.com/Album/defa-moghadas/Shakhes/aviny/Images/Aviny.aspx


 

تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری نا آشنا هستم، خیر من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم .من هم سالهای سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام، به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام.موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام. ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب «انسان تک ساحتی» هربرت مارکوز را -بی‌آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش- طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند:«عجب فلانی چه کتاب هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد.»... اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچارشده‌ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که«تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمی‌آید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این  متاعی است که هرکس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت.

 و حالا از یک راه طی شده با شما حرف می‌زنم.

 حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است. بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی درسایه تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر.


تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری نا آشنا هستم، خیر من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم .من هم سالهای سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام، به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام.موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام. ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب (انسان تک ساحتی) هربرت مارکوز را  بی‌آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند:(عجب فلانی چه کتاب هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد)! اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچارشده‌ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که(تظاهر به دانایی) هرگز جایگزین (دانایی) نمی‌شود. باید در جست و جوی حقیقت بود و این  متاعی است که هرکس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت.بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی درسایه تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر.


 







_ام_ساعتها_از_وقتم_را_به
_فروشی_تظاهربه_دانایی_بسیار_زیسته‌ام_ریش











http://www.afsaran.ir/link/874622
 زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی از زبان خودش
http://www.aviny.com/aviny/autobiography.aspx

آلبوم شهید اوینی
http://www.aviny.com/Album/defa-moghadas/Shakhes/aviny/Images/Aviny.aspx

باز نشر:
http://mehrdadz.blogfa.com/post/777
http://www.afsaran.ir/link/874622

 

شهید سید مرتضی آوینی: آقا سعید همان کسی بود که ما در جستجوی او بودیم ...

 

به نام خدای مهدی (عج)


 افسران - شهید سید مرتضی آوینی: آقا سعید همان کسی بود که ما در جستجوی او بودیم ...


شهید مرتضی آوینی: آقا سعید همان کسی بود که ما در جستجوی او بودیم. او مظهر همان روحی است که حزب‌الله را از انسان‌های دیگر جدا می‌کند، و البته در میان رزم‌آوران ما دلاورانی چون سعید کم نیستند…اگر انقلاب اسلامی،هیچ دستاوردی جز پرورش انسان هایی این چنین نداشت باز هم می ارزید تا حزب الله،جان و سر خویش را فدای حفظ آن کند.


دانلود صوت مربوطه:
http://www.afsaran.ir/media/download/927595

یا

http://dl.aviny.com/multimedia/aviny/rf5/agha-saeid-02.mp3

http://dl.aviny.com/multimedia/aviny/rf5/agha-saeid-03.mp3

منبع:

http://www.aviny.com/multimedia/aviny/index_05.aspx

باز نشر:

http://hadinet.ir/view/post:8286803

http://sangariha.com/view/post:6677728/1425943962/

http://razesorkh.com/view/post:5104826








 

 



نامه رهبر انقلاب به سرلشگر سلیمانی/هر کسی را بهر کاری ساختند  

 

به نام خدای  مهدی (عج)


 

افسران - هر کسی را بهر کاری ساختند ... مهر آن را در دلش انداختند  ... (تقدیم به سردار سلیمانی)

هر کسی را بهر کاری ساختند     مهر آن را در دلش انداختند
کار ما دفع بلا از کربلاست     عشق ما حسین و کرب و بلاست  

#دانلود_عکس_نوشته
#سردار_حاج_قاسم_سلیمانی_سردار_رشید_اسلام
#کربلا_بین_الحرمین_مدافعان_حرم_عراق_سوریه
#هر_کسی_را_بهر_کاری_ساختند_مهر_آن_را_در_دلش_انداختند
#کار_ما_دفع_بلا_از_کربلاست_عشق_ما_حسین_کرب_و_بلاست  

http://www.afsaran.ir/link/869061
http://razesorkh.com/view/post:5104781
http://hadinet.ir/view/post:8286798
http://mehrdadz.blogfa.com/post/773
http://sangariha.com/view/post:6677700/1425933140/




http://www.afsaran.ir/link/869061


 

رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی درگذشت والده سردار سرلشگر قاسم سلیمانی را تسلیت گفتند.

به گزارش مشرق به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی درگذشت والده سردار سرلشگر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تسلیت گفتند.
متن پیام رهبر انقلاب به این شرح است:

بسمه تعالی
سردار سرلشگر قاسم سلیمانی درگذشت مادر گرامیتان را به شما و دیگر بازماندگان آن مرحومه تسلیت می گویم. زحمات و خدمات ارزشمند جنابعالی به اسلام و مسلمین، بی شک ذخیره ی ارزشمندی است در دیوان عدل الهی، برای مادری که چنین فرزندی را در دامان خود تربیت کرده است. رحمت و مغفرت الهی را برای آن مرحومه از خداوند متعال مسالت میکنم.

 

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/247850/%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%84%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C

 


 

خداوند را شاکرم که ما را از توفیق مادری بهره‌مند نمود که با مراقبت شصت ساله در برگزاری روضه امام حسین(ع) و مجالس اهل بیت(علیهم‌السلام) به‌رغم فقر دوران گذشته و محافظت هفتاد ساله بر لقمه حلال و رد زکات در داشتن و نداشتن و عشق به امام(ره) که همه آنها را در عشق به آن رهبر بزرگوار خلاصه نموده بود؛ منشأ افتخار ابدی ما گردید.

مشرق - در پی پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت درگذشت مادر سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه، طی نامه‌ای از اظهار همدردی و الطاف ایشان قدردانی کرد.
 
متن نامه سردار سرلشکر پاسدار قاسم سلیمانی به مقام معظم رهبری و فرمانده کل قوا به این شرح است:


 

«بسم الله الرحمن الرحیم

 

محضر رهبر عزیز و گرانقدرم حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی)

 

با عرض سلام و ادب

 

حقیر پیوسته شرمنده کوتاهی در توفیقاتی هستم که خداوند سبحان از برکت انقلاب و اعتماد حضرتعالی مرا از آن بهره‌مند نموده است.

 

اگرچه بیش از بیست سال است که همواره از لطف و محبت بزرگوارانه رهبرم برخوردارم اما پیوسته در حسرت جبران حقیقی آن در شرمندگی به سر می‌برم.

 

امید به آن دارم که خداوند منان با توفیق جان باختن در این راه با عظمت، فرصت جبران شرمساری‌ام را عطا فرماید.

 

بر همگان واضح است عنایات بزرگوارانه حضرت عالی که هیچگاه خود را لایق و شایسته آن ندانسته‌ام، از باب تذکر و تأکید بر ارزش‌ها و برجستگی مجاهدت در راه خداست. پیام محبت‌آمیز آن رهبر فرزانه، مرهمی بر مصیبت غیر قابل جبران از دست دادن مادری است که چه بسا هر حادثه مادی و معنوی را بتوان با توفیقاتی علاج نمود، اما از دست دادن پدر و مادر تنها خسارت جبران‌ناپذیر این عالم است.

 

خداوند را شاکرم که ما را از توفیق مادری بهره‌مند نمود که با مراقبت شصت ساله در برگزاری روضه امام حسین(ع) و مجالس اهل بیت(علیهم‌السلام) به‌رغم فقر دوران گذشته و محافظت هفتاد ساله بر لقمه حلال و رد زکات در داشتن و نداشتن و عشق به امام(ره) که همه آنها را در عشق به آن رهبر بزرگوار خلاصه نموده بود؛ منشأ افتخار ابدی ما گردید.

 

از خداوند متعال برای آن رهبر بی‌بدیل و سکان‌دار حقیقی عالم اسلام آرزوی طول عمر، توفیق، سربلندی و سلامتی روزافزون می‌نمایم.

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/248478/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D8%B8%D9%85-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8

 

سردار قاسمی: شباهت و تفاوت داعش و مسعود رجوی و چرا استاد دانشگاه مدح مسعود رجوی میگوید؟

 

به نام خدای مهدی (عج)


 

افسران - سردار قاسمی: چه کسی خبر دارد منافقین سر 20 نفر از همرزمان من را با کاشی و حلبی بریدند؟

 

سردار قاسمی: چه کسی خبر دارد منافقین سر 20 نفر از همرزمان من را با کاشی و حلبی بریدند؟

سردار سعید قاسمی:

فرق داعش با کوموله و دموکرات و مسعود روجوی میدانید در چیست ؟

الان تا سری را  میبرند سریع رسانه ای میشود و همه میبینند ...

ولی چه کسی خبر دارد بیست و اندی از همرزمان من در جبهه را چطوری سربریدند ؟؟؟

یکی از همرزمان حاج سعیددر پاسخ : با کاشی و پیت حلبی ...

حاج سعید: بله با کاشی و پیت حلبی ...

چرا اینها را کسی نمیگوید ؛ چرا جنایات مسعود رجوی باز گو نمیشود ...

من میدانم ...

چون مثلا همین ترم قبل در دانشگاه تهران ؛ استاد دانشگاه مدح مسعود رجوی کرده ...

دانشجویم میگفت : همان استادمان که چندین ترم قبل در فتنه 88 میگفت کلاس تعطیله ؛ برید خیابون ها نظام رو ساقط کنید ...

همان امروز مدح مسعود رجوی میکند ...

دانلود کلیپ مربوطه:
http://h1.asset.aparat.com/public/user_data/flv_video_new/733/c77a6932f2837cc3a79d80080f05de2d2198249-360p.mp4
یا
http://www.afsaran.ir/media/download/926124

باز نشر:
http://www.afsaran.ir/Link/867836
http://mehrdadz.blogfa.com/post/771
http://www.aparat.com/v/msCTB
http://razesorkh.com/view/post:5104589
http://sangariha.com/view/post:6676877/1425845948/
http://hadinet.ir/view/post:8286618

#دانلود_کلیپ_سردار_سعید_قاسمی_اسفند_1393
#سخنرانی_درباره_مسعود_رجوی_کومله_دموکرات_
#داعش_سر_بریدن_با_کاشی_حلبی_پیت_روغن
#20_نفر_از_همرزمان_جبهه_جنگ_ایران_عراق
#سایت_افسران_جنگ_نرم_فضای_مجازی_اینترنت
#داعش_فرهنگی_در_ارشاد_در_اقتصاد_در_بانک_در_دانشگاه
#سردار_قاسمی_داعش_فرهنگی

نقد تفکر عجیب و ضد نظام سریع القلم مشاور دولت توسط دکتر نبویان + صوت

 

به نام خدای مهدی (عج)


افسران - نقد تفکر عجیب و ضد نظام سریع القلم مشاور دولت توسط دکتر نبویان + صوت


نقد دکتر سریع القلم مشاور دولت روحانی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام توسط دکتر نبویان

موانع پیشرفت کشور از نگاه این کتاب و تفکر نویسنده اش
۱- مکتب اسلام به ویژه اندیشه‌های شیعی،
۲- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران،
۳- اصول انقلاب اسلامی،
۴- ماهیت، اهداف و آرمان‌های جمهوری اسلامی،
۵- عدالت‌طلبی جمهوری اسلامی ایران در بیرون مرز‌ها،
۶- استقلال‌طلبی اقتصادی و سیاسی،
7- مقابله با سیاست‌های کشورهای استکباری به ویژه آمریکا،
8- انتقاد و مورد سوال قرار دادن مبانی فلسفی غرب،
9- تفکیک میان اقتصاد غرب با فرهنگ و سیاست غرب به ویژه آمریکا،
10- مدیریت افرادی از اقشار پایین جامعه مانند امام خمینی ره و مقام معظم رهبری.



راه پیشرفت از نظر نویسنده کتاب (سریع القلم)
1.وارد کردن و دخالت دادن شرکت‌های خارجی غربی در ایران،
2- همکاری با قدرت‌ها به ویژه آمریکا،
3- دخالت کردن غربی‌ها در سیاست‌گذاری کشور ایران در ابعاد گوناگون اقتصادی، فرهنگی و سیاسی و نیز دخالت دادن آن‌ها در قوه مقننه،
4- کار کردن در درون شبکه غرب و پذیرش فرهنگ، سیاست و اقتصاد آمریکا، آلمان و فرانسه،
5- مدیریت کشور باید در دست افرادی باشد که از طبقه اشراف، صاحبان کارخانه، صاحبان سرمایه، دارای سابقه زندگی در غرب بوده و واجد اطلاعات وسیع جهانی و بین‌الملل‌گرا باشند.

منبع:
http://www.rajanews.com/news/197236

دانلود صوت مربوطه:
http://uplod.ir/cxvsmws631vb/nabavian_sari_qalam.mp3.htm
http://www.afsaran.ir/media/download/908773

دانلود بصورت کلیپ:
http://www.afsaran.ir/media/download/910093
http://hn14.asset.aparat.com/aparat-video/f17..._79034.mp4


خبر مرتبط:
سریع القلم:راننده تاکسی یا یک لبوفروش دانشی درباره مسائل کشور ندارند
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920923000423


 

باز نشر:

http://www.afsaran.ir/link/855201

http://www.afsaran.ir/link/854030

http://hadinet.ir/view/post:8283650

http://sangariha.com/view/post:6668646/1424818096/

http://razesorkh.com/view/post:5101091


 


ع_القلم







 

 

چه زمانی آیت الله بهجت نگران جان علامه مصباح یزدی شد؟

به نام خدای مهدی (عج)

 


بالا گرفتن تهمت ها و نگرانی آیت الله بهجت برای جان آیت الله مصباح

حضرت آیت الله مصباح از شاگردان خاص آیت الله بهجت بودند و در مکتب اخلاقی ایشان جزو ممتازین به شمار مي‌آمدند. در دوران اصلاحات روشنگری‌هاي آیت الله مصباح تا مرز خطر جانی پیش رفت و چنان شد که آیت الله بهجت نگران شده بودند. حجت الاسلام و المسلمین دکتر مرتضی آقاتهرانی از اساتید اخلاق حوزه نقل مي‌کند: «آیت الله بهجت – مدظله العالی- در آن موقع دغدغه جان آیت الله مصباح را داشتند و به ما فرمودند، مواظب ایشان باشید.» (کتاب مصباح دوستان ص 79 )


 

 

http://www.jamnews.ir/detail/News/186965


 

 

ازغدی: باندهایی در کشور وجود دارد که مشغول نابودی اقتصاد و تولید کننده های داخلی هستند

به نام خدای مهدی (عج)
 
افسران - ازغدی: باندهایی در کشور وجود دارد که مشغول نابودی اقتصاد و تولید کننده های داخلی هستند

 کاسبان واقعی تحریم را بشناسید ...

ازغدی: باندهایی :-& در کشور وجود دارد که مشغول نابودی اقتصاد :-O و تولید کننده های داخلی هستند!!! X(



حسن رحیم پور ازغدی؛نماز جمعه93/10/26:
آنهایی که بر ستاد نماز جمعه فشار می آورند که اینها را نگوییم فشار شان را دو برابر کنند :-w ...
در این کشور باندهایی :-? وجود دارند که به صورت پروژه‌ای کار برمی‌دارند که چطور تولید‌کننده‌های داخلی را ورشکست و راه را برای واردات هموار کنند و اینها در ادارات دولتی نفوذ دارند و سرمایه‌دارهای خارجی *-:) هم به آن‌ها وصل هستند تا هر کس در کشاورزی و صنعت و تولید علم فعال شد مسخره کنند و فشار بیاورند و پرونده‌سازی کنند تا کار پیش نرود. ~x( :-S =((
منبع:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931026000297

دانلود و مشاهده فیلم مربوطه:
http://www.aparat.com/v/gij1F
http://www.afsaran.ir/Link/833684

باز نشر:
http://www.afsaran.ir/Link/833684
http://mehrdadz.blogfa.com/post/732
http://sangariha.com/view/post:6654768/1423345741/
http://razesorkh.com/view/post:5081782
http://hadinet.ir/view/post:8279115


/10/26
لاب
http://www.afsaran.ir
و_

zz:



پیش بینی های عجیب شتاره شناس ایرانی ؛آقای جانقربانی

شهید دکتر کامران نجات اللهی استاد دانشگاهی که هنگام سخنرانی توسط رژیم پهلوی ترور شد ...

به نام خدای مهدی (عج)

شهید دکتر کامران نجات اللهی  استاد دانشگاهی که هنگام سخنرانی توسط رژیم پهلوی  ترور شد  ...

افسران - شهید دکتر کامران نجات اللهی استاد دانشگاهی که هنگام سخنرانی توسط رژیم پهلوی ترور شد ...

5دی سال57، استاد دکتر کامران نجات‌ اللهی هنگامی که مشغول سخنرانی برای دانشجویان و اساتید متحصن وزارت علوم در بالکن طبقه ششم دانشگاه
تهران بود ؛ توسط تیرانداز ماهر رژیم پهلوی به شهادت رسید.فردای آنروز ده ‏‌هاهزار نفر؛ پیکر شهید نجات‏ اللهی را در تهران تشییع کردند؛ اما رژیم پهلوی با حمله به این مراسم ؛ بیش از250نفر از مردم حاضر در میدان انقلاب تهران را به شهادت رساند.پس از پیروزی انقلاب نام خیابان(ویلا)به استاد نجات اللهی تغییر یافت.

zz:




شهید دکتر کامران نجات اللهی استاد دانشگاهی که هنگام سخنرانی توسط رژیم پهلوی ترور شد ...

کامران نجات اللهی فرزند عبدالحسین، در سال ۱۳۳۳ در شهرستان بیجار گروس متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان شکیبا در سنندج و تحصیلات متوسطه را در دارالفنون تهران به پایان رساند. او تحصیلات عالی را ابتدا در دانشگاه علوم صنعت آغاز کرد و در رشته راه و ساختمان از این دانشگاه مدرک لیسانس گرفت و سپس در مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه پلی تکنیک به ادامه تحصیل پرداخت و به اخذ مدرک فوق لیسانس در رشته راه و ساختمان نائل آمد. او با پایان تحصیلات، به عضویت علمی دانشگاه پلی تکنیک درآمد و به تدریس پرداخت.

شهادت استاد نجات اللهی در تحصن اساتید دانشگاه

شهید نجات اللهی روز پنجم دی ماه سال ۵۷ یعنی ۴۷ روز پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در سومین روز از تحصن صد‌ها تن از استادان دانشگاه تهران که در ساختمان مرکزی وزارت علوم در خیابان ویلا تحصن کرده بودند، به شهادت رسید. متحصنین با صدور بیانیه‌ای به محاصره نظامی دانشگاه‌ها و بستن آن‌ها بر روی دانشجویان، کارکنان و استادان و همچنین به سکوت مدیریت فرمایشی دانشگاه در مقابل رفتارهای ضد مردمی رژیم و همکاری با آن و اقدامات خشونت‌آمیز نسبت به استادان اعتراض کردند.

اساتید دانشگاه قصد داشتند حضور خود را تا بازگشایی کامل دانشگاه ادامه دهند که این اقدام خشم رژیم را بر انگیخت. از دیگر مطالبات تحصن کنندگان، تخلیه فوری محوطه‌های دانشگاه و اطراف آن‌ها از نیروهای نظامی، پلیس بود. تاثیرات گسترده این تحصن که با حمایت مردم نیز همراه بود موجب رسوایی بیشتر رژیم شد. شهید نجات اللهی در سومین روز از تحصن در وزارت آموزش عالی، هنگامی که در بالکن دانشگاه واقع در طبقه ششم حضور داشت از سوی فردی مود هدف گلوله قرار گرفت و مجروح شد. او پس از انتقال به بیمارستان به شهادت رسید.

نحوه شهادت شهید نجات اللهی نشان از طراحی دقیق این جنایت از قبل داشت به این معنا که گلوله از یکی از ساختمان‌های دور‌تر از محل، توسط یک تیرانداز ماهر انجام گرفت. این در حالی است که تاثیر تجمعات استادان دانشگاه به اندازه‌ای برای رژیم زیاد بود که تنها راه پایان دادن به آن را در به شهادت رساندن شهید نجات اللهی دید اما با این اقدام هم تحصن پایان نیافت.
به نوشته نشریه ایرانشهر، دکتر نجات‌اللهی هنگامی که مشغول سخنرانی برای متحصنین در وزارت علوم بود، کشته شد. دولت اعلام کرد هنگامی که وی سرش را از پنجره بیرون آورده بود، تصادفاً مورد اصابت گلوله قرار گرفت، اما ایرانشهر ادعا کرد بنا به گزارش منابع موثق، وی از پنجره ساختمان روبه‌رویی مورد هدف گلوله قرار گرفته و سرهنگ شاه‌بیگی وی را با شلیک اسلحه کمری عمداً کشته است.
مراسم تشییعی که منجر به شهادت ۲۵۰ نفر شد
روز ششم دی ماه ۱۳۵۷، با حضور ده‌‏‌ها هزار نفر از جمله آیت‏ الله سید محمود طالقانی، پیکر شهید نجات‏اللهی تشییع شد اما این مراسم هم یکی از صحنه‏های خونین دوران انقلاب را رقم زد که با حمله مزدوران رژیم به شهادت بیش از ۲۵۰ نفر از مردم در میدان انقلاب تهران منجر شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نام خیابان «ویلا» تغییر یافته و خیابان «استاد نجات اللهی» نامیده شد.

خلاصه:
5دی سال57، استاد دکتر کامران نجات‌ اللهی هنگامی که مشغول سخنرانی برای دانشجویان و اساتید متحصن وزارت علوم در  بالکن طبقه ششم دانشگاه  
تهران بود ؛ توسط تیرانداز ماهر رژیم پهلوی به شهادت رسید.فردای آنروز ده ‏‌هاهزار نفر؛ پیکر شهید نجات‏ اللهی را در تهران تشییع کردند؛ اما رژیم پهلوی با حمله به این مراسم ؛ بیش از250نفر از مردم حاضر در میدان انقلاب تهران را  به شهادت رساند.پس از پیروزی انقلاب نام خیابان(ویلا)به استاد نجات اللهی تغییر یافت.

منبع:
http://rajanews.com/detail.asp?id=217061

بازنشر:
http://www.afsaran.ir/link/812789
http://mehrdadz.blogfa.com/post/708
http://hadinet.ir/view/post:8274345
http://sangariha.com/view/post:6641801/1421877458/
http://razesorkh.com/view/post:4865463

#شهید_دکتر_کامران_نجات_اللهی_استاد_دانشگاهی_دانشگاه
#که_هنگام_سخنرانی_توسط_رژیم_پهلوی_ترور_شد_وزارت_علوم
#خیانت_جنایات_جنایت_رژیم_منحوس_پهلوی_محمد_رضا_شاه
#خائن_خیانت_ملعون_دیکتاتوری_زور_اجبار_ظلم_دانشجو_زمان_طاغوت
#نظام_شاهنشاهی_پوچ_تخیلی_توهم_تیر_اندازی_حرفه_ای_شاه


 

 



ساده زیستی رهبر انقلاب به نقل از حاج احمد خمینی و یک خبرنگار + عکس منزل رهبر انقلاب

به نام خدای مهدی (عج)

 ساده زیستی رهبر انقلاب  به نقل از حاج احمد خمینی  و یک خبرنگار


افسران - ساده زیستی رهبر انقلاب به نقل از حاج احمد خمینی و یک خبرنگار + عکس منزل رهبر انقلاب


خبرنگاری از مقام معظم رهبری درخواست کرد که از وضعیت زندگی و خانه ایشان گزارشی تهیه نماید،اما ایشان اجازه ندادند و خبرنگار علت را جویا شد، آقا فرمودند:عیبی ندارد گزارش بگیرید ولی یادتان باشد که گفتم کسی باور نمی کند.
خبرنگار می گوید پس از ورود به خانه چنان بغضی مرا گرفت که زبانم به لکنت افتاد...
مقام معظم رهبری به خبرنگار فرمودند: این هم خانه ی بنده ی حقیر،شروع کنید و گزارش بگیرید.
خبرنگار با چشمان خیس :-S به آقا گفت:قانع شدم آقا.... کسی باور نمی کند. :(( :-S
ehavadar.com/.../...

حاج احمد خمینی: من از داخل منزل ایشان مطلع هستم. مقام معظم رهبری در خانه، بیش از یک نوع غذا بر سر سفره ندارند. خانواده معظم له روی موکت زندگی می کنند. روزی به منزل ایشان رفتم. یک فرش مندرس آنجا بود. من از زبری آن فرش به موکت پناه بردم!
www.hawzah.net/fa/Magazine/View/5211/5633/54789

در ضمن تمامی تصاویری که یک خانه قدیمی تیر چوبی را نشان میدهد با یک حوض در حیاط مربوط به خانه پدری رهبر معظم انقلاب آقا سید جواد خامنه ای در مشهد مقدس است ...
لطفا توجه فرمایید ...
www.farhangnews.ir/content/47030
 

پیشکسوتان جهاد و شهادت در همه صحنه‌ ها حاضر باشند ؛ روزهای تعیین کننده و حساسی پیش رو داریم.

به نام خدای مهدی (عج)


 

افسران - پیشکسوتان جهاد و شهادت در همه صحنه‌ ها حاضر باشند ؛ روزهای تعیین کننده و حساسی پیش رو داریم.

 


 سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه:
پیشکسوتان جهاد و شهادت در همه صحنه‌ ها حاضر باشند ؛ روزهای تعیین کننده  و حساسی  پیش رو داریم. 


 

 


به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از سپاه نیوز، همایش پیشکسوتان جهاد و شهادت آغاز به‌کار کرد و در ابتدای این همایش، پیام سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای حاضران در این مراسم قرائت شد که متن این پیام به شرح زیر است:
لازم است پیشکسوتان جهاد و شهادت در همه صحنه‌ها آماده باشند. روزهای تعیین‌کننده و حساسی پیش رو داریم و انقلاب اسلامی هنوز سال‌ها و ماه‌های تعیین‌کننده‌ای در پیش رو خواهد داشت.
جبهه‌های خون‌رنگ حق علیه باطل و نیز عرصه‌های جهاد و سازندگی پس از آن، آینه‌ای از بروز و ظهور اخلاص و کرامت بسیجیان است؛ آنان که به حقیقت قرآن رسیده بودند چه آنان که به فیض شهادت نرسیدند، چه آنان که در پرورش و بسط افکار و روحیه بسیجی و بسیجی‌گری بیرق بسیج را افراشته و حیات می‌کنند.

منبع خبر:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931015000250


http://www.afsaran.ir/link/802282
http://mehrdadz.blogfa.com/post/699
http://sangariha.com/view/post:6633583/1421094425/
http://razesorkh.com/view/post:4704692
http://hadinet.ir/view/post:8271634





گی

 

سفارش حاج احمد خمینی به فرزند خود حسن خمینی به حرکت در خط رهبری

به نام خدای مهدی (عج)
افسران - سفارش حاج احمد خمینی به فرزند خود حسن خمینی به حرکت در خط رهبری

حاج احمد آقا خمینی:
به حسن و برادرانش این توصیه را می‌نمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام کشور را می‌خواهند. هرگز گرفتار تحلیل‌های گوناگون نشوند که دشمن در کمین است.

باید در کنار نظام‌مان پشت سر رهبری قرار بگیریم. رهبر ما شاگرد امام است. هیچ کس حق شکستن حریم رهبری را ندارد. حرمت رهبری نظام اسلامی، از اصول خدشه‌ناپذیر انقلاب اسلامی ماست. همه باید به دستور رهبری عمل کنند... ما امروز موظف هستیم پشت سر مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حرکت کنیم. هر چه ایشان گفت، گوش کنیم.

اگر روزی حرکت ما با حرکت ولی نخواند، بدانید که نقص از ماست ... قاطع‌تر پشت رهبری باشیم و نگذاریم رهبرمان احساس تنهایی کنند. همان‌طور که نگذاشتید امام احساس تنهایی کند. اطاعت از خامنه‌ای، اطاعت از امام است. هر کس منکر این معنا شود، مطمئن باشید در خط امام نیست و هر کس بگوید که اطاعت از امام غیر از اطاعت از آیت‌الله خامنه‌ای است، در خط آمریکاست.

منبع:
http://fararu.com/fa/news/51814


http://mehrdadz.blogfa.com/post/693
http://www.afsaran.ir/link/798979
http://hadinet.ir/view/post:8270136
http://razesorkh.com/view/post:4645167
http://sangariha.com/view/post:6629577/1420669406/




اسرار میرحسین موسوی در مراودات با ساواک

به نام خدای مهدی (عج)

 

باقیمانده پرونده ساواک میر‌‌حسین موسوی و زهرا رهنورد

باقیمانده پرونده ساواک میر‌ موسوی و زهره کاظمی (زهرا رهنورد) چند نکته جالب دربر دارد. اول این که اسناد مشکوکی در این پرونده مبنی بر همکاری این دو نفر با دستگاه امنیت رژیم پهلوی وجود دارد، مثلاً زهرا رهنورد ارتباطات امام موسی‌صدر را به مخبرین ساواک گزارش می‌کرده و یا ساواک مجوز عضویت هیأت علمی دانشگاه ملی (شهید بهشتی) را برای موسوی صادر کرده است.

دومین نکته جالب دستگیری موسوی به اتهام ارتباط با آلادپوش است. آلادپوش از اعضای ارشد سازمان مجاهدین خلق که عامل اصلی ترور چند مستشار امریکایی بود. موسوی در مقابل بازجوی ساواک، بسیار ذلیلانه رفتار می‌کند و آنچه ازآلادپوش می‌دانسته و نمی‌دانسته به بازجویش تحویل می‌دهد و در یک فرآیند کاملاً مطابق با مبانی حقوق بشر!

10 روز بعد به دلیل نبود ادله آزاد می‌گردد. این در حالی است که چند «هم‌ پرونده ای» موسوی که تنها نام آلادپوش را شنیده بودند و از او اطلاعاتی نداشتند به چند سال حبس محکوم می‌شوند. شاید رمز اظهارات اخیر موسوی که نظام سلطنت را بر‌تر از نظام جمهوری اسلامی دانسته بود، در همین دستگیری و آزادی باشد.

سفر به آمریکا: نکته سوم پرونده موسوی سفر او و زهره کاظمی با فرزندانشان به آمریکا در سال 1355 جهت سکونت دائمی است. آن‌ها که فرصت‌طلبانه بدون دادن هیچ‌گونه هزینه‌ای از کانون نویسندگان، مجاهدین خلق، جنبش مسلمانان مبارز، علی شریعتی و گروه‌های مسلمان به‌ سکوی پرش روشنفکری استفاده می‌کردند، می‌خواستند به مهد روشنفکری یعنی آمریکا بروند تا نان سختی‌های مبارزین داخلی را بخورند اما یک سال پس از اقامت در آمریکا با اوج‌گیری مبارزات مردمی در سال 1357، تصمیم به بازگشت گرفتند.

 

 کامل در ...

http://taranomnews.com/Pages/News-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%DB%8C%D8%B1_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C_%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA_%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D9%81%D8%AA%D9%86%D9%87_88%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D9%88%D9%84_-1435.aspx

 
  BLOGFA.COM